کد خبر 124063
۲۵ آذر ۱۳۹۴ - ۰۰:۰۰

سردار شهید علی کفایی شیرمنش شهیدی که معبر سه کیلومتری را به تنهایی باز کرد

سردار شهید علی کفایی شیرمنش

شهیدی که معبر سه کیلومتری را به تنهایی باز کرد

علی نارنجکش رو از کمر باز کرد و ماسوره چاشنی رو خارج کرد و داخل اژدر بنگال گذاشت و با دو تا دستش چاشنی رو به مواد محکم کرد و بعد اهرم ماسوره رو رها کرد و شمرد: الله...محمد...علی... فاطمه...حسن...و حسین،صدای انفجار و خالی شدن معبر از سیم خاردار.

به گزارش خبرگزاری حیات، شهیدان آنانی بودند که شجاعت داشتند از مرز خویشتن بگذرند و برای رضایت خداوند و بندگان خدای شان ، گرانبهاترین دارایی خود را که "جان " بود به پیشگاه حقیقت هدیه دهند . نباید چنین تصور کرد که شهید بی اعتنا به زندگی بوده و از زنده ماندن دوری می گزیده و ارزش نفس و جان خود را نمی دانست !!! چنانچه این تصور، تصویر ذهنی باشد مراقبت از گناه ، دوری از مکروهات ، استمرار به پاکی ، تلاش برای امنیت و آرامش یک ملت ،نمی بایست در رفتار آنان موج میزد..... جعفر جهروتی زاده اولین فرمانده تخریب لشگر 27 محمد رسول الله(ص) از علی کفایی روایت می‌کرد و من هم مثل آدم های مات و مبهوت به دهنش نگاه می کردم. من هم خودم تخریبچی ام و بیگانه با این حرف ها نیستم و قبلا هم این حکایت را از شهیدحاج ناصر اربابیان فرمانده گردان تخریب لشگر10 سیدالشهداء(ع) که در این عملیات حضور داشت شنیده بودم. اما باز هم عطش شنیدن داشتم. متاسفانه در فضای مجازی جای این حکایت های ناب خالیه. جوانها نسل امروز حق دارند که از شهید علی کفایی شیرمنش بدونند. اما برای پیدا کردن گوهر هم باید تلاش کرد. حاج جعفر جهروتی زاده از عمق و حجم میدون مین ها و موانع دشمن در شمال فکه می‌گفت. شهید دین شعاری درکنار حاج جعفرجهروتی زاده او گفت: شهید حاج سعید مهتدی چند ساعت قبل از رفتن به ماموریتی که به همراه شهید احمد کاظمی به شهادتش انجامید من رو دید و گفت: حاج جعفر؛ برای من معماست که تخریبچی‌ها چه جوری اون شب تاریک عمق میدون مین رو معبر زدند؟! معبری که من با گردانم تا از اون رد شدیم به نفس نفس افتادیم. این یعنی عمق میدون مین و موانع بالای یک کیلومتر. جعفر جهروتی یه چیزی گفت که چشمم گرد شد. گفت عمق میدون مینی که بچه‌ها معبر زدند سه کیلومتر بود. نقشه میدان های مین منطقه عملیاتی والفجریک حاج جعفر گفت: در عملیات والفجریک تخریب لشگر27 دیگرگردان نبود بلکه ما تیپ تخریب داشتیم. سه گردان تخریبچی آماده شده بودند که هم معبر باز کنند. همه خط اول دشمن رو بشکنند. قرار بود که نیروها از سه معبر به عمق دشمن نفوذ کنند و بعد از نفوذ گسترش پیدا کنند و دشمن رو منهدم کنند. نقشه عملیات والفجریک ما در شمال فکه مقابل خودمون کانال های متعددی داشتیم که دشمن حفر کرده بود و داخلش رو با سیم خاردار پوشونده بود. رد شدن نفر از این کانال محال بود چه برسه به اینکه خواسته باشی یک گردان از اون عبور کنه. تنها راه عبور از این مانع انهدام سیم خاردارها بود. سردار شهید علی کفایی شیرمنش اون شب به یاد ماندنی که همه عالم