شهیدان باباییان دلیلی واضح و روشن برای درس آموزی از شهداء و وصیت نامه هایشان
به گزارش خبرگزاری حیات، زندگی نامه ، سال تولد ، سن در لحظه شهادت ، رمز عملیات ، تاریخ شهادت و مشترکات زندگی این دو برادر شهید توجه کنید!، شاید شما هم مثل من چندبار شروع به مقایسه کردید و به نتایج جالبی رسیدید ولی شگفت آورتر از همه وصیت نامه های عرفانی این برادران 17 ساله است که به اوج شناخت و عرفان دست یافته اند.آنجا که از عشق به معبود می گویند و آنجا که از شهادت می نویسند . از نجواهایشان برای دل داغدار مادر و توصیه های برادرانه شان برای عزیزان. چه زیبا با این سن کم، حجاب را معنا کرده اند و چه زیبا پشتیبانی از ولایت را می آموزند. باشد که رهرو راهشان گردیم و با یادشان و عمل به توصیه های والایشان خجالت زده خون شهدا نباشیم . زندگینامه و محل دفن شهید مرتضی بابائیان: میزان تحصیلات هنگام شهادت: دانش آموز سال سوم نظری / سال تولد:1344/ نام پدر: شیرعلی(در سال 1357 به رحمت ایزدی پیوست. روحش شاد)/ محل شهادت: ایستگاه حسینیه خرمشهر/ تاریخ شهادت:26/2/1361/ خط شکن عملیات بیت المقدس(آرپی جی زن)/ با رمز یا علی ابن ابی طالب/ محل دفن:تهران بهشت زهرا- قطعه 26 زندگینامه و محل دفن شهید حسن بابائیان: میزان تحصیلات هنگام شهادت: دانش آموز سال سوم نظری/ سال تولد:1348 / نام پدر: شیرعلی(در سال 1357 به رحمت ایزدی پیوست. روحش شاد)/ محل شهادت: خرمشهر- شلمچه/ تاریخ شهادت:26/10/1365/ خط شکن عملیات کربلای پنج(آرپی جی زن)/ با رمز یا زهرا(س)/ محل دفن :بهشت زهرا قطعه 26
وصیتنامه شهید حسن بابائیان: فالذین هاجروا و اخرجوا من دیارهم و اوذوا فی سبیلی و قاتلوا و قتلوا لا کفرن عنهم سیئاتهم و لادخلنهم جنات تجری من تحتها الانهار ثواباً من عندالله و الله عنده حسن الثواب. «سوره آل عمران آیه 195». آنانکه ازوطن هجرت نمودند و از دیار خویش بیرون شدهاند و در راه خدا رنج کشیده وجهاد کرده وکشته شدند همانا گناهان ایشان را بپوشانیم و آنها را به بهشتهایی در آوریم که زیردرختان آن نهرها جاریاست،این پاداشیاست از جانب خدا. به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان و در هم کوبندة ستمگران که سر نوشت همه انسانها در دست اوست و با سلام و درود فراوان بر خاتم پیامبران(ص) و اهلبیتش(ع) و با سلام و درود بر منجی عالم بشریت مصلح جهانی آقا امام زمان(عج) و نایب بر حقش، پیر جماران، فرزند زهرا (س) امام خمینی پدر تمام فرزندان شهدا و یتیمی مانند مرتضی و حسن و با سلام بر خانواده شهدا که فرزندان خود را در راه اسلام اصیل از دست دادهاند. بنا بر مسئولیتی که بر دوش هر انسانی گذاشته شده است و باید این مسئولیت را که پاسداری از خون هزاران شهید و مجروح و معلول است به انجام رساند بنا بر این مسئولیتی که داشتم برای رضای الله و برای پاسخ دادن به ندای «هل من ناصرٍ ینصرنی» به جبهه رفتم و به خود ننگ میدانستم که ساکت بنشینم و به ندای امام و رهبرم لبیک نگویم. به خدا خجالت میکشیدم که در خانه بنشینم و هجرت یاران را نظاره گر باشم و این بود که طریق عشق را پیدا کردم