کد خبر 125836
۲۵ فروردین ۱۳۹۵ - ۰۰:۰۰

ماجرای حضور 34 ساله یک پدر بر مزار پسرش

ماجرای حضور 34 ساله یک پدر بر مزار پسرش

از زمان شهادت فرزندم هر روز صبح ها از ساعت 9 تا 11 و عصرها از ساعت 15 تا اذان مغرب بر سر قبر حسین حضور دارم و تا زنده ام نیز این حرکت را ادامه می دهم.

به گزارش خبرگزاری حیات، "غلامرضا نادری" پدر شهید "حسین نادری" مدت 34 سال است که روزی دوبار بر سر مزار پسرش حاضر می شود و ساعاتی طولانی را در کنار مزار فرزندش سپری می کند. به همین بهانه دیداری داشتیم با این پدر شهید که متن ذیل حاصل این دیدار است: غلامرضا نادری با بیان اینکه فرزندم با آگاهی، شناخت و معرفت کامل برای دفاع از اسلام، انقلاب اسلامی و ارزش های دینی در جبهه حضور پیدا کرده و به درجه عالی شهادت نائل آمد اظهارداشت: پسرم در زمان جنگ تنها 15 سال داشت، برای حضور در جبهه، شناسنامه خود را تعویض و سن خود را دو سال افزایش داد تا بتواند برای دفاع از میهن اسلامی وارد جبهه شود.وی خاطرنشان کرد: شهید نادری حدود دو هفته در کلاس های آموزش نظامی در تهران شرکت کرده وبعد از آن راهی جبهه شد و در عملیات آزاد سازی خرمشهر(بیت المقدس ) درسال 1361 به شهادت رسید.وی ادامه داد: حسین با تمام وجود عاشق امام خمینی (ره)، انقلاب اسلامی و آرمان های اسلام بود و امید است ما بتوانیم رهروان خوبی برای شهدا باشیم.نادری خاطرنشان کرد: از زمانی که شهید به سن تکلیف رسیده بود، همه دغدغه اش پیروی از مکتب اهل بیت عصمت و طهارت(ع) و اسلام ناب محمدی (ص) و عمل به تکلیف بود، حسین با اولین ندای حضرت امام راحل، از هر فرصتی برای حضور در جبهه جنگ استفاده کرد و حتی از افزایش سن خود جهت قانونی کردن حضورش در صحنه نبرد، دریغ نکرد.وی، احترام به والدین و افراد بزرگتر را از خصوصیات بارز شهید نادری عنوان کرد و گفت: زمانی که وی عزم خود را برای حضور در جبهه جنگ، جزم کرده بود، توصیه کردم درس خود را تمام کند و بعد به جبهه برود با این وجود پسرم به بنده پاسخ منفی نداد ولی از راه های مختلف برای قانع کردن من و کسب رضایت خانواده وارد شد.پدر شهید حسین نادری همچنین روز حرکت فرزندش به سمت جبهه را تشریح می کند و می گوید: وی از یک طرف شوق رفتن به جبهه را داشت و از سوی دیگر بنده اصرار داشتم که درس خود را به پایان ببرد و بعد راهی جبهه شود، به همین دلیل بین دو راهی بود ولی در نهایت راه درست را خودش انتخاب کرد.وی گفت: روزی که قرار بود به جبهه اعزام شود با صراحت به من و مادرش گفت، شهید می شوم و دیگر بر نمی گردم ، ما شوق خاصی برای رفتن به جبهه در وجودش می دیدیم، بسیار عاشق شهادت بودند و با معرفت پا در سفر عشق گذاشت.رویای صادقانه شهید حسین نادرینادری همچنین به بیان خاطره ای از پسر شهیدش می پردازد و می گوید: شش ماه قبل از اعزام، یک شب پسرم از خواب پرید و سر و صدا کرد، ما اطراف وی جمع شدیم و سوال کردیم چه شده، وی گفت: در خواب دیدم در جبهه هستم و گلوله به گردنم خورده و شهید می شوم. وی ادامه داد: در زمان شهادت گلوله ای به گردن حسین اصابت کرده و به شهادت رسید و ما در زمان شهادت به یاد خواب آن شهید افتاده و آرام می گرفتیم.وی تصریح کرد: شهید هیچ زمان اهل دروغگویی و ریاکاری نبود با همه دوستان، خانواده و نزدیکان صداقت داشت.سابقه انقلابی شهید حسین نادریپدر شهید حسین نادری با اشاره به سوابق انقلابی پسرش نیز گفت: وی از زمان آغاز مبارزات با وجود سن کم، در راهپیمایی ها و حرکت های حماسی مردم قم علیه رژیم طاغوت حضور داشت.وی ادامه داد: با توجه به موقعیتی که منزل ما در قم داشت، وی همیشه در خانه را بر روی انقلابیون باز می گذاشت که در زمان تعقیب و گریز توسط ماموران ساواک، آنها به منزل پناه بیاورند.وی گفت: در اوج مبارزات وقتی مردم شعار مرگ بر شاه سر می دادند، ماموران به تظاهرات حمله کرده و تعداد زیادی از مردم همراه با شهید حسین نادری وارد منزل ما شدند.وی ادامه داد: شهدا برای دفاع از آرمان های انقلاب اسلامی، ارزش های اسلام و ولایت جان خود را فدا کردند و توصیه ما به عنوان والدین شهدا این است که جوانان انقلابی ما پیرو رهبر معظم انقلاب باشند و قدر شهدا را بدانند. منبع:ایرنا

برچسب‌ها