کد خبر 124363
۱۵ دی ۱۳۹۴ - ۰۰:۰۰

نویسنده کتاب "حقیقت سمیر": سمیر شخصیتی بود که آزادی را با آزادگی می‌خواست

نویسنده کتاب "حقیقت سمیر": 

سمیر شخصیتی بود که آزادی را با آزادگی می‌خواست

لحظه آخری که می‌خواست از زندان آزاد شود وقتی اسرائیلی‌ها به او و کسانی که با سمیر در جریان تبادل اسرا آزاد می ‌شدند، می‌گویند که این لباس‌ها را بپوشید سمیر به آنها می‌گوید که ما لباس‌های شما را نمی‌پوشیم. دولت اسرائیل سمیر را تهدید می‌کند که اگر این لباس‌ها را نپوشید، تبادل اسرا لغو خواهد شد، سمیر به آنها می ‌گوید لغو کنید.

 به گزارش خبرگزاری حیات، شامگاه 28 آذر ماه سالجاری خبری در رسانه‌ها منتشر شد مبنی بر اینکه "سمیر قنطار" قدیمی‌ترین اسیر حزب‌الله لبنان که پس از 30 سال از زندان‌های رژیم صهیونیستی آزاد شده بود؛ در پی اصابت موشک به محل اقامتش توسط رژیم صهیونیستی در شهر "جرمانا" واقع در حومه جنوب "دمشق" به شهادت رسید. در همین رابطه دکتر یعقوب توکلی، کارشناس امور سیاسی و استراتژیک منطقه و نویسنده کتاب "حقیقت سمیر" که نتیجه بیش از 50 ساعت مصاحبه با شهید "سمیر قنطار" است، اظهار داشت: سمیر ضربه بسیار سنگینی به اسرائیلی‌ها وارد ساخته بود؛ قبل از سمیر کسی در مقاومت نتواسته بود به اندازه او به رژیم صهیونیستی چنین ضربه‌ای بزند. به خاطر همین این رژیم سمیر را در زندان‌های مختلف و تحت شرایط بسیار سخت و غیر انسانی زندانی کرده‌ و او را خیلی شکنجه‌ داده بود. کارشناس امور سیاسی و استراتژیک منطقه در ادامه افزود: بزرگترین ضربه سمیر به اسرائیلی‌ها این بود که وی از راه دریا رفته و جمعی از نظامیان صهیونیستی را به هلاکت رسانده بود. هر چند در این عملیات به سمیر تهمت زدند که او بچه‌ها را نیز کشته است. ولی او می‌گفت:" این تهمت است، یکی از بچه‌ها را زن "دانی هاران" در تاریکی شب کشته بود و یکی دیگر از بچه‌ها را پلیس رژیم صهیونیستی کشت." وی با بیان اینکه سمیر به دلیل سوابق و شجاعتی که داشت، به عنوان رئیس کمیته اسرا انتخاب شده بود، تصریح کرد: ایستادگی و قهرمانی سمیر علت اصلی معروف شدن وی به عمید اسرا (سردار اسرا) بود که این لقب حق سمیر بود. ** سمیر عاشق مبارزه و جهاد بود توکلی در خصوص تاثیر سی سال زندان در شکل گیری شخصیت سمیر بیان داشت: سمیر سی سال زندانی بود، این سی سال زندان سمیر را جدی‌تر کرده و ذره‌ای تزلزل در شخصیت این سردار مقاومت ایجاد نکرده بود. نویسنده کتاب "حقیقت سمیر" خاطر نشان کرد: سمیر خود را فرمانده نظامی می‌دانست و عاشق مبارزه و جهاد بود؛ وقتی سمیر از زندان آزاد شد "سید حسن نصرالله" به سمیر گفت که ما می ‌خواهیم شما را به عنوان نماینده، رئیس شورای و .... انتخاب کنیم، ولی سمیر قبول نکرد و گفت: "من فقط مبارزه می‌کنم". توکلی در ادامه به نقل خاطره‌ای از سمیر در زندان پرداخت و افزود: سمیر می‌گفت: "یک روز وقتی بازجویی می‌شدم، فرد بازجو به من گفت که پدر و مادرت را کشتیم، با اینکه شش گلوله به من خورده بود و چند روز بود که غذا هم نخورده بودم به قدری عصبانی شدم که چراغ مطالعه را محکم بر سر آن بازجو کوبیدم، این در حالی بود که من آن زمان هفده سالم بود. ** قول سمیر به نامادریش کارشناس امور سیاسی و استراتژیک منطقه با بیان اینکه سمیر خیلی مؤدب بود، بیان داشت: ما در پنجاه جلسه‌ مصاحبه‌ای که با وی داشتیم، نمی‌دانستیم مادری که از وی سخن می‌گوید نامادریش است.