سردار مرتضی طلایی: معنای مردانگی، برادری، ایثار و گذشت در دوران دفاع مقدس متجلی شد
نایب رئیس شورای اسلامی شهر تهران اظهار داشت: اگرروحیه ی ایثاروشهادت طلبی نبود نمی توانسیم از پس مشکلات و گرفتاری هایی که در دوران دفاع مقدس به صورت مداوم برایمان ایجاد می کردند خلاص شویم.
برگزاری حیات، سردار مرتضی طلایی از خدمتگذاران صدیق نظام مقدس جمهوری اسلامی می باشد. کارنامه خدمتی این فرمانده عرصه های مختلف پاسداری از جمهوری اسلامی ایران پربار و سرشار از نقاط درخشانی است که در مقاطع مختلف و در راستای اعتلای آرمان های مقدس انقلاب اسلامی انجام شده است. مطالبی را که در ادامه می خوانید حاصل گفتگوی سردار طلایی با خبرنگار خبرگزاری حیات می باشد. سردار، تا کنون چه مسئولیت هایی رادر نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران بر عهده داشتید ؟ با بازنشستگی از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در تهران و رای اعتماد مردم، بیش از دو دوره است که عضو شورای شهر تهران هستم. قبل از رئیس پلیسی تهران، در مازندران و اصفهان مشغول خدمت بودم و پیشتر از آنها از سال 1360 تا سال 1370 که وارد نیروی انتظامی شدم در سپاه پاسداران شهرهای، اصفهان، خوانسار، میمه و کاشان مشغول فعالیت بودم. قبل از سال 1360 مغازه ای در بازار اصفهان داشتم که تا زمان خدمت سربازی در آنجا مشغول کار بودم و در زمان خدمت نیز بعد از این که حضرت امام(ره) دستور ترک پادگان ها را دادند، مجدداً مدتی را در بازار اصفهان مشغول شدم و همزمان نیز فعالیت های مذهبی داشتم تا این که انقلاب اسلامی به ثمر نشست و دفاع مقدس شروع شد که با شروع جنگ عازم جبهه شدم. سالهای دفاع مقدس را چگونه دیدید؟ زمانی که جنگ شروع شد در ابتدای جوانی ام بودم. برای امثال ما، که شور جوانی در سر داشتیم سال های جبهه، سال های عشق و ایثار و شهادت بود. در دوران دفاع مقدس بود که معنی مردانگی و برادری را می چشیدیم، معنی گذشت و ایثار را درک می کردیم. اینکه دنیا فانی است و آدمی نباید به تعلقات دنیوی دل ببندد. حال این می خواهد مال و زن و فرزند باشد یا جان. جبهه جایی بود که می بایست برای خدا، سرزمین و ناموس از همه چیزت می گذشتی. اگر همین روحیه ی ایثار و شهادت طلبی نبود نمی توانسیم از پس مشکلات و گرفتاری هایی که در دوران دفاع مقدس به صورت مداوم برایمان ایجاد می کردند خلاص شویم. به نظر شما راهبردهای اساسی در جهت تقویت روحیه ایثار و شهادت و صیانت از این روحیه ارزشی در جامعه چیست؟ در جامعه معاصر ما، بین ایثار و شهادت و نوع کارایی آن، ارتباطی دوسویه وجود دارد، هرچند که تفاوت هایی با گذشته وجود داشته باشد. زمانی مفهوم ایثار، گذشت از جان و مال برای دفاع از اسلام و سرزمین در یک نبرد رودرو معنا می شود که ثمره ی آن شهادت است و زمانی دیگر، ایثار و گذشت را در جلوگیری از نفوذ فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و ارزشی دشمن می بینیم. به هر شکل نظام های ارزشی و انقلابی مانند کشور ما، خواه ناخواه درگیر مسائل فراوانی با پیرامون خود هستند. جهان بینی اعتقادی ما با ارزش های اسلامی بر مبنای ایستادگی در برابر ظلم، استثمارگری و وابستگی، شکل گرفته است. این نوع نگاه بسیاری از معادلات منطقه ای قدرت های بزرگ را به چالش می کشد، لذا سعی می کنند که با نفوذ خود، مسیر و جریان انقلاب را در جهت منافع و فواید خود تغییر دهند.
