کد خبر 124121
۲۹ آذر ۱۳۹۴ - ۰۰:۰۰

« یاد حماسه ها » دلاور «خط شیر»

« یاد حماسه ها »

دلاور «خط شیر»

او تمام تجهیزات و اسلحه اش را کنار گذاشت و با دست خالی در میان عراقی ها شروع به حرکت کرد. بعد از چند دقیقه صدای عراقی ها می آمد که با لهجه غلیظ عربی فارسی به او می گفتند تسلیم شو والا کشته می شوی!

اختصاصی/ به گزارش خبرگزاری حیات، قرار ما باشد، دنبال کردن خاطراتی از خاطره ها، که باعث جلای روحمان می شود و خلوت دلمان را صفا می بخشد. در روزهای آغاز جنگ در خط پدافندی دارخوین که به « خط شیر » معروف بود، مستقر بودیم. خبر رسید که عراقی ها می خواهند وارد آبادان شوند. یک شب در حال خوردن شام بودیم که خبر رسید نیروهای عراقی دارند به طرف ما می آیند. بچه ها فوری آماده شدند. شهیدان خرازی و ردانی پور به من وچند نفر دیگر (شهید زارعان وشهید عسکری) گفتند: شما جلوتر از ما بروید وبگذارید عراقی ها به داخل ما نفوذ کنند وبین ما قرار گیرند،آن وقت هر دو گروه از جلو وعقب آنها را هدف قرار می دهیم. دشمن غافل از این نقشه به محاصره ما در آمد وهر دقیقه چند نفرشان نقش زمین می شدند. مهمات دسته ها هم در حال اتمام بود و تا انبار مهمات 150 متر فاصله داشتیم. در این لحظه شهید « منصوری » که از بنیانگذاران مهندسی رزمی بود، گفت: من می روم ومهمات می آورم. او تمام تجهیزات خودش را باز کرد واسلحه اش را کنار گذاشت و با دست خالی در میان عراقی ها شروع به حرکت کرد. بعد از چند دقیقه صدای عراقی ها می آمد که با لهجه غلیظ عربی فارسی به او می گفتند؛ تسلیم شو والا کشته می شوی! او هم تسلیم نمی شد. از طرفی ما هم نمی توانستیم به آنها شلیک کنیم چون در تاریکی ممکن بود برادرمان را هدف قرار دهیم. کار شهید منصوری که در دستش کیسه ای پر از مهمات بود با عراقی ها به درگیری لفظی کشیده شد. عراقی ها که می خواستند او را زنده بگیرند، در اطراف او حلقه زدند. شهید منصوری هم ناچار شد کیسه مهمات را زمین بگذارد وبا عراقی ها دست به یقه شود. لحظاتی بعد مشاهده کردیم با چالاکی خاصی کیسه مهمات را برداشته وبه سمت ما آمد. عراقی ها همگی به سمت او رگبار گشودند اما از میان آن همه تیر، تنها یک تیر به پاشنه پای او اصابت کرد.  به روایت: حاج مصطفی محقق   

برچسب‌ها