کد خبر 125538
۲۸ اسفند ۱۳۹۴ - ۰۰:۰۰

مکتب امام اسلام محرک مستضعفین

مکتب امام

اسلام محرک مستضعفین

به گزارش خبرگزاری حیات، آیا قریش و قدرتمندهای قریش، رسول اکرم را درست کردند که مردم را خواب کند که آنها به رباخواری خودشان و به تجارت خودشان و به أخّاذی خودشان و به غارتگری خودشان ادامه بدهند؟ یا پیغمبر اکرم در مقابل قریش بود؟ خودش هم از قریش بود، اما یک آدمی بود که از همین طبقات پایین بود. از اشراف، به آن معنی که طایفه دار بوده، بود، اما هیچ چیز نداشت. نتوانست در مدینه زندگی کند. از دست همین پولدارها و همین قلدرها مدتی در یک کوهستانی رفت، در یک غاری بود تا اینکه کارهای زیرزمینیش را انجام داد و بعد تشریف بردند مدینه. مدینه کی همراه پیغمبر بود؟ باز آن قدرتمندها بودند؟ باز قلُدُْرها بودند؟ باز رباخوارها بودند؟ تاجرها بودند؟ یهودی هایی که آنوقت جزء مُتمکنین بودند، آنها بودند؟ یا پیغمبر وارد شد به یک آدم درجه سه ای و اشخاصی که دورش جمع شده بودند یک اشخاص فقیر بی بضاعتی و خودش هم یک منزل و اتاق، نه مثل این اتاق، یک اتاقی با لیف خرما! چند تا اتاق برای خودش، و مسجدش هم آن طور. و اصحاب حضرت هم یک دسته شان، که اصحاب صُفّه بودند، آنهایی بودند که منزل هم نداشتند می آمدند روی یک سَکویی در آنجا می خوابیدند. و زندگیشان همین بود. اینها را برداشت برد و آنها را از بین برد. این فقرا را، این مستضعفین را، اینهایی که درجه سه بودند و حتی خانه نداشتند، حتی در جنگ یکیشان یک خرما وقتی پیدا می کرد دهن خودش می گذاشت و در می آورد به دهن رفیقش می گذاشت و او درمی آورد و به دهن رفیقش و او، او، یک خرما را این طوری دور می زدند، اینها بودند که پیغمبر تجهیز کرد ]در[ جنگهای با قریش. آنها با همه بساطی که داشتند و اینها با همه فقر و فلاکتی که داشتند، لکن ایمان داشتند. واقعه غیر آنی است که به جوان های ما گفته اند و تبلیغات کرده اند، که خیر اینها، اسلام یا سایر ادیان، همه اش افیون بوده! خیر، اسلام و سایر ادیان همه محرک بوده اند. (سخنرانی در جمع نابینایان مدرسه ابا بصیر اصفهان در تاریخ ۴ تیر 1358)جنگ زورمندها در منطق قرآنکسی که یک مقداری آشنا باشد به منطق قرآن، می بیند که این قرآن است که وادار کرد پیغمبر اسلام را به اینکه با این سرمایه دارها دائما در جنگ باشد. با این کسانی که در حجاز و در طائف و در مکه و اینها، سرمایه دار بودند و صاحب قدرت و اشخاص قلدری بودند که قدرتمند بودند. قرآن بود که پیغمبر اکرم را وادار کرد به اینکه با این مردمی که با ملیت مردم با منافع توده های مردم، مخالف هستند و استثمار می کنند اینها را، با اینها باید جنگ بکنید و تعدیلی حاصل بشود. جنگ هایی که پیغمبر در زمان حیاتشان فرموده اند، بعد از اینکه اسباب جنگ فراهم شد برایشان، این جنگ ها همیشه با زورمندها بوده است؛ با آنها، مثل ابوسفیان و امثال آنها که قدرتمندها بودند، و اینها منافع ملتها را، ملت خودشان را، می خواستند برای خودشان ]غارت[ بکنند؛ و ظلم و ستمکاری و بی عدالتی رایج بوده است؛ و جنگ هایی که واقع شده، بین مستضعفین بوده و این مردم طبقه سه، این فقرا با این زورمندها و اینهایی که می خواستند حق فقرا را بخورند؛ و لسان قرآن و آیاتی که در باب جنگ- جنگ با این مشرکینی که آن وقت دارای قدرت بودند- آیاتی که وارد شده است، یکی و دو تا نیست؛ بسیار آیات در ]باب[ جنگ هست و در جدالِ با اینها؛ و در تمام قرآن اگر پیدا بکنید یک آیه ای که مردم را بگوید با اینها ملایمت کنید و بروید توی خانه تان بخوابید تا اینها هر کاری ]می[ خواهند بکنند، بکنند؛ اگر این جور پیدا شد، آن وقت حق دارد کسی بگوید که این قرآن آمده است و دین آمده است، افیون است.(سخنرانی در جمع ایرانیان مقیم خارج در تاریخ آبان1357)   

برچسب‌ها