کد خبر 126512
۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۵ - ۰۰:۰۰

پدرم عاشق اسلام بود/ پولی به داعش نمی‌دهیم

پدرم عاشق اسلام بود/ پولی به داعش نمی‌دهیم

فرزند شهید مدافع حرم، گفت: اگر روزی گروهک تروریستی داعش پولی بابت بازگرداندن پیکر پدرم مطالبه کند، این کار را نمی کنیم، چون نمی خواهیم تروریست ها قدرتمند شود.

در لابلای صحبت با یکی از فرزندان شهدای مبارزه با گروهک تروریستی داعش، می توان فهمید که هنوز او و خانواده اش امیدوارند پدر زنده باشد و به کانون خانواده بازگردد؛ شهید «مصطفی تاش موسی» اولین نفری بود از شهرستان رامسر در استان مازندران، و در درگیری با گروهک تروریستی-تکفیری داعش در کشور سوریه به شهادت رسید؛ حالا «مجتبی» 24 ساله فرزند بزرگ این شهید، در گفت وگو با خبرگزاری حیات، از 2ماه بلاتکلیفی خانواده و شرایط سختی که قبل از اعلام رسمی شهادت پدر برای‌شان به وجود آمده بود، سخن می گوید؛ «مجتبی تاش موسی» می گوید: پدرش عاشق واقعی اسلام بود و شهادت در راه اسلام افتخاری است که نصیب ایشان شد و البته ما نیز به این موضوع افتخار می کنیم. گفت وگوی «مجتبی تاش موسی» با خبرنگار خبرگزاری حیات را در ادامه بخوانید:*جناب آقای تاش موسی! ضمن عرض تسلیت؛ شنیده ایم که خانواده محترم شما اعلام کردند، در مقابل درخواست گروهک تروریستی-تکفیری داعش مبنی بر درخواست پول برای بازگرداندن پیکر پدر شهیدتان شهید مصطفی تاش موسی، بی تفاوت بوده و گفته اید پولی به این گروهک پرداخت نمی کنیم تا باعث تقویت و کمک به این گروه و گسترش جنایات آن شود؟ لطفا در این خصوص توضیح دهید؟ البته تاریخ دقیق شهادت پدر بزرگوارم را به صورت دقیق به خانواده اعلام نکردند و فقط آن چیزی که ما متوجه شدیم این بود که از پشت بی سیم اعلام شده بود که پدرمان به شهادت رسیده است. از آن جایی که هیچ کس لحظه شهادت پدرم را ندیده است، همه ما در خانواده هنوز امیدواریم که پدرمان بازگردد.*ما شنیده بودیم که نه تنها خبر شهادت شهید مصطفی تاش موسی به خانواده اعلام شده بلکه شما در مقابل درخواست گروهک داعش مبنی بر پرداخت پول برای بازگرداندن پیکر، از این اقدام صرف نظر کرده اید؟البته پیامی از شخص خاصی به ما نرسیده که گروهک داعش برای پس دادن پیکر پدرم پولی از ما خواسته باشند، اما با توجه به سابقه گروهک داعش که گاهی در ازای آزادی گروگان هایی که می گیرد یا پس دادن پیکر برخی از کشته شدگان به خانواده های شان، درخواست پول می کند، خودم با مادرم صحبت کردم که اگر پدرمان شهید شده باشد و روزی پیامی از گروهک داعش رسید که در ازای پس فرستادن پیکر پدرم، پولی را مطالبه کنند، ما از این کار صرف نظر کنیم، چرا که معتقدیم، پولی که برای پس فرستادن پیکر یک نفر به دست گروهک تروریستی-تکفیری داعش می رسد، ممکن است صدها انسان دیگر را از بین ببرد؛ به همین جهت خودم با مادرم صحبت کردم که اگر روزی این اتفاق افتاد آمادگی روحی بالایی داشته باشد.*عکس العمل مادرتان در مقابل این ایده و فکر شما چه بود؟اگر چه پس فرستادن پیکر و وجود یک مزار برای پدرم، آرامش خاطری برای من و خانواده ام فراهم می کند، اما باید منطقی فکر کنیم، چرا که شاید مثلا با دادن وجهی، پیکر پدر من بازگردد اما ممکن است از طریق همان وجه، صدها فرزند دیگر بی پدر شوند. از طرفی این گونه مبالغ و پول ها، گروهک داعش را قدرتمندتر و انگیزه اعضای آن را بیشتر از قبل می کند. با بیان این استدلالات خانواده هم نسبت به این کار متقاعد شدند.*واقعا هنوز امید دارید که پدرتان زنده باشد و به شهادت نرسیده است؟روز 22 بهمن ماه سال 94 بود که به ما گفتند در منطقه جنگی، از طریق بی سیم گفته اند پدرمان به شهادت رسیده اما هیچ جای رسمی، خبر شهادت شهید مصطفی تاش موسی را تأیید نمی کرد و به همین دلیل ما بسیار سردرگم و نگران بودیم که بالاخره چه شده است؛ آیا پدرمان زنده است؟، آیا اسیر شدند؟ آیا به شهادت رسیدند؟ بالاخره وضعیت شان چطور است؟ تا این که 8صبح 15 فروردین امسال به صورت رسمی به ما خبر دادند که آقا مصطفی تاش موسی شهید شده و مفقودالاثر هستند.*بعد از تأیید شهادت شهید مصطفی تاش موسی، اوضاع کلی خانواده شما، چگونه بود؟ به شنیدن خبر شهادت کاری ندارم، اما آن دو ماهی که ما بلاتکلیف بودیم و نمی دانستیم وضعیت چه گونه است خیلی اوضاع سخت و دشواری بود؛ 2ماه بلاتکلیفی را شاید هیچ کس درک نکند. پدرم اگر شهید شده به هدفش رسیده و اگر نشده خداوند سلامت شان بدارد و ایشان را به ما بازگرداند.*اگر خاطره ای خاصی از پدرتان دارید برایمان بازگو کنید؟من پسر بزرگ خانواده هستم و یک خواهر از خودم کوچکتر دارم که ازدواج کرده است. پدرم خیلی خیلی زیاد به خواهرم وابسته بود اما زمانی که تنها 2ماه به تولد اولین فرزند خواهرم مانده بود، ایشان برای مبارزه با دشمنان اسلام راهی سوریه شد؛ یعنی پدرمان با وجود وابستگی شدید عاطفی به خواهرم، 2ماه صبر نکرد که اولین نوه خود را ببیند و بعد راهی جنگ در سوریه شود و ما فکر می کنیم که ایشان عشق واقعی به اسلام داشت.*بعد از گذشت چند ماه دوری از پدر بزرگوارتان، نظر شما و دیگر اعضای خانواده تان نسبت به موضوع شهادت شهید مصطفی تاش موسی چیست؟ شهادت در راه اسلام افتخار است و ما نیز به این موضوع افتخار می کنیم؛ پدرمان نام نیکی از خانواده خود و برای اعضای خانواده گذاشت که این نام نیک خواهد ماند؛ تنها ناراحتی‌مان این است که پدرمان هنوز جوان بود و 45 سال بیشتر نداشت و ما در این شرایط بی پدر شدیم؛ اما هر گاه فکر می کنیم که اهداف مقدسی که پدرم به خاطر آن ها به شهادت رسید، نه تنها ناراحتی مان برطرف می شود، بلکه افتخار می کنیم. انتهای پیام/  

برچسب‌ها