غواصها معلمان کربلای 4 بودند
یادداشت غلامرضا بنیاسدی نویسنده، روزنامهنگار و جانباز هشت سال دفاع مقدس برای شهدای غواص کربلای چهار در سالهای دفاع مقدس.
آمدن غواصها انگار معجزهای بود تا ما را به فهم حقیقت و حقانیت بچههای مظلوم کربلای 4 برساند. حقیقتی که بیش از همیشه بوی عاشورا می داد. غواص ها با دستان بسته هم آمدند تا دستان باز ما را به تعجب تا همسایگی لبها بکشانند که عجب حکایتی داشتند مردان عاشورایی کربلای 4. مردانی که "مردانگی" را "عاشورایی" تعریف کردند که هر کس به میدان رفت، هرکس به سپاه یزید زد، دیگر برنگشت. گودی قتلگاه، این رفیعترین گوشه خاک شاهد است که شهیدان حسینی چگونه شهود را به خون خویش نقشی ماندگار زدند. آری در کربلا و عاشورا، هرکس رخصت نبرد گرفت، اجازه شهادت هم توأمان میگرفت که آن رخصت، با این اذن کامل می شد. هردوی این ها هم نصیب کسی میشد که در همراهی با حسین (ع) به بلوغ عبودیت رسیده باشد و جانش در درخشندگی به صبح صادق مانند شده باشد تا اذن رفتن را در خویش احساس کند. حس مقدسی که معطر به انفاس حجت خداست و از طعم "وحی "زندگی یافته و" حی " جاوید شده است. جاودانه هم ماندند آنانی که خود را با حسین(ع) معنا کردند و آوای خوش "حی علی الحسین" را "حی علی خیر العمل" یافتند و تا همیشه، اسوه حسنه مومنان شدند. اسوهای که بچههای کربلای 4، 14 قرن بعد بدانان اقتدا کردند. رفتند تا عاشورا را معنایی نو ببخشند. رفتند تا "باور حسین" و شکوه سید الشهدایی یوسف زهرا، جهان را دچار خویش کند. رفتند تا ایران بر مدار ثارا... تا همیشه ایستاده بماند. من از دریچه عاشورا که به دفاع مقدس نگاه میکنم کمتر عملیاتی به شکوه کربلای 4 میبینم. عملیاتی که گویی خداوند "بارعام" داده بود برای "خاصان" درگاهش. گویی بفرما زده بود تا "مشتیترین" مردان لبیک گویند و از آنها سال ها بعد فقط "مشتی استخوان" به خانه برگردد و برگشتن شان هم نوعی اعجاز را برایمان معنا کند و راستی اعجازی بزرگ تر از "احیای دل"ها هست؟ مگر بزرگ تر از نفسهای غبار روب و حقیقتنما میتوان یافت که به آمدن خود، راه را به صراط مستقیم گره بزنند؟ مگر می شود پرشکوه تر از این، یک ملت را دو بار سرخط آورد؟ مگر عظیم تر از صدای تابوتهاشان، فرمانی برای "خبر دار" خواندن برای یک ملت، میتوان یافت؟ غواصان آمدند، با دستهای بسته هم آمدند تا گرههای بزرگ را از ضمیر و ذهن و گرفتاریهای ما بگشایند و دو باره ما را به عاشورا برسانند که همه گرفتاریهای مادی و معنوی به خاطر دوری از عاشور است که هر چه از حسین و عاشورا فاصله بگیریم به همان اندازه به یزید نزدیک میشویم. یزیدی که امالفساد و عامل همه بدبختی هاست. بگذریم، غواصها آمدند تا ما را به فهم دوباره کربلای 4 برسانند که خود درس فهم کمال یافته عاشوراست....