در خصوص جریان نفوذ بیشتر توضیح دهید. جریان نفوذ دشمن، یکی از قدیمی ترین و در عین حال جدی ترین تهدیداتی است که، نظام اسلامی ما را تهدید می کند، همانطور که مقام معظم رهبری نیز در این خصوص هشدار های زیادی به مسئولان و جامعه داده اند. دشمن زمانی که نتواند در یک نبرد رودرو و مستقیم موفق باشد سعی می کند که به طور غیر مستقیم از مجراهای سیاسی، فرهنگی و اقتصادی به داخل نظام اجتماعی جامعه نفوذ کند. آنها در استراتژی های بلند مدت خود نمی خواهند که جمهوری اسلامی ایران در عرصه حاکمیتی ایران وجود خارجی داشته باشد. لذا دست به هر اقدام و راهبردی می زنند تا بتوانند از قدرت داخلی و خارجی نظام بکاهند و به نوعی ماهیت انقلابی و اسلامی نظام را از آن بگیرند. چون این امر در عرصه ی جنگ سخت اتفاق نیفتاده، لذا سعی کرده اند تا با ایجاد مشکلات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، مردم را از نظام سیاسی ناراضی کنند و بین حاکمیت و مردم فاصله بیاندازند. چه راهکاری را برای مقابله با جریان نفوذ پیشنهاد می کنید؟ ارزیابی شما از رویکرد مردم در برابر این هجمه های دشمنان چگونه است؟ مساله این است که در چنین فضایی آیا نباید ملزومات یک جامعه ایثارگر، با گذشت، پر کار و تلاش گر داشته باشیم؟ خوشبختانه مردم ما از حال و هوای انقلاب و دفاع مقدس هنوز فاصله نگرفته اند.در زمان جنگ تحمیلی واوایل انقلاب، غربی ها شرایط بسیار سخت تر از آنچه امروز پیش پای ما می گذارند را بوجود آورده بودند و مردم هنوز این بد رفتاری ها و بد کرداری ها را فراموش نکرده اند. چیزی که مردم را همیشه در صحنه نگه داشته است همین روحیه ایثار و گذشت است. خوشبختانه این روحیه در مردم تضعیف نشده، آنها آگاهانه در برابر هجمه های نفوذ، مقاومت می کنند، هر چند بواسطه برخی ضعف ها و ناکارمدی های ما مسئولان، تاثیراتی از آن پذیرفته باشند. لذا اهمیت مساله این است که دشمن با زیر ذره بین قرار دادن رفتارها و نقاط ضعف و قوت مسئولان، آن ها را آلوده به اشتباهات و فساد هایی می کنند که از مجرای آن، اعتماد عمومی به نظام، سلب شده تا مشارکت مردمی و حساسیت اجتماعی به پایین ترین سطح خود نزول پیدا کند و بتوانند آسان تر مردم را نسبت به نظام بدبین کنند و به اهداف خود دسترسی پیدا کنند. جوانان در هدف گذاری های جریانات نفوذ از چه جایگاهی برخوردارند؟ نکته ی دیگر در مورد پروژه نفوذ که نباید از نظر دور داشت، مساله تاثیر پذیری بالای نسل های جوان است. آنها سریع از مسائل مختلف پیرامون خود، اثر پذیرفته و واکنش نشان می دهند. خصلت جوانی این است که ریزبین، نکته سنج و بی پروا باشد. جوان ها برای رفع نیازهایشان، از نظام سیاسی حاکم کارآمدی و شفافیت می خواهند. آنها بواسطه شبکه های مختلف اجتماعی و شبکه های ارتباطی بین سطح زندگی خودشان و دیگر همسن وسالانشان در کشور های دیگر مقایسه می کنند و سریع نتیجه گیری می کنند. حال در کشوری با این جمعیت جوان، چرا