شهید مظفر ذوالقدر و دفاع از کیان ایران و اسلام
جلسه اضطراری فداییان اسلام، با هدف ترور حسین علاء به عنوان راس هرم مقابله با اسلام ، قرآن و ملت مسلمان ایران تشکیل شد و مظفر ذوالقدر برای این ماموریت انتخاب شد.
به گزارش خبرگزاری حیات، در27 دی ماه سال 1334 مردی به جوخه اعدام سپرده شد که با اعدام انقلابی حسین علاء ، نخست وزیر وقت، سعی در لغو قرار داد ننگین سنتو داشت. هر چند «مظفر ذوالقدر» در ترور خود ناکام ماند ولی نامش به عنوان یکی از فرزندان مبارز این سرزمین در تاریخ جاودانه شد. مرورری داریم بر زندگی این فرزند مبارز ایران زمین:
دوران نخست وزیری علاء و تصمیم رژیم پهلوی برای شرکت در پیمان منطقه ای خاورمیانه که ابتدا پیمان بغداد نام داشت و بعدها به پیمان نظامی ـ اقتصادی سنتو(cento) مشهور شد.
شهید نواب صفوی نیک می دانست که این پیمان برای کشورهای اسلامی، به ویژه ایران، آثار مادی و معنوی شومی را به همراه خواهد داشت، بنابراین در جلسات مشورتی فدائیان اسلام، قرار بر این شد که حسین علاء معدودم گردد تا به این طریق، طرح این پیمان به شکست بینجامد. در آن روزها، فرزند ارشد آیت الله کاشانی، مصطفی کاشانی که نماینده مجلس بود. فوت کرده بود و دولت اعلامیه ای رسمی منتشر کرد که در عصر روز بیست و پنجم آبان، به مناسبت درگذشت او، در مسجد شاه مجلس ختمی برگزار خواهد شد و نخست وزیر هم، همراه با چند تن از وزاء، در این مجلس شرکت خواهد کرد. جلسه اضطراری فداییان تشکیل شد و نواب برای یاران فداکارش چنین سخنرانی نمود: «حسین علاء چون در رأس مخروط تهاجم به اسلام و قرآن و ملت مسلمان ایران قرار گرفته, «مهدور الدم» است.» «مظفر علی ذوالقدر», «مهدی فرجو» و «علی بهاری» برای این عملیات اعلام آمادگی نمودند. شهید نواب به ذوالقدر گفت: «آقای ذوالقدر, آماده شهادت هستی؟» اشک بر روی گونههای مظفرعلی غلطید: «با کمال اشتیاق میخواهم در راه خدا بمیرم.» سرانجام روز پنجشنبه, بیست و پنجم آبان ماه سال 1334 مظفرعلی ذوالقدر کفنی را که روی آن با رنگ قرمز شعارهایی نوشته بودند، به تن کرد و آماده عزیمت شد. شعارها عبارت بودند از:
* پیمان نظامی، قرارداد نفت و هر پیمان خارجی باید ملغی شود. * قول هوالله احد * احکام اسلام باید اجرا شوند * قطع ایادی اجانب و دشمنان اسلام و ایران: انگلیس،آمریکا، روس * برقرار باد حکومت قرآن، واژگون باد حکومت کفر و معصیت * الاسلام یعلوولا یعلی علیه: اسلام برتر از همه چیز است و هیچ چیز برتر از آن نیست
مظفرعلی ذوالقدر راهی مسجد شاه شد و در فرصت مقتضی، به سوی علاء شلیک کرد، اما این اعدام انقلابی نافرجام ماند و ذوالقدر دستگیر شد و به دنبال آن ساواک فداییان اسلام را بازداشت نمود. حسین علاء روز بیست و ششم آبان ماه به بغداد رفت و قرارداد اسارت ملت ایران را با نمایندگان اجانب امضا کرد.
