کد خبر 124353
۱۴ دی ۱۳۹۴ - ۰۰:۰۰

نویسنده کتاب «در جستجوی شهادت»: درنشان دادن چهره شهداء از غلو واغراق پرهیز کنیم

نویسنده کتاب «در جستجوی شهادت»:

درنشان دادن چهره شهداء از غلو واغراق پرهیز کنیم

عرفانی راد گفت: با بیان واقعیات در نشان دادن چهره شهدا وظیفه ی خود را بدرستی انجام دهیم

اختصاصی/ به گزارش خبرگزاری حیات، ستاره عرفانی راد نویسنده کتاب «درجستجوی شهادت»،کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی و مدرس دانشگاه و از فعالان حوزه دفاع مقدس در استان خوزستان می باشد. وی پیش از پرداختن به نگارش کتب فاع مقدس، مقالاتی را در زمینه ی آسیب‌شناسی ادبیات دفاع مقدس و نقد شعر دفاع مقدس به رشته تحریر در آورده ودر زمینه ی ویراستاری، بازنویسی و نقد و بررسی کتب دفاع مقدس با اداره کل بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس استان خوزستان به همکاری می پردازد.مطالبی را که در ادامه می خوانید حاصل گفتگوی اختصاصی خبرنگار خبرگزاری حیات با این نویسنده می باشد.  *در مورد کتاب در جستجوی شهادت توضیح بدید.از چه زمانی به جمع آوری منابع و مصاحبه ها مشغول شدید؟ با توجه به روحیاتی که شهید تقوی‌فر داشتند، هیچ منبع مکتوبی درباره‌ی ایشان موجود نبود و به ناچار منابع را تنها از طریق مصاحبه تهیه کردیم. سال گذشته این کتاب را ده روز پیش از مراسم اربعین این شهید آماده کردیم. آماده سازی اثر به این صورت انجام شد که یک تیم را در اداره کل بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس استان خوزستان تشکیل داده و به صورت شبانه روزی مستقر شدیم. با توجه به اشتیاقی که برای رسیدن به این هدف داشتیم موفق شدیم در موعد مورد نظر کار را به اتمام برسانیم. یکی مصاحبه می‌کرد، یکی پیاده‌سازی، دیگری تایپ وغیره. به یاد دارم12 شب،سردارعلی‌پور(مدیرکل بنیاد حفظ آثار استان خوزستان) برای بازدید از تیم تهیه کننده اثر می آمدند و زمانی که فعالیت بچه ها را می‌دیدند با انرژی خاصی می‌‌گفتند: «بچه‌ها وقتی شماها رو می بینم، انرژی می‌گیرم و احساس می‌کنم تازه اول صبحه!»  *آیا پیش از تولید این اثر در حوزه دفاع مقدس فعالیتی داشته اید؟ بله؛ ما هم در بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس و هم در بسیج هنرمندان استان به صورت هفتگی به نقد و بررسی کتب چاپ شده‌ی دفاع مقدس و آسیب‌شناسی ادبیات دفاع مقدس می‌پرداختیم. بدین صورت که نویسندگان کتب را حتی از خارج استان دعوت می‌کردیم و با حضور استادان دانشگاه، نویسندگان و صاحب‌نظران استانی به بحث و بررسی می‌گذاشتیم. حضور در بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس استان خوزستان و همکاری با واحد ادبیات و انتشارات این اداره کل، زمینه‌ساز فعالیت‌های بعدی من شد.  *عاملی که باعث شد تا این اثر را به رشته تحریر در بیارید چه بود؟ وقتی خبر شهادت سردار تقوی فر را در پایگاه های ‌های خبری خواندم، با خود گفتم؛ «خدا خیرش بدهد، آخر زن و فرزند را این‌گونه رهاکردن، درست است؟!» با گذشت زمان، روزمرگی، این خبر را از خاطرم برد. یکی از دوستان در تماس با من گفت: «عرفانی، این شهید کیه که این قدر سروصدا کرده؟!» من در پاسخ گفتم: « هرکی می‌خواد باشه. اصلا همون بهتر که رفت! کشور خودشو ول کرده و رفته عراق. اصلا ایشون سامرا کشته شده؛ چه ربطی به ما داره؟!» «لطفا این‌ حرف‌ها را حتما بنویسید تا جوانان ما بدانند که ندانسته و تحت‌تاثیر تبلیغات بدخواهان، قضاوت کردن آن هم درباره ی شهدا تا چه اندازه اشتباه است!» چند ساعت بعد، اتفاقات عجیبی رخ داد که وادار شدم از خودم بپرسم این شهرآشوب کیست که نه تنها ایران؛ بلکه همه‌ی دنیا را به هم ریخته‌است؟ اگر آدم مهمی‌است، پس چرا این‌قدر گمنام...؟! و اگر شخص مهمی نیست؛ پس سرچشمه این موجی که به راه افتاده‌، کجاست؟ با دیدن تشییع باشکوهش، به خود تکلیف کردم در این باره تحقیق کرده واز حقیقت ماجرا باخبر شوم. شروع به تحقیق و پرسش کردم و در اندک زمانی به جواب‌هایی رسیدم که موضعم را صددرصد تغییر داد. مهم‌تر از همه، این‌که فهمیدم شهید تقوی فر از همرزمان شهید محبوبم، «حاج‌علی هاشمی» و همچنین شهید« مهدی زین‌الدین» بوده است. پاسخ آن سخنان نسنجیده و احساسی ام ‌را در سخنرانی دریابان علی شمخانی دریافت کردم. وی در آن سخنرانی گفت«شایعه‌پراکنان این روزها به ترویج این سوال می‌پردازند که چه نسبتی بین تقوی فر و سامرا وجود دارد و ما را چه کار به این که در عراق و سوریه چه می‌گذرد؛ پاسخ روشن است؛ اگر تقوی‌فرها در سامرا خون ندهند، ما باید در سیستان، آذربایجان، شیراز و اصفهان خون بدهیم.» از گفته‌های خود پشیمان شدم و این شعر معروف مولانا را زمزمه کردم که: آن‌کس که تو را شناخت جان را چه کند؟ فرزند و عیال و خان‌و‌مان را چه کند؟ دیوانه کنی، هر دو جهانش بخشی، دیوانه‌ی تو هر دو جهان را چه کند؟ از این که در مراسم تشییع پیکر شهید تقوی فر شرکت نکردم، افسوس می‌خوردم. نزدیک به سی روز از شهادتش گذشت ولی همان شور در کشور در جریان داشت. حس پشیمانی عذابم می‌داد. تا این که از بنیاد حفظ آثار تماس گرفتند و برای تهیه و نگارش این کتاب از من دعوت کردند! البته چند روز پیش از این، از سردار محمدعلی‌پور خواسته بودم، اگر تصمیم به تولید کتابی در باره این شهید گرفته شد، نگارش اثر را به من واگذار کنند که خدا را شکر این کار صورت گرفت وبه خواسته قلبی خود رسیدم.  * آیا تولید این اثر انتظارات شما را در راستای شناساندن ابعاد شخصیتی شهید تقوی فر به اقشار مختلف جامعه برآورده کرد؟ فکر می‌کنم تا حدود زیادی به نتیجه رسیدیم اما اعتراف می کنم این کتاب خالی از کاستی نیست و امیدوارم خانواده‌ی این شهید بزرگوار و دوستداران و علاقه‌مندان به شهدا، این کاستی‌ها را بر ما ببخشند.  *حامیان شما در تولید اثر چه سازمان ها یا نهادهایی بودند؟ اداره کل حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس، قرارگاه رمضان، سپاه ولیعصر خوزستان و شهرداری اهواز.  *آیا اثر جدیدی را در حوزه دفاع مقدس در دست تولید دارید؟ بله. در حال حاضر مشغول نگارش کتابی از زندگی و خاطرات سردار شهید «داریوش باقری کاهکش» از شهدای عملیات بازپس‌گیری جزایر مجنون در منطقه‌ی عملیاتی فاو می باشم، همچنین در حال تدوین و نگارش مجموعه خاطرات گردآوری شده توسط دانشجویان دانشگاه های سراسر استان خوزستان هستم که در نوع خود کاری تازه و جالب است. این اثر با همکاری دفتر ادبیات و انتشارات و کمیته‌ی علمی اداره کل حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس استان خوزستان در حال انجام است. پس از این نیز تا زمانی که بتوانیم، برای شهدا قلم خواهیم زد زیرا هنوز تاریخ چیزی را که برازنده ی شهدا باشد، ننوشته است و هرچه در این حوزه نوشته شود کم است.  *شرایط فعالیت های فرهنگی این حوزه را چگونه ارزیابی می کنید؟کیفیت آثار منتشر شده در بازار را چگونه می بینید؟ آیا در مورد شهدا حق مطالب به درستی ادا می شود؟ اگر ما غلو و اغراق را از مسئله‌ی دفاع مقدس‌ حذف کنیم، نتایج مطلوب‌تری حاصل می‌ شود. ما نباید از شهدا اسطوره‌های دست نیافتنی و افسانه‌ای بسازیم زیرا آنها از میان مردم عادی برخاسته بودند، اما متاسفانه برخی از نویسندگان، شهدا را به صورت قدیس به مردم و جوانان معرفی می‌کنند. همچنین بسیاری از رزمندگان و همرزمان شهدا حاضر به مصاحبه نیستند و این خیلی ناامیدکننده است. من در این خصوص معتقدم کسی که بعد از جنگ برای ثبت دلاوری‌ها و حقایق دفاع مقدس، تلاشی نکند و از بازگویی این حقایق بگریزد، جنگ خود را ناتمام گذاشته است.  *به عقیده شما آسیب های وارده به حوزه نشر آثار وکتب دفاع مقدس در چه زمینه هایی می باشد چگونه باید از بروز آنها پیشگیری کرد؟ به نظر من مهم‌ترین آسیب، بی‌توجهی به نویسندگان حوزه‌ی دفاع مقدس و دلسرد کردن آن‌هاست. دوستان بسیاری دارم که با عشق و علاقه، بدون کوچک‌ترین توقعی با هزینه‌های خودشان و به صورت خودجوش به خانواده‌های شهدا مراجعه می‌کنند، برای یافتن همرزمان و دوستان شهدا تلاش می کنند و از برخی از آنان به سختی اطلاعات می‌گیرند ولی پس از چاپ کتابشان توسط ادارات، با پایان یافتن مراسم رونمایی و گرفتن عکس،این آثار به فراموشی سپرده می‌شوند. برخی از این جوانان، عشق و انرژی تمام نشدنی دارند که بهره برداری از این فاکتورها به نحو احسن به نتایج مطلوب و دوطرفه هم برای نظام و هم برای این جوانان منجر خواهد شد.  *برای تسهیل فعالیت نویسندگان وناشران حوزه دفاع مقدس چه پیشنهادی دارید؟ با توجه به اینکه خود از فعالان این حوزه هستم فکر می کنم تشکیل انجمن نویسندگان دفاع مقدس در استان‌های گوناگون و به ویژه استان خوزستان که پایتخت دفاع مقدس است، بسیاری از مشکلات این عرصه را از پیش رو برخواهد داشت.  *اگر خاطره ای از دوران نگارش کتاب «در جستجوی شهادت» دارید عنوان کنید؟ آن روزها سرشار از خاطرات شیرین،تلخ و حزن انگیز بود. در مدتی که ما در حال گردآوری خاطرات شهدا بودیم، از اهواز به تهران آمدم تا با همسر و فرزندان شهید تقوی‌فر مصاحبه کنم. استرس عجیبی داشتم. با خودم گفتم لابد خانه سردار مملکت باید خیلی بزرگ و تجملاتی باشد و حتما فرزندانی مغرور و پرابهت دارد وغیره، ولی وقتی وارد خانه‌ی شهید شدم، چنان آرامشی بر من مستولی شد که تاکنون به خود ندیده بودم. آن‌قدر ساده و بی آلایش بودند که احساس می‌کردم سال‌هاست آن‌ها را می شناسم. آن شب را در منزل آن‌ها ماندم و این ارتباط صمیمی ما همچنان ادامه دارد. اما خاطره‌تلخی نیز از دوران جمع آوری منابع ومصاحبه ها دارم که مربوط به مصاحبه با سردار احمد فروزنده است و گریه‌های سنگین و دردناک وی، زمانی که از رفتن صمیمی‌ترین دوست و همرزمش سخن می‌گفت.  *صحبت پایانی جا دارد فرصت را مغتنم شمرده و از تمامی کسانی که در گردآوری و چاپ این اثر همکاری کردند، تشکر کنم؛ پیش از همه از همسر و خانواده‌ی شهید تقوی‌فر ممنونم که لحظه‌ای مرا تنها نگذاشتند. از مجموعه‌ی اداره کل حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس استان خوزستان و به ویژه مدیریت ادبیات و انتشارات؛ سرهنگ سید جلال حسینی که از دلسوزان واقعی شهدا هستند، جمیل علوی یکتا که در چاپ نخست کتاب همکاری کردند، بتول دوسعلی‌وند، مهرنوش گرجی و سمیه اسدیان(که در پیاده‌سازی مصاحبه‌ها کمک‌های فراوانی کردند)، حاج علی قطب‌الدین و محمود طیب که برای چاپ دوم زحمات فراوانی کشیدند کمال تشکر را دارم.   

برچسب‌ها