کد خبر 125812
۲۴ فروردین ۱۳۹۵ - ۰۰:۰۰

شهید صیاد شیرازی ثابت کرد قرآن، اسلام و روحانیت نفوذش در ملت ایران حد و مرز ندارد

شهید صیاد شیرازی ثابت کرد قرآن، اسلام و روحانیت نفوذش در ملت ایران حد و مرز ندارد

وزیر سپاه در دوران دفاع مقدس: اگر امروز ارتش خوبی داریم بی‌تأثیر از سلوک و معنویت شهید صیاد نیست.

به گزارش خبرگزاری حیات، مراسم گرامیداشت یاد و خاطره سپهبد شهید علی صیاد شیرازی شامگاه گذشته 23 فروردین‌ماه با حضور مردم و جمعی از فرماندهان سپاهی و معاونان ارتش جمهوری اسلامی ایران در سالن همایش‌های برج میلاد برگزار شد. در این مراسم محسن رفیق‌دوست در سخنانی گفت: شهید صیاد شیرازی ثابت کرد قرآن، اسلام و روحانیت نفوذش در ملت ایران حد و مرز ندارد. آن زمان که ارتش طاغوتی بود این مولفه‌ها توانست شخصی را همچون صیاد شیرازی پرورش دهد.وی ادامه داد: یادم می‌آید در زمانی که انقلاب داشت به پیروزی می‌رسید در جلسه‌ای با شهید بهشتی یکی از طرفداران رژیم طاغوت گفته بود شما با کدام نیرویی می‌خواهید با شاه بجنگید که شهید بهشتی از این فرد پرسیده بود شما با چه نیرویی می‌خواهید در مقابل ما بایستید؟. اکنون در ارتش‌تان تا سرهنگ با ما و انقلاب همراه شده است. شهید بهشتی راست می‌گفت. چندین سال بعد صیاد شیرازی گفت یکی از افرادی که به روحانیت اعلام وفاداری کرد من بودم. اکنون نیز ارتش شاه دیگر وجود ندارد و ارتش کاملا به ملت ایران تعلق دارد.وزیر سپاه در دوران دفاع مقدس با تأکید بر این موضوع که من شهید صیاد را بسیار دوست داشتم، توضیح داد: من از سال 40 حضور در محضر امام (ره) را عبادت می‌دانستم و می‌دانستم تمام حرکات امام (ره) حساب شده است. یک ویژگی که در شهید صیاد رحمة‌الله دیدم این بود که هر وقت امام (ره) به صیاد نگاه می‌کردند چهره‌شان بشاش می‌شد و هرگاه ما از محضر ایشان بیرون می‌آمدیم شهید صیاد گریه می‌کرد. یک بار این موضوع را به صیاد گفتم و او نیز این موضوع را حس کرده بود.رفیق‌دوست خاطرنشان کرد: اگر امروز ارتش خوبی داریم بی‌تأثیر از سلوک و معنویت شهید صیاد نیست. این سلوک بر ارتش و مردم اثر وضعی داشت و شهادتش به جان مردم آتش انداخت. امیدوارم که عاقبت ما نیز همچون صیاد باشد.این فرمانده دوران دفاع مقدس درباره پیش بینی شهید صیاد از سوء قصدی که به او شده بود، گفت: دو هفته پیش از شهادت صیاد او به دیدار من آمد. آن زمان من مسئول بنیاد مستضعفان بودم و از سوء قصدی جان سالم به در برده بودم. هنوز آثار سوءقصد در محل کارم پیدا بود. شهید صیاد وقتی به جای گلوله‌ها بر روی دیوار نگاه کرد.گفت ممکن بود این گلوله به سینه‌ام، گلوله دیگر به قلبم و یک گلوله دیگر هم به سرم اصابت کند. پس از آن از من پرسید که آیا خوشحالی که شهید نشده‌ای؟ من به صیاد جواب دادم نه ناراحت هستم و نه خوشحالم. تسلیم قضا و قدرم. صیاد گفت نه باید ناراحت باشی. بیا برای هم این دعا را بکنیم که هر دو شهید بشویم. من به او گفتم دعا می‌کنم تا عاقبت بخیر بشویم. شهید صیاد گفت که ان‌شاءالله که با شهادت به عاقبت بخیری برسیم.رفیق‌دوست در خاطره دیگری از شهید صیاد گفت:‌ روزی به سنگرش رفتم که تاریک بود. او در آنجا با خدا نجوا می‌کرد و نماز شب می‌خواند و در قنوتش دعای «اللهم الرزقنا توفیق الشهادة فی سبیلک» را می‌خواند. پس از اینکه نمازش تمام شد گفتم آخر یک تیر به تو می‌خورد که جواب داد تو اگر زرنگی می‌کردی آخر دعایم یک آمین می‌گفتی.