شهید نواب، همراه با شهید خلیل طهماسبی، شهید سید محمد واحدی و سید مهدی عبدخدایی در منزل مرحوم آیت الله طالقانی مخفی می شوند. شب پنجم، شهید نواب به همراه سیدمحمد واحدی آنجا را به قصد منزل حمید ذوالقدر که به گمان آنها، کمتر از هر جای دیگر مورد سوءظن رژیم است، ترک می کنند و شهید طهماسبی و عبدخدایی می مانند. آنها پس از مدتی، استخاره می کنند و تصمیم می گیرند به دنبال شهید نواب، خانه مرحوم طالقانی را به قصد خانه حمید ذوالقدر ترک کنند.
مظفرعلی ذوالقدر در بازداشت تحت شدیدترین ضرب و شتم ها قرار می گیرد تا هنگامی که تیمور بختیار، ریاکارانه مأموران خود را توبیخ می کند که چرا فردی مسلمان و نمازخوان را مورد آزار قرارداده اند و در جلسه ای خصوصی و با حضور یک فرد روحانی نما، ذوالقدر را متقاعد می سازد که فدائیان اسلام در واقع خلاف احکام اسلام حرکت می کنند و او نباید خود را در اعمال ایشان شریک سازد و اگر با رژیم همکاری کند، از اعدام رهایی خواهد یافت. مظفرعلی ذوالقدر به تصور این که منزل حمید ذوالقدر جایی است که فدائیان اسلام به احتمال قریب به یقین آنجا نخواهند رفت، نام و نشانی او را می دهد.
رهبر فداییان اسلام در تاریخ 26/8/1334 درست یک روز پس ازاعدام انقلابی نافرجام حسین اعلاء از خانه سید غلام حسین شیرازی برای جست و جوی مخفی گاه دیگری بیرون آمد و به منزل آیت الله طالقانی رفت. هوا به شدت سرد بود, نواب, آقای طالقانی, خلیل طهماسبی, سید محمد واحدی و عبدخدایی در اتاقی کنار هم نشسته بودند. در همین هنگام سید در پاسخ یارانش که پرسیدند: «اگر ما را گرفتند چه کار کنیم؟» فرمود: «به وظیفهتان عمل کنید. به خدا من چنان میمیرم که داستان «آمنا برب الغلام» زنده شود و از هر قطره خونم یک نواب صفوی به وجود بیاید, مرگ ما حتمی است.» سرانجام پس از 5 روز نواب تصمیم گرفت به خانه حمید ذوالقدر که از دوستان قدیمیاش بود برود. آقای طالقانی نیز شال سپیدی را از کمرش باز نمود و بر سر نواب بست, و عینکش را به او داد تا مأموران موفق به شناسایی ایشان نشوند, اما چند لحظه پس از ورود نواب به خانه حمید ذوالقدر در عصر چهارشنبه در تاریخ 1/9/1334 گروهی از برجسته ترین مأموران شهربانی به سرپرستی کارآگاه معنوی , رهبر بزرگ فداییان اسلام را دستگیر نمودند. سران حکومت پهلوی که در پوست خود نمیگنجیدند, برنامه رادیو تهران را قطع نموده و این خبر را منتشر کردند: «توجه, توجه, نواب صفوی دستگیر شد.»
شهید نواب، شهید سیدمحمد واحدی و شهیدخلیل طهماسبی دستگیر می شوند و محمد مهدی عبدخدایی، به طور معجزه وار می گریزد. رژیم پهلوی پس از دستگیری سران فدائیان اسلام، به قول خود پایبند نمی ماند و مظفرعلی ذوالقدر، همراه با شهید نواب، شهید سیدمحمد واحدی و شهید خلیل طهماسبی در سحرگاه هفتم دی ماه 1334، تیرباران می شود. جسدش را همراه با سایر اجساد در مسگر آباد دفن کردند ولی بعدها جنازه ها به دارالسلام قم انتقال داده شد.
برگرفته از:مرکزاسناد انقلاب اسلامی