کد خبر 127322
۲۳ خرداد ۱۳۹۵ - ۰۰:۰۰

یک شهید، یک جرعه رمضان(3)

یک شهید، یک جرعه رمضان(3)

به گزارش خبرگزاری حیات، کم نبودن رزمندگانی که با زبان روزه و در حالی که اقامه نماز نموده و ذکر خدا رو به لب داشتند، دعوت حق رو لبیک گفته و به دیدار خدا شتافتند. بی شک، آنان کسانی بودند که به یک توفیق مضاعف دست پیدا کرده و علاوه بر توفیق مجاهدت و ایثارگری در راه خدا، به مقام عبادت و حضور در ضیافت الهی هم نائل شدند. اما شهادت در ماه رمضان و آن هم با زبان روزه چیز دیگری بود. مقام و موهبت کمی نبود این که مجاهد راه خدا باشی و در حال عبادت خدا، با زبان روزه و میهمان خدا به شهادت برسی، اون هم در سخت ترین شرایط ممکن، که تصورش هم برای خیلی از ما سخته و ناباورانه! مگر می شود از یاد برد خاطره ی نوجوان شهید «مسعود ماپار» را وقتی برادرش می گفت: سنش از من کمتر بود، اما او را به عنوان معلم اخلاق قبول داشتم، چرا که درس های زیادی از او آموخته بودم.تابستان بود که به سن تکلیف رسیدیم؛ ماه رمضان بود و قرار گذاشتیم که برای اولین بار روزه بگیریم. برق شادی که توی چشماش موج می زد رو هیچوقت فراموش نمی کنم. احساس بزرگی می کرد؛ این رو از حرکاتش می شد فهمید. با آرامش وضو می گرفت، با وسواس مسح می کشید و با دقت کلام وحی رو تلاوت می کرد. اون روز، از شدت تشنگی و گرسنگی بی حال روی زمین ولو شده بودم. نگاهی به مسعود انداختم؛ او هم رنگ چهره اش پریده بود. کنارم نشست و گفت:« داداش! پاشو بریم مسجد.» کمی جابجا شدم و گفتم:« دارم از تشنگی و گرسنگی می میرم. بعد از افطار همین جا نماز می خونم.» لبخند زیبا و پرمعنایی زد و در حالی که منو از جا بلند می کرد گفت: «اول نماز؛ اونم به جماعت!» با دیدن لب های خشکیده ی مسعود، بی هیچ حرف اضافه ای با او به طرف مسجد حرکت کردم. شهید «مسعود ماپار» سر انجام در عملیات بدر بر اثر برخورد ترکش به شکم، اسم خودش رو در شمار شهدای بدر ثبت کرد. منبع: پرونده فرهنگی شهید، به نقل از برادر شهید نوشته بهمن معتمدنیاانتهای پیام/  

برچسب‌ها