دشمن نباید روی جوان های آن برنامه ریزی کند و ای بسا زمانی که ما غافلیم، نخبه های جوان ما را در سیستم های دانشگاهی و اداری خود جذب می کنند و دیگر جوانان را نیز تحت تاثیر فضای پیشرفت خود قرار می دهند تا بتوانند آن ها را با حواشی و شایعات تحریک کنند. به نظر شما برای نسل جوان چه کاری باید انجام داد تا بتوانیم از ظرفیت های موجود در این قشر، در حفظ و پاسداشت ارزش های انقلاب و دفاع مقدس و همینطور رشد و توسعه کشور استفاده کرده و از پروژه نفوذ دشمن در آنها، جلوگیری کنیم؟ همانطور که قبلاً گفتم؛ جوان ها فارغ از این که چه سیستم سیاسی و با چه ماهیتی روی کار است، به دنبال رفع نیاز های ضروری، مشروع و لازم خود هستند. زمانی که ما تعریفی از یک نظام کارآمد با مولفه های اثر بخشی در رقابت با دیگر نظام های سیاسی موجود به جامعه ارائه می دهیم، برای نسل جوان این انتظار وجود دارد که در پناه امنیت روانی که نظام سیاسی برای تامین پایدار زندگی او در آینده فراهم می کند، مشغول تحصیل و کار شود و بتواند ازدواج کرده و گذران زندگی کند. در چنین فضایی است که می توانیم توجه آن ها را به سمت ارزش هایی جلب کنیم که سبب ساز شکل گیری نظامی از باورها، اعتقادات و بایدها و نبایدها است، لذا از نظر جوانان، نظامی که بواسطه این اصول توانسته سطحی از کارایی و اثر بخشی از خود ارائه دهد، قابل پذیرش خواهد بود. در چنین شرایطی، نسل هایی که انقلاب و دفاع مقدس را درک نکرده اند، به این نظام ارزشی وفادار باقی می مانند و می پذیرند که انجام و اصلاح امور خود را به آن واگذار کنند. لذا وظیفه جدی بر عهده ما مسئولان جامعه است که با در نظر گرفتن اولویت های زندگی جوانان، همچون کار، ازدواج، مسکن و سطح متوسطی از رفاه که احساس کمبود و درماندگی نداشته باشند، کارآمدی جهان بینی اسلامی در اداره امور کشور را به آنها نشان دهیم به این اعتبار که در ابتدای کار خودمان باید از آلودگی مبرا باشیم. مبرا بودن بدین معناست که 1- فساد اقتصادی نداشته باشیم 2- برای رسیدن به پست و موقعیت تن به هر آلودگی سیاسی ندهیم 3- در جایگاهی قرار بگیریم که صلاحیت علمی و عملی آن کار را داشته باشیم 4- از توان و تخصص کارشناسان و نخبگان علمی استفاده کنیم و در کار یک رایی و یک حرفی نداشته باشیم. 5- خواسته ها و اولویت های جامعه را در سیاستگذاری ها در نظر بگیریم، شاید خیلی از مواردی که ما فکر می کنیم باید به عنوان اولویت عمل قرار بگیرد در نظر مردم هیچ اولویتی نداشته باشد . 6- و نهایتا این که جهاد گونه برای رضای خدا کار کنیم. اگر کاری انجام دادیم که از آن خیری به مردم رسید، آن ها را وام دار خود ندانیم و اگر اشتباهی کردیم که ثمره آن هدر رفت بیت المال بود، صریحاً با مردم در میان بگذاریم و از آن ها عذر خواهی کنیم. در چنین شرایطی خواهد بود که مردم هیچگاه پشت نظام و مسئولان را خالی نخواهند کرد و انقلاب در مسیر رشد و ترقی خود طی طریق خواهد کرد.