و آخر به منزلگه مقصود رسیدم که منطق شهید سوختن و روشن کردن است. اما افسوس و صد افسوس که سالها عمر از ما گذشت ولی هنوز مانند آب راکدی هستیم. خداوندا تو شاهدی که حق هیچکس از دوستان و خانوادهام را ادا نکردهام و ایکاش میتوانستم حق ولی فقیه و رهبرم را اداء کنم، ای کاش میتوانستم مفهوم گریههای نیمه شب امام را درک کنم. ای کاش دردی از دردهای این مردم معصوم را درمان میکردم و ایکاش میتوانستم حق صحبتهای دوستان را اداء میکردم. خدایا هر کدام از این برادران که در جبهه به شهادت میرسیدند میدانی که زخمی بر قلبم به جا میگذاشتند تا جایی که خدایا، تقاضای مرگ میکردم و تنها وصایا و هدف آنها بود که مرا آرامش دیگر میبخشید. خداوندا این دنیا برایم مانند یک قفس شده است و دوست دارم که از این قفس بیرون بیایم و به ملکوت اعلا پرواز کنم و ای خدا اگر خواستی مرا به شهادت برسانی مرا تکهتکه کن چون که من خجالت میکشم از خانوادههایی که فرزندان آنها مفقود و بیمزار هستند. اما سخنی دارم با مادرم : سلام بر تو ای مادر که بهشت زیر پای توست. سلام بر تو ای مادر که فرزند خود را راهی به جبهه کردی به خدا قسم که ای دشمنان اسلام نظاره کنید این قهرمان مادرانی که فرزندان خود را به جبهه میفرستند و خود هیچ دریغی از لحاظ مالی و جانی ندارد . آری مادر جان یادت هست میگفتی به جبهه برو مبادا دشمن فکر کند که ما خانواده شهدا دیگر فرزندان خود را فدای امام و اسلام نمیکنیم. مادر جان این سخنان را با اشک و خون خود مینویسیم. مادر جان مرا ببخشید که نتوانستیم زحماتی که برای من کشیدی جبران کنم میدانم که اگر من به شهادت برسم تو گریهای که میکنی بیاد شهدای کربلا و آقایمان حسین (ع) است و ضمنا میخواهم مادر جان ببینم که در مجلس عروسی من چگونه از میهمانان پذیرائی میکنی. اما سخنانی با برادرانم و خواهرانم: شما اتکاء به خدا داشته باشید و اخلاقتان و ایمانتان را قوی کنید. جمهوری اسلامی را که یک فریضه است حفظ کنید . بر همه ما اگر چنانچه این فریضه را بدرستی بخواهیم انجام دهیم باید همه با هم همراه باشیم بر همه واجب است دفاع از اسلام. شما هر چه در توان دارید بگذارید تا صحبت امام بر زمین نماند. و باید بر دشمنان بتازید تا آنها را از صحنه روزگار بردارید. و ای برادرانم سعی کنید ساده زندگی کنید و ساده بپوشید که امثال اینها خصلتهایی است که بر مسئله زندهشدن دل کمک میکند و زنده شدن دل،به عشق به شهادت کمک میکند. برادرانم سعی کنید که هر چه میتوانید مایه بگذارید در کارهای خیر که مبادا کاری از این مملکت عقب بیفتد. و ای خواهرانم خواهش میکنم حجابتان را حفظ کنید زیرا از خون ما برنده تر است و مشتی بر دهن دشمنان اسلام است. ای خواهرانم مانند زینب(س) صبر و شجاعت، ایمان و تقوی را پیشه کنید. و بر سختی ها غلبه کنید و خود را در مسائل دینی و عرفانی تقویت کنید و در دعای کمیل و توسل و نماز جمعه و جماعت شرکت کنید که با این دعاها است که خداوند به ما نظر دارد. اما ای دوستان و آشنایان یک وقت فکر نکنید که این دو شهید پدر نداشتند بلکه ما پدری داریم که جان خود را در راه او