پزشک داوطلب کلیمی دوران دفاع مقدس؛ همه ما فارغ از دین وآیین به دفاع از وطن پرداختیم
مراسم اربعین حسینی در سال 57 هیچگاه از یاد ما نخواهد رفت که طی آن، مردم شعار «یهودی،مسلمان پیوندتان مبارک» را سر دادند.
به گزارش خبرگزاری حیات، منوچهر الیاسی از پزشکان داوطلب کلیمی دوران دفاع مقدس در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری حیات با تبریک ایام الله دهه فجر، اظهار داشت: شهدا راه خود را آگاهانه انتخاب کردند وآزادی،استقلال وسربلندی ملت ایران را رقم زدند.
وی با بیان اینکه در قالب نیروهای داوطلب پزشک چندین بار به مناطق جنگی اعزام شد،اظهار داشت: اولین ماموریت ما در قالب نیروهای داوطلب پزشک، حضور در پایگاه وحدتی دزفول بود. برای اعزام به این منطقه صبح زود از فرودگاه با یک فروند هواپیمای ترابری (سی-130) به سمت مقصد حرکت کردیم.تعداد نفراتی که در در این هواپیما سوار شدیم بیش از ظرفیت مجازبود ودر راهروی وسط برانکارد قرار داده بودیم تا در دزفول برای حمل مجروحان استفاده کنیم. فضای بسیار محدودی بود و از طرفی هواپیما به علت نقص فنی روشن نمی شد.به هر ترتیب هواپیما روشن شد و پرواز کردیم.در آسمان اهواز بودیم که وضعیت قرمز اعلام کردند و اجازه فرود به ما داده نشد، به همین دلیل مجبور شدیم به تهران بازگردیم.
وی ادامه داد: به اتفاق یکی از همکاران از طریق زمین به اندیمشک رفته واز آنجا به پایگاه وحدتی رفتیم و در خانه ای کنار پایگاه مستقر شدیم.مشغول استراحت بودیم که نیمه های شب با صدای مهیبی از خواب بیدار شدیم و حالت آماده باش اعلام شد،اما در تاریکی چیزی مشاهده نکردیم.صبح به سمت بیمارستان حرکت کردیم که دیدیم موشکی در مقابل درب بیمارستان به زمین خورده و عمل نکرده است.متاسفانه عصر همان روز موشک دوم نزدیک خانه های سازمانی به زمین خورد وافراد زیادی مجروح وشهید شدند.زمین بیمارستان پر از خون شده بود وتلاش خدمتگزاربن صدیق بیمارستان جای تقدیر داشت.
الیاسی در مورد مرحله دوم اعزام خود به مناطق جنگی گفت: در مرحله دوم حضور در مناطق جنگی به خوزستان رفته ودر هتل خوزستان مستقر شدیم.این در حالی بود که نیمی از هتل در اثر اثابت موشک تخریب شده بود ودر گوشه ای دیگر بیمارستان صحرایی احداث کرده بودیم.با تخریب دیوار های هتل میزان مارگزیدگی پرسنل بسیار افزایش یافته بود که با تلاش پزشکان وپرسنل موفق به مهار این مشکل شدیم.
پزشک داوطلب کلیمی در مورد ماموریت اعزام به سنندج گفت: در این شهر پناهگاهی وجود نداشت و دائماً زیر آتش سنگین موشک های دشمن قرار داشتیم.تنها پناهگاه ما لوله های سیمانی 1 متری قطوری بود که در محوطه رها شده بود وبه محض پخش آژیر خطر، داخل آنها پناه می گرفتیم. دشمن ما در این منطقه تنها صدام نبود بلکه گروهک های منافقین وغیره هم با ما می جنگیدند. آنها 2 نفر از پزشکان را دزدیده بودند که در آن شرایط حساس وحشت عجیبی بین پزشکان ایجاد شده بود وکسی جرات نداشت از خانه بیرون برود.یک روز برای رفتن به شهر از محل استقرار بیرون رفتم و به خانه پدری رفتم.تمامی همکاران فکر کردند که توسط دشمن ربوده شدم که پس از بازگشت، با دیدن من بسیار خوشحال شدند.
وی جامعه کلیمیان را جزء جدایی ناپذیر ملت ایران دانست وافزود: جامعه کلیمیان ایران در مقاطع مختلف خود را ملزم به خدمت رسانی به مردم می دانست.بیمارستان دکتر سپیر در دوران مبارزات انقلابی به مداوای مجروحان می پرداخت ونکته قابل تامل این بود که هیچیک از مبارزان انقلابی به دست ماموران ساواک نمی افتادند.همچنین این بیمارستان در دوران دفاع مقدس نیز خدمات بی شماری را در رسیدگی به رزمندگان، انجام داده است که این نشان از وحدت ویکپارچکی کلیمیان با برادران مسلمان داشت. مراسم اربعین حسینی در سال 57 هیچگاه از یاد ما نخواهد رفت که طی آن، مردم شعار «یهودی،مسلمان پیوندتان مبارک» را سر دادند.
الیاسی در پایان خاطرنشان کرد: در تمام این مدت از خود پرسیده ام که آیا موشکی که فرود می آید از ما می پرسد دارای چه آیین واعتقادی هستید؟ ما فارغ از دین وآیین به دفاع از وطن پرداختیم.