نامه دوست یمنی شهید اسداللهی به فرزاندان شهید: عزیزانم! پدر شما فرماندهی در میدان و راهبی در محراب بود
عزیزانم! پدر شما فرماندهی در میدان و راهبی در محراب و مجاهدی در همه زمینهها بود بنابر این سرهای خود را با افتخار بالا بگیرید که او مایه فخر همه ما بود.
به گزارش خبرگزاری حیات، شهید حمیدرضا اسداللهی یکی از شهدای مدافع حرم آل الله، دانشجوی کارشناسی ارشد ادبیات عرب دانشگاه تهران و از فعالان و نخبگان حوزه بین الملل بود. وی ارتباطی مؤثر و مستمر با نیروهای جهادی دیگر کشورهای اسلامی منطقه داشت و از فعالین حوزه فرهنگی در کشورهای مسلمان منطقه بود. اسداللهی از بانیان کنگره لقاءالحسین (ع) بود، به همین دلیل، پس از انتشار خبر شهادت این شهید والامقام، مراسمی در کشورهای عراق و یمن و پاکستان برای بزرگداشت وی برگزار شده است و در مراسم وداع با پیکر مطهر این شهید مدافع حرم، دوستان عرب زبان او از کشورهای عراق و لبنان نیز حضور داشتند. از این شهید والامقام دو فرزند پسر 4 ساله و دو ماهه به یادگار مانده است. یکی از دوستان یمنی شهید خطاب به فرزندان شهید اسدالهی نامه ای نوشته است که متن آن در ادامه میآید: بسم رب الشهدا انسان میمیرد اما شهید هرگز... انسان میگرید اما شهید در مواجهه با مرگ لبخند میزند و او را در آغوش میکشد در او آتش ایمانی است که در که در اشتیاق دیدار آنهایی که به عنوان حور الحسان از آنان یاد شده و معنای الیاقوت و المرجان دارند میسوزد (که در اشتیاق دیدار پرورگار خود میسوزد. (ای پیامبر!) هرگز گمان مبر کسانی که در راه خدا کشته شدند، مردگانند! بلکه آنان زنده اند، و نزد پروردگارشان روزی داده میشوند. آنها به خاطر نعمتهای فراوانی که خداوند از فضل خود به ایشان بخشیده است، خوشحالند و بخاطر کسانی که هنوز به آنها ملحق نشدهاند[مجاهدان و شهیدان آینده]، خوشوقتند(زیرا مقامات برجسته آنها را در آن جهان میبینند و میدانند) که نه ترسی بر آنهاست، و نه غمی خواهند داشت. و از نعمت خدا و فضل او (نسبت به خودشان نیز) مسرورند و (می بینند که) خداوند ، پاداش مؤمنان را ضایع نمیکند (نه پاداش شهیدان، و نه پاداش مجاهدانی که شهید نشدند. عزیزانم محمد و احمد دست یافتن پدرتان به مدال شهادت که آرزوی هر انسانی است که به حقیقت این دنیا پی برده را تبریک میگویم. عزیزانم علیرغم آشنایی مختصر من با پدر شما و دیدارهای کمی که با هم داشتیم اما بدان جهت که پیوسته با هم در ارتباط بودیم میتوانم بگویم که پدر شما یک انسان معمولی نبود و دوست دارم که شناخت خودم را از او در اختیار شما قرار دهم. پدر شما فرشتهای بود با قلب سلیم، نیت پاک و بصیرتی ژرف که در قید مرز و جغرافیا نبوده و غصههای این امت را از قضیه فلسطین تا مسائل مربوط به لبنان و سوریه و یمن به دوش میکشید و میگفت ما در خدمت اسلامیم و بنابراین و بر اساس این اصل که هرجا واجب باشد ما همان جا خواهیم بود(انجام وظیفه خواهیم کرد)، در زمینهها و حوزههای مختلفی فعالیت میکرد و در نهایت هم زندگی پربار و ارزشمند خود را در سوریه در راه قدس شریف فدا کرد اما در بعد انسانی میدانستم که او خانههای فقرا را به دست خود میساخت. عزیزانم! پدر شما فرماندهی در میدان و راهبی در محراب و مجاهدی در همه زمینهها بود بنابر این سرهای خود را با افتخار بالا بگیرید که او مایه فخر همه ما بود. اما او برای من شخصا مانند یک برادر بزرگ و یک دوست و یک پشتیبان بود. و حق شهید بر شما این است که بر راهی که او برگزید، راه عزت و کرامت پایدار و استوار بمانید و ما نیز به همراه شما با شهید عهد میبندیم که راه او را تا آن زمان که خداوند دیدار ما را در نزد امام حسین(ع) مقدر فرماید ادامه دهیم.