کد خبر 124872
۱۷ بهمن ۱۳۹۴ - ۰۰:۰۰

سردار شهید محسن قاجاریان خطاب به همسرش: اگر شهید شدم آن دنیا با هم خواهیم بود و تو را شفاعت می‌کنم

از وقتی که با ایشان ازدواج کردم خودم را برای هر اتفاقی آمده کرده بودم. این بار نیز منتظر خبر شهادتش بودم. قبل از رفتنش به من گفت: اگر شهید شدم آن دنیا با هم خواهیم بود و تو را شفاعت می‌کنم.

به گزارش خبرگزاری حیات، "فاطمه وثوقی نیا" همسر سردار شهید مدافع حرم "محسن قاجاریان" در حاشیه مراسم تشییع پیکر این شهید بزرگوار با بیان اینکه محسن آرزویش بود که برای دفاع از حرم حضرت زینب(س) به سوریه برود اما مشکلات جسمی و مخالفت فرماندهان مانع رفتنش می‌شد، اظهارداشت: هر وقت هم که نیروهایش عازم سوریه می‌شدند افسوس می‌خورد. او اصرار داشت که برای دفاع از حرم به سوریه برود و بالاخره یک ماه پیش به آرزویش رسید. وی با اشاره به اینکه ایشان قبلا یک بار برای انجام ماموریتی به سوریه رفته بود اما برای دفاع از حرم و جنگ با داعشی‌ها نخستین بار بود که به سوریه می‌رفت، گفت: در طول دوران دفاع مقدس از همان روزی که به جبهه رفت تنها چند بار و برای مدت محدودی به شهر برگشته بود. در سال 67 با ایشان ازدواج کردم که حاصل آن دو پسر و یک دختر است که راه پدرشان را ادامه خواهند داد. همسر شهید در ادامه افزود: یکی از پسرانم تازه داماد است. وقتی همسرم خواست که به سوریه برود، فرزندم نیز اصرار داشت تا همراه با او به آنجا برود اما همسرم مانع شد و گفت انشاالله وقت دیگری. وی با بیان اینکه یکبار به ایشان گفتم که شما به اندازه کافی در دفاع مقدس جنگیده‌ای و به سوریه نرو، تصریح کرد: ایشان در جواب حرف من گفتند حرم حضرت زینب(س) در خطر است و وظیفه ماست که از حرم دفاع کنیم. محسن اردات بسیاری به حضرت زهرا(س) و حضرت زینب(س) داشت. وثوقی نیا با تاکید بر اینکه من مانع اعزامش به سوریه نشدم چون آرزویش بود که برای دفاع از حرم به آنجا برود، گفت: از وقتی که با ایشان ازدواج کردم خودم را برای هر اتفاقی آمده کرده بودم. این بار نیز منتظر خبر شهادتش بودم. قبل از رفتنش به من گفت: اگر شهید شدم آن دنیا با هم خواهیم بود و تو را شفاعت می‌کنم. او می‌گفت اگر من شهید شدم روحیه‌تان را حفظ کنید و اصلا ناراحت نشوید. وی گفت: همسرم در دوران دفاع مقدس 2 بار مجروح شد. در پایش یک یادگاری‌هایی از آن دوران داشت که طی 2 عمل جراحی ترکش بزرگتر را از پایش خارج کرده بودند. همسر شهید در پایان درباره شنیدن خبر شهادت همسرش گفت: بعد از ظهر روز چهارشنبه خبر شهادتش را به من دادند. اول گفتند که مجروح شده است و بعد خبر شهادتش را به من دادند. از اینکه همسرم در آزادسازی دو شهرک شیعه نشین نبل و الزهرا نقش داشته است خوشحالم و به او افتخار می‌کنم. اگر پسران نیز بخواهند به سوریه بروند تشویقشان می‌کنم تا راه پدرشان را ادامه بدهند.  

برچسب‌ها