امیر سرتیپ حسن سیفی معاون نیروی انسانی ارتش در ادامه این مراسم اظهارداشت: اگر بخواهیم تصویر شفافی از صیاد ارائه کنیم بسیار دشوار است چرا که او یک عارف آگاه، فرمانده توانا، استاد نیرومند در کلاس درس، طراح جنگ، دشمن‌شناس قوی، فرمانده‌ای ولایی و فیلسوفی آگاه بود. زندگی عملیاتی، فرماندهی و استادی او را باید در سه وجه تمایز اقدام صیاد، روش صیاد و شیوه صیاد خلاصه کنیم.وی افزود: اقدام صیاد این بود که در کارهایش چه پنهان و چه آشکارا رضایت امام زمان (عج) را کسب کند و برای همین روش‌اش را به بهترین صورت انتخاب می‌کرد. چه چیز بهتر از اینکه وقتی به شهادت رسید بوسه نایب امام زمان (عج) در تابوتش نشست.این فرمانده ارتشی گفت: ‌اگر صیاد رفت، دانشگاه‌های امام علی (ع) ارتش، دانشگاه امام حسین (ع) سپاه و دانشگاه نیروی انتظامی مملو از صیاد شده است.در ادامه این مراسم مهدی چمران عضو شورای شهر تهران نیز در سخنانی گفت:‌ مردان بزرگی همچون صیاد هر چه مقامشان بالاتر می‌رود تواضع‌شان در مقابل مردم عادی بیشتر خواهد شد. من صیاد را پیش از انقلاب و از طریق شهید اقارب پرست می‌شناختم، اما او را ندیده بودم تا اینکه در جریان درگیری‌های کردستان روزی به ساختمان نخست وزیری آمد تا با شهید چمران گفت‌وگو کند. در روی پله‌ها صیاد با شهید چمران ملاقات کرد. آن زمان درجه‌اش سروانی بود و از اصفهان آمده بود. خودش را معرفی کرد و من نیز به برادرم گفتم که از دوستان مسلمان و مبارز انقلابی قبل از انقلاب است. شهید چمران، صیاد را به آغوش کشید و صیاد نیز موضوع آمدنش را بیان کرد چون برخی از افراد در رابطه با مسئله کردستان موضوعاتی را مطرح کرده بودند.شهید چمران به صیاد گفت من حرفی ندارم اما در همین حال می‌خواهم به سردشت بروم. خودت همراه من بیا. آن زمان آقای رحیم صفوی نیز همراهشان بود. ابتدا به ارومیه و از آنجا به سردشت رفتند. در جریان این حضور شهید صیاد در کمین ضد انقلاب افتاده بود که یک شبانه‌روز توانسته بود با آن‌ها مقابله کند. پس از آن به سردشت آمد و گفت من تازه جنگ واقعی را درک کردم و از آن به بعد یکی از دوستان صمیمی شهید چمران شد به گونه‌ای که گاهی شب‌ها همراه یکدیگر ساعت‌ها می‌نشستند و برنامه‌ها را تنظیم می‌کردند.چمران در خاطره دیگری بیان کرد: پس از فتح تپه‌های الله‌اکبر، شهید چمران برای ارائه مطالبی به محضر امام (ره) رفت. آن زمان آقای هاشمی رفسنجانی و آقای معادی‌خواه نیز که نماینده مجلس بود به محضر امام (ره) آمدند و از ایشان عذرخواهی کردند و گفتند که می‌خواهیم صیاد شیرازی را که آن زمان یک سرگرد بود فرمانده عملیات غرب کنید. امام (ره) فرمودند که من بنا ندارم دخالت کنم. دو مرتبه دیگر این موضوع را یادآور شدند و امام (ره) هر سه مرتبه نیز همین جمله را گفتند. پس از آن آقای ظهیرنژاد که آن زمان فرمانده نیروی زمینی ارتش بود از این موضوع آگاه شدند و شهید صیاد فرمانده عملیات غرب شد.گفتنی است، در بخش دیگر این مراسم سردار داود غیاثی‌راد خاطره‌ای از حضور شهید صیاد در ارتفاعات قنطره در شمال غرب کشور را روایت کرد. 

برچسب‌ها