(وقتی سمیر بچه بود مادرش از دنیا رفته بود) ما آخر مصاحبه فهمیدیم، مادری که سمیر از او سخن می‌گوید، نامادریش است. وقتی متوجه مسئله شدم به سمیر گفتم: چرا به من نگفتی که این مادری که از او صحبت می‌کنی، نامادریت است. سمیر در جواب گفت:" من به بهش قول دادم که غیر از مادر چیز دیگری به او نگویم." توکلی در ادامه با اشاره به علاقه سمیر به فلسطین افزود: سمیر می‌گفت: "در روستای "عبیه" که بودم، شاهد کشته شدن مردم بی گناه بوسیله بمباران‌های رژیم صهیونیستی بودم؛ وقتی می‌دانستم که این مردم گناهی ندارند خیلی ناراحت می‌شدم؛ این کشت و کشتار برای من یک مسئله شد لذا از همان موقع در چندین درگیری شرکت کردم که بارها زخمی و دستگیر شدم". ** ماجرای زندانی سمیر در اردن وی خاطر نشان کرد: سمیر برای اولین بار در تاریخ 31 ژانویه زمانی که قصد داشت از مرز اردن و فلسطین اشغالی در منطقه "مزج پیسان" به همراه دو عضو دیگر جبهه آزادی بخش فلسطین عبور کند و یک کاروان اسرائیلی در مسیر بین منطقه "بیسان" و "طبریا" را در مقابل آزادی زندانیان دربند لبنانی در زندان‌های رژیم صهیونیستی به گروگان بگیرد، دستگیر شد و 11 ماه در اردن زندانی شد و سرانجام در 25 دسامبر سال 1978 به شرط اینکه دیگر وارد اردن نشود، از زندان آزاد شد. ** آزادسازی فلسطین از اشغال رژیم صهیونیستی آرزوی سمیر بود کارشناس امور سیاسی و استراتژیک منطقه گفت: سمیر شخصیتی بود که آزادی را با آزادگی می‌خواست، حتی لحظه آخر که می‌خواست از زندان آزاد شود وقتی اسرائیلی‌ها به او و کسانی که با سمیر در جریان تبادل اسرا آزاد می ‌شدند، می‌گویند که این لباس‌ها را بپوشید سمیر به آنها می‌گوید که ما لباس‌های شما را نمی‌پوشیم. دولت اسرائیل سمیر را تهدید می‌کند که اگر این لباس‌ها را نپوشید، تبادل اسرا لغو خواهد شد، سمیر به آنها می ‌گوید لغو کنید؛ سمیر یک شهروند لبنانی بود که تمام هم و غم و آرزوی او فلسطین و آزادسازی از اشغال رژیم صهیونیستی بود. ** در خواست سمیر از سید مقاومت نویسنده کتاب "حقیقت سمیر" افزود: وقتی سمیر شیعه شده بود، تقیه می‌کرد و تظاهر به خواندن نماز نمی‌کرد؛ یک روز وقتی سمیر در بیمارستان برای جراحی بستری می‌شود، بعد از جراحی "سید حسن نصرالله" به ملاقات سمیر می‌رود و از او می‌پرسد که چه چیزی می‌خواهی؟ سمیر در جواب سید می‌گوید که می‌خواهم اجازه بدهید نماز بخوانم و مذهبم را آشکار کنم. ** سمیر می‌گفت: "دعا کنید مشکلات مردم ما حل شود" توکلی در ادامه به نقل خاطره‌ای از زمان مصاحبه با سمیر پرداخت و بیان کرد: سمیر روزی به ما گفت:" من یک عذر خواهی به شما بدهکار هستم، شما به خاطر من اینجا می‌آیید، ولی من شما را نمی‌توانم به خانه و یا یک رستورانی برای خوردن غذا با آرامش دعوت کنم؛ دعا کنید مشکلات مردم ما حل شود و ما هم مثل سایر انسان‌های عادی در دنیا زندگی آرامی داشته باشیم. ** أم وشاح؛ مادر فلسطینی سمیر کارشناس امور سیاسی و استراتژیک منطقه تصریح کرد: سمیر هم سلولی و دوستی به نام "جبر وشاح" در زندان داشت؛ مادر این دوستش به ملاقات پسرش می‌آمد، وقتی دید که سمیر کسی را ندارد که به ملاقات او بیاید، به دادگاه صهیونیست‌ها مراجعه می‌کند و برای سمیر حق ملاقات می‌گیرد... و از آن روز به بعد به ملاقات سمیر می‌رود تا اینکه معروف به مادر فلسطینی سمیر می‌شود. این را هم بگویم که هیجده سال آخر حبس سمیر کسی حق نداشت به ملاقات او برود، ممنوع ملاقات بود. ** آرزوی دیدار با رهبر انقلاب اسلامی توکلی در پایان خاطر نشان کرد: عده‌ای در زندان‌های صهیونیستی به خاطر حمایت مادی صدام از برخی گروه‌های فلسطینی طرفدار صدام حسین بودند ولی سمیر از ابتدا تا انتها مدافع انقلاب اسلامی و آرمان‌های آن بود؛ زمانی که مصاحبه من با وی در خصوص کتاب "حقیقت سمیر" تمام شد، گفت:" من آرزو دارم که وقتی کتاب خاطرات تمام شد، به بهانه این کتاب به دیدار رهبر انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنه‌ای (مد ظله العالی) بروم.  منبع:دفاع پرس   

برچسب‌ها