دفاع مقدس به روایت علی اعظم اصغری قاجاری، خبرنگار و عکاس دفاع مقدس
همزمان با کار خبری و ثبت کردن صحنه ها در دل مناطق جنگی اسلحه به دست می گرفتیم و به دفاع می پرداختیم.
اختصاصی/ به گزارش خبرگزاری حیات، علی اعظم اصغری قاجاری خبرنگار،عکاس وفیلم بردارخبری دوران دفاع مقدس می باشد. وی با 60 ماه حضور در مناطق عملیاتی از باسابقه ترین خبرنگاران این عرصه می باشد که در کنار این حرفه به آموزش نیروها ،غواصی وغیره می پرداخت. به دلیل حضور مستمر این خبرنگار در تمامی مناطق عملیاتی، به واقع می توان وی را دایرة المعارف زنده دفاع مقدس نامید. وی در عملیات بیت المقدس به نشان جانبازی نائل آمد.مطالبی که در ادامه می خوانید بخش اول گفتگوی این خبرنگار دوران دفاع مقدس با خبرنگار خبرگزاری حیات می باشد. *کار خبرنگاری را از چه زمانی آغاز کردید؟ کار خبری را با بولتن های خبری از اوایل انقلاب آغاز کردم.در واقع خبرهای انقلاب در شهرهای مختلف را جمع آوری می کردیم وبه روزنامه دیواری تبدیل می کردیم. اولین کار خبری جدی من در جنگ گنبد کلید خورد.با شروع جنگ گنبد، گروهان ضربت جوانمردان برای مقابله با عناصر ضد انقلاب تشکیل شده بود.ما نیز به عنوان رزمنده به محل درگیری ها رفته بودیم. بعد از اینکه چند خبر برای روزنامه جمهوری اسلامی تهیه کردم تا مدت ها به همکاری با این روزنامه ادامه دادم.ما در واقع برای جنگیدن با عناصر ضد انقلاب به منطقه رفته بودیم ودر درگیری ها تعدادی از نفرات ما به شهادت رسیدند.ماهیت این اتفاق،درگیری های گروهکی بود وبیشتر کمونیست ها،گروه های مختلف و تجزیه طلبان حاضر بودند که در نهایت با فرمان امام(ره) این قائله به سرعت در نطفه خفه شد. *با شروع جنگ تحمیلی از چه زمانی به عنوان خبرنگار وارد مناطق جنگی شدید؟ از سومین روز جنگ در قالب خبرنگار خبرگزاری پارس به خرمشهر اعزام شدم. ما در این مناطق حضور داشتیم تا درگیری های مرزی میان رزمندگان ونیروهای دشمن را تحت پوشش خبری قرار دهیم.این در مرحله ای بود که جنگ در حال شکل گیری بود. رزمندگان می گفتند شما قالی سلیمان داشتید که با این سرعت خود را به به محل درگیری ها رساندید؟ *اوضاع خرمشهر در زمان حضور شما چگونه بود؟آیا تنها در حوزه تهیه خبر و تصویر برداری فعالیت می کردید؟ در خرمشهر با علی شمخانی که در آن زمان فرمانده کل سپاه خوزستان بودند آشنا شده وبا وی به همکاری پرداختیم. نتیجه این همکاری، درد دل نامه وی در خصوص شرایط بد منطقه وکمبود تجهیزات بود که آن را نوشته و بر روی تلکس قرار دادیم. تا مدتی در خرمشهر ماندیم. حقیقتی که در مورد خرمشهر وجود دارد این است که نجات خرمشهر را نمی توان به گروه خاصی نسبت داد بلکه گروه های مختلف از نقاط مختلف ایران به صورت خودجوش آمده بودند وبه دفاع از این شهر پرداختند. ما نیز همزمان با کار خبری وثبت کردن صحنه ها در دل مناطق جنگی اسلحه به دست می گرفتیم وبه دفاع می پرداختیم زیرا قبل از انقلاب دوره های آموزش نظامی را در لشکر زرهی شیراز گذرانده بودم وبه مسائل فنی مربوط به تانک ونفربر نیز آشنایی کامل داشتم، کار تا جایی پیش رفت که در «پل نو» خرمشهر مجبور شدم از آر پی جی استفاده کنم. خالی از لطف نیست که از شهید کاظم اخوان یاد کنیم،وی از خبرنگاران فعال منطقه بود وهمیشه می گفت خبرنگار فقط نباید کار خبرنگاری انجام دهد بلکه باید با تمامی امور آشنا باشد.در آن دوران خبرنگار جنگ باید اطلاعات جنگی را کسب می کرد تا به درستی به خبررسانی بپردازد، مثلا وقتی به بعضی از خبرنگاران می گفتیم موشک تاو با تعجب اظهار بی اطلاعی می کرد.
