کد خبر 127144
۱۷ خرداد ۱۳۹۵ - ۰۰:۰۰

یادداشت/ به کجا چنین شتابان

یادداشت/ به کجا چنین شتابان

هنر و هنرمند اگر مترصد پیشرفت و موفقیت است باید در خدمت جامعه و در جهت فرهنگ آن اجتماع گام بردارد. در جنگ هشت ساله قریب به 90 درصد شهدا، ایثارگران، آزادگان و حتی فرماندهان جنگی ما در سنین بین 18 تا 25 و بعضا تا 30 سال سن داشتند. جوانان آن دوران چه کردند که جهان این چنین متحول شد.

به گزارش خبرگزاری حیات، رضا ایرانمنش، بازیگر سینما و تلوزیون در یادداشتی با عنوان "به کجا چنین شتابان" نوشت:تاثیر هنر در جامعه و نقش برجسته آن در هدایت و حمایت از موضوعات مختلف اجتماعی همواره یک سوال کلیدی و در عین حال سرنوشت ساز و تعیین کننده به شمار می رود. اینکه هنر در هر قالب چگونه می تواند در مروج یک ارزش یا یک فرهنگ در اجتماع، به ویژه در شرایط کنونی که جامعه روز به روز و حتی ساعت به ساعت در معرض پیشرفت تکنولوژی قرار دارد، نقش ایفا کند؛ منتهی به این می شود که وقتی هنر تبلیغات از یک محصول مصرفی خواه گران یا خواه ارزان قیمت می تواند بین اقشار مختلف جامعه جاذبه ایجاد کند، مسلماً در تبیین یک هنجار اجتماعی یا یک ارزش ملی و مذهبی و همین فرهنگ ایثار و شهادت کارآمد و توانا خواهد بود. مضاف بر اینکه جاذبه یک محصول مصرفی به مراتب از جاذبه یک فرهنگ و ارزش ملی و مذهبی و یا یک فرهنگی مانند ایثار و شهادت در جامعه کمتر است و تاثیرگذاری کمتری دارد.موضوع هنر و فرهنگ چنان امر شناخته شده ای در دنیای امروز است که همه حکومت ها و کشورها در تمام مسائل داخلی و بین المللی اعم از موضوعات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و غیره از آن کمک می گیرند و دست به دامن هنر می شوند و به زعم آنان هنر است که در راس تمامی امور قرار می گیرد. همچنانکه در ادوار انتخابات ایالات متحده نیز دیدیم چطور ریگان به رغم شکست محسوس طی نظرسنجی های مختلف چندین ایالت که گواه بر آن داشت او هیچ شانسی برای رسیدن به ریاست جمهوری ندارد به یکباره و با اتکا بر هنر و هنرمندان داخلی ظرف چند روز تمامی پیش بینی ها را منقلب و تمامی رقبای خود را شکست داد.بهره گیری درست از هنر برای تاثیرگذاری بر جامعه نشات گرفته از هوش و ذکاوت آنانی است که هدف والایی را در اجتماع و سطح جامعه دنبال می کنند اما از باب تاسف باید گفت چنین مساله ای در کشور ما اساساً مورد توجه قرار نمی گیرد و در حالیکه مسئولان مدام بر معضلاتی مانند تهاجم فرهنگی تاکید دارند هنوز برنامه منسجم فرهنگی و هنری برای مقابله با این مساله عملیاتی نکردیم.ترویج فرهنگ ایثار و شهادت به واسطه هنر و هنرمندان در قالب های مختلف یک فرصت بزرگ برای کشورماست. چراکه جوانان و نسل آینده ما تشنه شناخت و درک و معرفت حماسه هایی هستند که شهدا، ایثارگران و آزادگان از خودشان در تاریخ دنیا به جای گذاشتند و امروز نتایج آن را در مدافعان حرم می بینیم. جوانان ما تشنه شناخت این مساله هستند ولی چیزی نداریم که به آنان ارائه کنیم.سینماهای کشور به این دلخوش کرده اند که با اشاره به بخشی از معضلات جامعه رسالت فرهنگی خود را به غایت بردند، در حالی که طرح مساله بدون ذکر راه حل و راهکار نمی تواند اثر بخش باشد و مخاطب را تحت تاثیر قرار دهد. اینکه همه داستان ها تکراری ، بازیگران و فیلمنامه ها شبیه هم هستند چطور می تواند رسالت هنر در بخش فرهنگی جامعه را به منزل برساند. اینکه تهیه کنندگان تمام همت خود را به جذب بازیگران مشهور برای فروش بیشتر فیلم ها معطوف می کنند در نهایت اثر بخشی سینما را بر مخاطبان به ویژه نسل جوان تقلیل می دهد.