امیر سرتیپ خلبان یدالله واعظی: زمانی که مجروح شدم، آیاتی از قرآن کریم را به یاد آوردم و حسی عجیب و شور و شعفی خاص و وصف ناشدنی بر وجودم مستولی شد
به گزارش خبرگزاری حیات، امیر سرتیپ خلبان یدالله واعظی، با بردباری از ایثارگری و رشادت های رزمندگان اسلام در دوران دفاع مقدس و نبرد با خصم و نحوه شهادت همرزم خود خلبان شهید یحیی شمشادیان و مجروحیت و نجات جان خود سخن گفت. وی، افزود: عشق به وطن، حضرت امام خمینی (ره) و ملت ایران، باعث شد تا غیور مردان این دیار با جان و دل برای رویارویی با دشمنان دین و قرآن، رهسپار جبهه های حق علیه باطل شوند و در آن زمان من که جوانی 25 ساله بودم به جمع این رزمندگان پیوستم. واعظی اظهار کرد: مهر سال 61 به منظور پشتبانی رزمی و تدارکاتی از یگان های زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در عملیات مسلم بن عقیل و در حین انجام ماموریت در کوههای موسوم به 402 در مرز ایران اسلامی بر اثر موشک پرتاب شده از سوی خصم و اصابت آن به بالگرد مجروح و به افتخار جانبازی نایل آمدم. وی افزود: با اصابت موشک میلان ساخت فرانسه به قسمت مخزن سوخت بنزین، بالگرد کبری به تلی از آتش مبدل شد و من دیگر هیچ نفهمیدم و وقتی به هوش آمدم خود را در پایین دره و در میان شعله های سرکش آتش دیدم، خواستم از مهلکه درو شوم که خود را به دلیل آسیب وارده جدی به ناحیه گردن ناتوان یافتم و بر اثر سرایت آتش از ناحیه دست، بازوها و صورت دچار سوختگی شدم و از شدت سوزش و درد برخود پیچیدم و دوباره از هوش رفتم. این رزمنده دوران دفاع مقدس گفت: در آن روز من و شهید شمشادیان به یاری دو گردان از تیپ هوابرد شیراز ارتش و تیپ 31عاشورا سپاه پاسداران انقلاب اسلامی رفته بودیم که متاسفانه ماموریتمان با اصابت موشک ناقص ماند اما بعدها شنیدم که به لطف و عنایت خداوند منان، این رزمندگان در محاصره قرار گرفته، با انجام عملیات های موفق بالگردها و تیزپروازان هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی بر دشمن زبون قالب و چیره شده اند. خلبان جانباز واعظی افزود: خلبان شهید شمشادیان در میان شعله های آتش سوخت و همانند شمعی که با سوختنش نور و گرما به اطراف می بخشد، مسیر را به دیگر رزمندگان و ملت ایران نشان داد و در نهایت به خیل شهدا پیوست. وی یادآور شد: روز 15 مهر سال 61 این شهید بزرگوار و رضوان جایگاه به چادر ویژه اقامه نماز آمد و خطاب به من که مشغول قرائت قرآن کریم بودم گفت: برای اعزام به عملیات آماده شوم و وقتی از ایشان برای خواندن چند آیه آخر سوره آل عمران اجازه خواستم در پاسخ بیان داشت: در موقعیت کنونی، حفظ وطن و نظام بسیار مهم است و اگر نظام پابرجا بماند بعدها هم می توانی این فرصت گرانبها و ارزشمند معنوی را به دست آورده و با خیالی آسوده قرآن بخوانی اما اگر نظام به خطر افتد چه بسا که اجازه ندهند حتی قرآن به دست گیری تا چه رسد به قرائت این کتاب الهی. واعظی یادآور شد: وقتی در میان شعله های آتش گرفتار شده بودم و توان حرکت نداشتم و شهادت را در برابر خود دیدم و در این لحظه عجیب، ثواب ها و گناهانم در یک آن در مقابل چشمانم مجسم گشت و برخود لرزیدم و از خداوند سبحان طلب عفو کرده و شهادتین را بر لبان خود جاری ساختم و آیه ای از سوره مبارک زمر را به یادآوردم. این خلبان رزمنده گفت: در این لحظه، حسی عجیب به من دست داد و شور و شعف و آرامش وصف ناشدنی بر من مستولی شد و در همین میان جنازه خود را درحال سوختن مشاهده کردم و نزدیک به شهادت بودم که متاسفانه به این فکر افتادم که پس از من چه کسی از دو خواهر کوچک و مادرم مراقبت خواهد کرد که در این حین احساس سوزش شدیدی کرده و دوباره از حال رفتم. واعظی افزود: زمانی که بیهوش افتاده بودم، بالگرد نجات و خلبان یکی از بالگردهای کبری از میان آتشی که خصم برپا کرده بود بیرون کشیده و نجاتم می دهند و هنوز هم که هنوز است آن لحظات در مقابل چشمانم به دفعات ظاهر می شود. این رزمنده جانباز گفت: برای مداوا و درمان سه نوبت در مجموع به مدت دو سال به بیمارستان های آلمان اعزام شدم و دومین عمل جراحی توسط پروفسور مجید سمیعی، به منظور تثبیت مهره های گردن و کاهش آسیب نخاعی وارده، در بیمارستان نورد اشتارت واقع در شهر نوفر این کشور انجام شد. وی یادآورشد: در 18 سالگی وارد ارتش شدم و پس از دو سال موفق به دریافت گواهینامه خلبانی بالگرد جنگنده کبری شدم و نزدیک دو سال در مناطق عملیاتی غرب کشور مشغول انجام وظیفه بودم و افتخار می کنم که در آن دوران خطیر در حد وسع و توان از آب، خاک و نظام، دفاع کردم. این خلبان جانباز رزمنده دوران دفاع مقدس گفت: نخستین پروازی که علیه نیروهای رژیم بعث عراق انجام دادم عصر روز یکم مهر 59 در منطقه شمالغرب سرپل ذهاب در محور گرده نو و پاویسی، بود و در آن زمان که نیروهای خصم همانند گله های گاو و گوسفند به مرزهای ایران یورش آورده بودند اغلب عملیات توسط بالگردهای کبری ها به صورت بکاو و بکش انجام می گرفت. واعظی تاکید کرد: باید رشادت ها و شجاعت های رزمندگان دلیر اسلام از زبان قلم و فیلم به تصویر کشیده شود تا نسل های جدید و آینده به شکل مناسب با دوران دفاع مقدس آشنا شده و از سویی نیز فرهنگ ایثار و شهادت در جامعه ترویج شود. عملیات مسلم بن عقیل با رمز یا ابوالفضل العباس (ع) در محور سومار به صورت نیمه گسترده به فرماندهی مشترک و با همکار سپاه و ارتش در نهم مهر 1361 به اجرا در آمد. د مرحله نخست، نیروهای ایرانی به خوبی پیشروی کردند و در مرحله بعد از سرعت پیشروی کاسته شد و به رغم پاتک های سنگین دشمن، سرانجام مواضع فتح شده تثبیت گردید. در این عملیات که مدت هفت روز و در 2 مرحله انجام شد، 150 کیلومتر مربع از خاک ایران آزاد و حدود 30کیلومتر مربع از خاک عراق تصرف شد و نیروهای خودی ضمن تامین دشت سومار، روی ارتفاعات کیسکه ، کهنه ریگ مستقر و بر تنگه های مرزی نیز مسلط شدند.
منبع: ایرنا