*آیا در مدت حضور در این مناطق با فرماندهان شاخص دفاع مقدس نیز همکاری داشتید؟ خبرنگاران روزنامه های مختلفی در خرمشهر به فعالیت خبری می پرداختند وما با آنها در ارتباط بودیم که از جمله این افراد شهید کاظم اخوان بود.در مورد فرماندهان شاخص نیزدرمناطق مختلف عملیاتی آشنا شده وهمکاری داشته ام که از جمله می توان به شهید چمران،شهید حسن باقری،شهید جهان آرا ،علی شمخانی محسن رضایی وبسیاری از فرماندهان برجسته جنگ اشاره کرد. همکاری ما با حسن باقری به این شکل بود که از ما می خواست از عوارض طبیعی زمین فیلم وعکس تهیه کنیم تا در صورت لزوم بعد ها بتوان درطراحی عملیات ها از آنها استفاده کرد.
* چه زمانی با شهید چمران آشنا شدید؟همکاری شما با وی به چه صورتی بود؟ دکتر چمران درتاریخ 6 مهر59 ستاد جنگ های نامنظم را به همراه آیت الله خامنه ای (مدظله العالی)در اهواز تشکیل دادند.در آن زمان ما در اهواز نبودیم و در خرمشهربا نیروهای بعثی به مبارزه می پرداختیم. بعد از سقوط خرمشهر، ناچار به عقب نشینی وخروج از شهر شدیم. در تاریخ 16 آبان ماه 59 به نیروهای دکتر چمران پیوستم. چمرن از نیروهایش می خواست که در تمامی موارد کارآزموده شوند. به من گفته بود شماچه کاره هستی؟ گفتم فیلم بردار. شهید چمران گفت؛ این بدرد کار ما نمی خورد، ولی از آنجا که می دانست دوره های نظامی را طی کرده ام به من دستور داد که در محلی به نام «درب خزینه» به آموزش نیروهای بی تجربه بپردازم. در آن زمان پادگان دوکوهه ویا هفت تپه برای آموزش نیروها وجود نداشت بلکه مرکزی به نام درب خزینه وجود داشت.این مکان بین دزفول واهواز واقع شده بود. *نقش شهید چمران در حفظ اهواز وجبهه جنوب تا چه اندازه بود؟ شهید چمران،اهواز را از سقوط نجات داد.وی با قرار دادن شهید رستمی،کاظم فرتاش در مناطق حساس، وساماندهی بچه های ارتش وهوانیروز و نیروهای مردمی نقش اساسی در نجات این مناطق داشت. وی پایه گذارجنگ های چریکی درمناطق عملیاتی بود. *از خصوصیات اخلاقی وتوانایی های نظامی شهید چمران بگوئید. او قبل از اینکه یک فرمانده باشد یک عارف، نویسنده ،شاعر، نقاش،ذاکر ودر یک کلام استثناء بود. همیشه زیر لب دعا وذکر می گفت.در سخت ترین شرایط لبخند به لب داشت ودر مجموع انسانی بی غرور بود. شهید چمران تاثیر فراوانی بر اطرافیان داشت.از جمله این افراد آقامیر بود.او از اشرارتهران بود و تمام بدنش خالکوبی بود. آقامیر به واسطه دیدار با شهید چمران به یک مجاهد رزمنده تبدیل شد و در نهایت به شهادت رسید.او در یک عملیات 18 تانک عراقی را شکار کرد. شهید چمران از نادرترین فرمانده هان جنگ بود.چون من به عنوان خبرنگار جنگی دوره مانورها را گذرانده وآموزش دیده بودم از توانمندی ها واجرای تاکتیک های رزمی او باخبر بودم. شاید اگر چمران نبود آن روز اهواز هم تسبیم دشمن می شد. او وهمرزمانش برای حفظ دهلاویه وسوسنگرد مجاهدت های فراوانی از خود نشان دادند. او تنها در تاکتیک های رزمی سرآمد نبود بلکه متخصص ترین نیرو در صنایع دفاعی بود .چمران امکانات صنایع دفاع را در جبهه مستقر کرده بود ودر همان مکان اقدام به ساخت سلاح می کرد.اگر دکتر چمران امروز در صنایع دفاعی کشور حضور داشت غوغایی برپا می شد. ادامه دارد...