ورزش درمانی؛ نبرد با عوارض شیمیایی
جانباز شیمیایی که پس از پایان جنگ تحمیلی با ورزش، به جنگ عوارض ناشی از گازهای شیمیایی رفته و در حال حاضر نیز با نشاط و سرزندگی ناشی از ورزش، مردم را به آن تشویق می کند
به گزارش خبرگزاری حیات، سرهنگ سید علی حیدری که پس از پایان جنگ تحمیلی با ورزش، به جنگ عوارض ناشی از گازهای شیمیایی رفته و در حال حاضر نیز با نشاط و سرزندگی ناشی از ورزش، مردم را به آن تشویق می کند، از فعالیت های ورزشی خود می گوید...* خود را معرفی کنید و بگویید در چه سالی و چگونه جانباز شده اید.-سال 1326 در یکی از روستاهای بخش "زاوه"- از توابع تربت حیدریه- متولد شده ام و سال 1346 وارد نیروی زمینی ارتش شدم.10 سال در مناطق عملیاتی جبهه های حق علیه باطل، حضور مستمر و افتخار خدمت داشته ام. در عملیات های مختلف و به صورت های مختلف دچار مجروحیت شدم که اولین مجروحیت من در سال 1360 و آخرین آن در سال 1367 بود. اما جدی ترین عارضه ای که از زمان جنگ برای من باقی مانده است، عارضه شیمیایی و آلودگی با گاز "خردل" بود.*از چه سالی به صورت جدی در ورزش فعالیت داشته اید؟- پس از ورود به ارتش، در تیم های ورزشی که در پادگان تشکیل می شد، حضور پیدا کردم و در زمان جنگ نیز خودم ورزش می کردم و یگان خود را نیز به ورزش تشویق می کردم. پس از جنگ و وقتی به آمادگاه 541 مشهد منتقل شدم، به عنوان افسر آموزش و بعد از آن، افسر ورزش آمادگاه معرفی شدم. در همین مدت، گود باستانی آمادگاه را با کمک و همراهی فرماندهی آمادگاه احداث کردیم و به صورت جدی ورزش می کردیم.*با وضعیت شیمیایی خود چگونه کنار آمدید؟-پس از جنگ، جانبازان شیمیایی موظف بودند هر فصل برای مسائل درمانی خود در بیمارستان "ساسان" تهران بستری شوند. سال 1372 در جریان گفت و گوی تعدادی از متخصصین آلمانی با پزشکان ایرانی بیمارستان، متوجه شدم آنها به پزشکان ایرانی می گویند که بیماران شیمیایی شما حداکثر طی مدت 10 سال می میرند. پس از شنیدن این گفت و گو، با اصرار و رضایت خود، از بیمارستان خارج شدم و به مشهد برگشتم. یکی از پزشکان مشهدی از مرکز برای پیگیری مسائل درمانی به من معرفی شده بود که او نیز تعدادی دارو برای من تجویز کرده بود و روزانه موظف به مصرف آنها بودم که مصرف آنها، نیز عوارض جانبی هم برای من ایجاد کرده بود.وقتی دیدم با مصرف داروها دچار عوارض جانبی می شوم و مصرف نکردن داروها نیز باعث بروز عوارض شیمیایی در بدن من می شود، به حرم مطهر حضرت رضا (ع) رفتم و به ایشان متوسل شدم. پس از آن نیز مصرف دارو را کمتر و "ورزش درمانی" را آغاز کردم.*چگونه؟- صبح ها در بوستان محله ورزش می کردم. پس از مدتی، دیدم که تعدادی از مردم به صورت انفرادی و جداگانه، هر روز در این پارک ورزش می کنند. از طرفی، مدتی را هم در منطقه سعد آباد و همراه با گروه ورزش صبحگاهی آنجا، ورزش کرده بودم و چیزهایی از ورزش صبحگاهی نیز یاد گرفته بودم. از مردم محله خودمان خواهش کردم که چند روزی با هم ورزش کنیم و اگر فضا مساعد بود، ورزش صبحگاهی را در کنار هم ادامه دهیم و مردم هم از این کار استقبال کردند.پس از مدتی به هیئت ورزش همگانی استان مراجعه کردم و گفتم می خواهم "مربی ورزش" شوم. در ضمن،گزارشی از فعالیت های گروه ورزش صبحگاهی محله را نیز به ایشان دادم. پس از بازدید و اظهار رضایت از وضعیت ورزشی ، با پیگیریهای متعدد، کلاسی برای ما تشکیل شد که به صورت علمی و عملی مورد آموزش قرار گرفتم و در نهایت، گواهی مربیگری ورزش صبحگاهی را دریافت کردم. تا کنون نیز بسیاری از مردم محله را به ورزش تشویق کرده ام که به خواست خدا، در کار خود موفق بوده ام.*به جز ورزش صبحگاهی، چه فعالیت های فرهنگی- ورزشی دارید؟- هفته ای یک روز در پارک و یک روز را نیز در مسجد محله، در مورد ورزش همگانی و تغذیه کلاس آموزشی برگزار می کنم که استقبال خوبی هم از آن می شود.هفته ای یک روز نیز تست فشار خون، ماهانه یک بار تست قند خون و هر فصل یک بار قد و وزن ورزشکاران صبحگاهی محله را کنترل می کنم که همه اینها با هزینه شخصی خودم انجام می شود. البته اخیرا خود مردم هم در تامین هزینه ها همراهی می کنند.با یکی از تولیدی های لباس ورزشی هم صحبت کرده ام و لباس و کفش ورزشی با کیفیت خوب و قیمت مناسب برای ورزشکاران محله تهیه می کنم.*چه انتظاری از مسئولان ورزش دارید؟-توقع داریم متولیان ورزش از کار ما بازدید کنند و اگر نقصی در آن می بینند، گوشزد کنند و کار ما مورد ارزیابی مستمر قرار بگیرد.همچنین نیازمند یک مکان مناسب برای ورزش بانوان نیز هستیم که با انگیزه خوب در فعالیت های ورزشی شرکت می کنند.از روزنامه شما و سایر رسانه ها هم می خواهم که به گونه ای عمل کنند که موجب روی آوردن مردم به ورزش همگانی شود...منبع:روزنامه خراسان