امسال بعد از یک وقفه چند ساله که با سینما قهر کرده بودم به سبب تبلیغات گسترده ترغیب شدم که به تماشای برخی فیلم ها بروم. تصورم این بود که در پس این قهر چند ساله مرتکب اشتباه شده ام و اکنون سینمای ایران دست خوش تغییرات و تحولات قرار گرفته است ولی در نهایت چیزی که دیدم تاسف برانگیز بود. حتی آن چند فیلم پرفروش که دائم تاکید داشتند رکورد مخاطب را در تاریخ سینمای ایران تغییر داده است چیزی در محتوا برای مخاطبان نداشت و نه فقط من بلکه مخاطبان عام نیز به این مساله اذعان داشتند.هنر و هنرمند اگر مترصد پیشرفت و موفقیت است باید در خدمت جامعه و در جهت فرهنگ آن اجتماع گام بردارد. در جنگ هشت ساله قریب به 90 درصد شهدا، ایثارگران، آزادگان و حتی فرماندهان جنگی ما در سنین بین 18 تا 25 و بعضا تا 30 سال سن داشتند. جوانان آن دوران چه کردند که جهان این چنین متحول شد. جوانان آن دوران با چه معیاری از خودگذشتگی کردند و با شجاعت و شهامت هرچه تمام تر دنیا را شگفت زده کردند و شنیدیم و می شنویم که کسی به خود جرات حمله به ایران را نمی دهد. این افتخار بزرگی است که در نقاط مختلف جهان و در عرصه های مختلف اعم از فرهنگ تا مواضع سیاسی از جنگ تحمیلی ما و مقاومت جوانان ما الهام می گیرند ولی ما در این خصوص چه کردیم و چه می کنیم.اگر نگران تهاجم فرهنگی هستیم و اگر بنای مقابله با مشکلات و مفاسد و آسیب ها را داریم باید به جای پاک کردن صورت مساله و شعار دادن و موضع گیری از طریق هنر و فرهنگ سازی پیش برویم تا موضوع را ریشه ای حل کنیم. برای این کار نیاز است که به هنر و هنرمند عمق و هویت ببخشیم ، از مدیران و مسئولان توانمند بهره مند باشیم و مهمتر از همه به جای پرداختن به مسائل حاشیه ای و تغییرات آنی و بدون برنامه ، اصول را مبنای کار قرار دهیم.باید فرهنگ سازی از سطح عالی مدیران و مسئولان به سمت عموم جامعه بسط پیدا کند تا در نهایت محتوا و ارزش در هنر جریان پیدا کند و فرهنگی مانند فرهنگ ایثار و شهادت در جامعه رواج پیدا کند. در غیر این صورت نباید از یک جوان انتظار داشت که چرا از شهدا و ایثارگران درک کمی دارد و در ازای آن یک ضد ارزش نشات گرفته از تهاجم فرهنگی مورد توجه قرار می گیرد. باید برای جوانان از جنگ بیشتر گفت و زوایای پنهان رشادت ها و جان فشانی ها را به جوانان و نسل آینده توضیح داد. جوان ما شاید نداند و درک نکند چطور جنگ ایران و عراق 8 ساله شد . شاید نداند که چرا جنگ تحمیلی یک نبرد نا برابر بود. چرا نمی گوییم که رزمندگان ما تنها به اتکا یک عده محدود با چند آرپی جی و تفنگ ، بدون پشتیبانی برای حفظ یک منطقه مجبور بودند روزها و هفته ها در برابر ده ها تانک دشمن ایستادگی می کردند؟ وقتی بگوییم و وقتی با زبان هنر آن را برای جوان امروزی مطرح کنیم او تازه معنای واقعی ایثار و شهادت را درک خواهد کرد.باید برای جوان امروزی ما توضیح داد که هجمه و هجوم که هزینه های سنگینی برای کشور داشت که در جنگی نابرابر ، مقابل صدامی بایستد که مورد حمایت چندین و چند کشور پیشرفته دنیا بود و ما باید در چنین شرایط در مقابل هجمه دشمن از کشور محافظت می کردیم. فراموش نکنیم که جوانان ما تشنه آگاهی هستند و زمانی که نتوانیم این عطش و شوق را با هنر و فرهنگ خودمان برطرف نکنیم ، این ماهواره ها هستند که آنان را جذب می کنند. اگر بخواهیم بحث ارزش ها را در جامعه زنده نگاه داریم و فرهنگ ایثار و شهادت را در جامعه رواج دهیم می بایست یک تحول جدی در کشور ایجاد کرد. وگرنه با این شرایط و با وضعیت به نتیجه نخواهیم رسید و به بیراهه خواهیم رفت. البته حمایت مسئولان نیز در این مقوله حائز اهمیت است و اگر هنرمندان متوجه باشد که برای او ارزش قائل هستند و مورد حمایت است تاثیرگذاری بیشتری دارد و جدی تر در مسیر حرکت می کند وگرنه هنری که از غم نان باشد راهگشا نیست.  انتهای پیام/   

برچسب‌ها