ملک و ملکوت منتطر یک اتفاق بودند و همه ملائکه قلم به دست آماده ثبت یک حماسه شدند. گردان النصر تخریب لشگر 27 محمد رسول الله (ص) به فرماندهی شهید علی کفایی شیرمنش مامور باز کردن یکی از این معابر و شکستن خط اول دشمن شد. بچه های گردان النصر در ساعات پایانی شب به پشت میدون مین رسیدند و کار معبر رو شروع کردند. عمق زیاد میدون مین و اتفاقاتی که در اون افتاد حدود 4 ساعت کشید تا به انتهای معبر و به کانالی رسیدند که مملو بود از سیم خاردار حلقوی. تقریبا معبر لو رفته بود و دشمن با آتشباری زیاد روی معبر سعی میکرد تلفات بگیره حتی گلوله آتش زایی داخل معبر خورد و یک تعداد از بچه ها داخل معبر سوختند. به کانال که رسیدند شهید علی کفایی خودش دست به کار شد. ما تخریبچی ها برای گذشتن از سیم خاردار و نفوذ به اون از سیم خاردار قطع کن استفاده می کنیم. اما این ابزار فقط برای قطع کردن چند توپ سیم خاردار حلقوی است نه برای قطع دهها سیم خاردار توپی که روی هم قرار گرفته. برای رد شدن از این حجم سیم خاردار باید از اژدر بنگال استفاده کرد. اون شب بچه های تخریب تعداد زیادی اژدر بردند و در باز کردن معبر از اونها استفاده شد. پای کانال که رسیدند دوتا اژدر مونده بود اما چاشنی و فیتیله تموم شده بود. کانال مملو از سیم خاردار بود. علی کفایی معطل نکرد داخل کانال شد و دو تا لوله اژدر بنگال رو سر هم کرد و زیر سیم خاردار های داخل کانال گذاشت. باید راه باز می‌شد و رزمنده ها عبور می‌کردند و دقایق و ثانیه ها حیاتی بود. اژدر که بدون چاشنی منفجر نمیشه. حتما باید چاشنی و قدری فتیله باروتی باشه که بعد از آتیش زدن سر فیتیله بتونی از محل انفجار فاصله بگیری. فقط یک راه برای انفجار اژدرها وجود داشت و علی کفایی همون رو عملی کرد. علی یک نارنجک بیشتر همراهش نبود. دهها کیلو مواد منفجره بود و گوشت و پوست و استخون فرمانده تخریب! علی نارنجکش رو از کمر باز کرد و ماسوره چاشنی رو خارج کرد و داخل اژدر بنگال گذاشت و با دو تا دستش چاشنی رو به مواد محکم کرد و بعد اهرم ماسوره رو رها کرد و شمرد: الله...محمد...علی...فاطمه...حسن...و حسین صدای انفجار و خالی شدن معبر از سیم خاردار. علی با بدن قطعه قطعه شده به معراج رفت. با شهادت فرمانده قهرمان گردان النصر قفل معبر شکست و مسیر باز شد و بچه ها به قلب دشمن زدند. روح سردار شهید علی کفایی شیر منش در صبح روز 22 فروردین 62 از فکه شمالی و منطقه ابوغریب به آسمان رفت و پیکر مطهرش بعد از یک هفته در گلزار شهدای تهران میهمان خاک شد. آدرس مزار این قهرمان: گلزار شهدای بهشت زهرا (س)- قطعه 28 ردیف 104 - شماره 3 لوله های اژدر بنگال که هرکدام حاوی دهها کیلو مواد منفجره تی ان تی است اژدر بنگال (Bangalore torpedo) یک خرج انفجاری است که در انتهای یک تیوب با طول زیاد تعیبه شده که طول این تیوب قابل افزایش است. این ابزار توسط واحدهای مهندسی رزمی به منظور پاکسازی موانعی به کار می رود که پاکسازی آنها مستلزم نزدیک شدن و احتمال قرار گرفتن در معرض آتش دشمن است راوی : جعفر طهماسبی منبع:ساجد   

برچسب‌ها