وصیت های جاودان
خدایا قلب و دل و روح مرا پاک گردان و از زشتیها و پلیدیهای اخلاقی و روحی مرا نجات ده و لیاقت تزکیه و تسلط بر هوای نفسانی را به من عنایت فرما.
به گزارش خبرگزاری حیات، شهید خسرو اکبرلو، بیست و پنجم بهمنماه ۱۳۴۲ش در یک خانواده مذهبی در شهرستان پاکدشت از توابع استان تهران چشم به جهان هستی گشود. شهید اکبرلو - به واسطه تربیت خاص خانوادهاش - از همان دوران کودکی، نسبت به شرکت در محافل مذهبی و مساجد، حساسیت و علاقه ی ویژه ای داشت. شهید بزرگوار بعد از اتمام دوران تحصیلاتش، وارد آموزش و پرورش شد و حرفه ارزشمند معلمی را با جان و دل آغاز کرد. شهید اکبرلو طی دوران معلمی اش، خالصانه به نونهالان این مرز و بوم در مناطق محروم خدمت میکرد. با شروع جنگ تحمیلی رژیم متجاوز عراق علیه نظام نوپای جمهوری اسلامی ایران، این معلم دلسوز، خدمت در جبهه های پیکار حق و باطل را برگزید و راهی میادین نبرد شد. شهید خسرو اکبرلو طی چندین مرتبه، به جبهه اعزام گردید تا اینکه در تاریخ بیست و هفتم اردیبهشتماه سال ۱۳۶۵ هجری شمسی در سن بیست و سه سالگی از جزیره مجنون، مهمان خوان گسترده الهی گشت.شهید در آینه خاطرات:*برادرم هر وقت در جبهه فرصت نمی کرد روزه بگیرد، وقتی به مرخّصی می آمد قضای روزه اش را می گرفت. دوشنبه ها و پنج شنبه ها روزه می گرفت. چون امام در سخنانشان فرموده بودند: «روزهای دوشنبه و پنج شنبه روزه بگیرید که صواب بیشتری دارد.»ما اغلب اوقات متوجّه نمی شدیم، چون بی سحری روزه می گرفت. صبح مادرم صدایش می کرد و می گفت: « خسروا! بیا صبحانه ات رو بخور.»او بهانه می آورد و می گفت: «الان می یام. شما بخورید.»وقتی می دیدیم ظهر شد و نیامد، می فهمیدیم باز هم روزه گرفته است. *هر زمان می خواست به جبهه برود، برای رزمنده ها لباس می دادم که ببرد. می گفتم: «هر کدوم رو که می خوای، برای خودت بردار، بقیّه رو ببر واسه ی دوستات.» می گفت: «آبجی! من چیزی لازم ندارم.»زن برادرهایم برای رضا یک پلوور بافته بودند. دو، سه روز بیشتر نبود که آن را پوشیده بود. وقتی اجناس را دادم که ببرد، گفت: «چون اینم خیلی دوست دارم، می دم در راه خدا.» پلوور را از تن درآورد و گذاشت لابلای اجناس.وصیت نامهخدایا با نام و یاد تو وصیتنامهام را شروع میکنم و امیدوارم که آنی و کمتر از آنی مرا به خود وانگذاری. از خدای بزرگ میخواهم حال که همهی لذات دنیا را رها کردم و به ندای رهبر لبیک گفتم و به جبههی حق علیه باطل آمدهام، قلب و دل و روح مرا پاک گرداند و از زشتیها و پلیدیهای اخلاقی و روحی مرا نجات دهد و لیاقت تزکیه و تسلط بر هوای نفسانی را به من عنایت فرماید و از خدا میخواهم تا از من راضی نشده و گناهانم را نیامرزیده، مرا از این دنیا نبرد. من دوست دارم پاک باشم و با خدای خود ملاقات کنم، چون او پاک است و پاکی را دوست دارد.انتهای پیام/