میدهیم. او پدرمان خمینی بت شکن است. ای برادران بیایید به جبهه ها که جای انسان سازی است. بیایید نگذارید خون شهدا پایمال شود و پرچم اسلام بر زمین بیفتد، ای جوانان به جبهه ها بیایید و ثابت کنید که ما مرد جنگ هستیم. و اثبات کنید که مثل حسین (ع) وارد جنگ شدیم و مثل حسین (ع) به شهادت می رسیم امروز مسئولیت شما سنگین است. امروز احیاء خون شهیدان بدست شماست، کمی سستی در کارها کنید بدانید در پیشگاه خداوند تبارک و تعالی و همه خونهای پاک باید جوابگو باشیم. با فریاد اللهاکبر به جبههها بروید که همین فریاد اللهاکبر بود که همه دشمنان و ابر قدرتها را به لرزه درآورد و با این مسئولیت به جبهه بروید که امام زمان(عج) در کنار سربازان است و از یکدیگر سبقت بگیرید و تا میتوانید خود را بسازید. ای برادران که به جبهه می آیید بدانید که با ثبت نام کردن خود بلیط مسافرت گرفتهاید و می خواهید سفر الیالله کنید و باید در حرکت باشید. و با این ثبت نام خود حیات دنیا را فروخته و حیات آخرت را خریدهاید و شما فروشنده هستید و خدا خریدار شما. و ای برادران الآن اگر شما به جبهه نیایید و به امام زمان(عج) و نایب او لبیک نگویید و جبههها را پر نکنید خیانت کردهاید به اسلام و خون شهیدان و اگر ما امام را تنها بگذاریم و همانطوری که علی(ع) فرموده است هر کس از جهاد کردن اجتناب کند و احتراز کند خدا لباس ذلت بر آنها میپوشاند و برادران الآن مملکت ما در برهه حساسی قرار گرفته است اگر ما بخواهیم هرج و مرج بهوجود بیاوریم و ناشکری کنیم خداوند لباس ذلت بر ما میپوشاند. سعی کنید در برابر سختی ها صبر کنید تا خداوند ما را بیامرزد و خداوند لعنت کند کسی را که ضد امام است و ناشکری میکند. امیدوارم خداوند متعال عشق به شهادت را نصیب همه ما بکند و خداوند امام امت را که مربی این جامعه و مقدمه ساز ظهور امامزمان(عج) است و وکیل آن حضرت و برای ظهور آن حضرت مقدمه چینی میکند تا ظهور ایشان عمر امام عزیزمان را طولانی گرداند. و در آخر از تمام دوستان و آشنایان حلالیت میطلبم و از آنها میخواهم که فقط مرا دعا کنند تا خدا از گناهان من درگذرد. در آخر چند تذکر دارم: 1-1000 تومان پولی که در دفترچه ام دارم ، به حساب 100 امام بریزید. 2-حتی الامکان از گذاشتن حجله خودداری کنید. 3-از پوشیدن لباس مشکی خودداری کنید،چون که من آگاهانه به شهادت رسیدم. 4-نذر کرده ام که اگر سعادت پیدا کردم به جبهه بروم یک گوسفند بکشم خواهش می کنم جلوی جنازه ام بکشید. 5-خواهش می کنم در حدود 6 ماه نماز قضاء و یک ماه روزه بدهکارم که بگیرید. 6-من خیلی روضه علی اصغر و حضرت عباس و علی اکبر و حضرت قاسم و امام حسین(ع) را دوست دارم ، خواهش می کنم برایم زیاد بخوانید. 7-برای سلامتی امام صلوات. 8-امام را دعا کنید. از خیل دلاوران گسستن نتوان باروح خدا عهد شکستن نتوان برخیز که یاران حسین در سفرند جنگ است برادران نشستن نتوان «خدایا، خدایا، تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار» حسن بابائیان ۱۸/۱۰/۱۳۶۵ وصیتنامه شهید مرتضی بابائیان من طلبنی وجدنی و من وجدنی عرفنی ومن عرفنی احبنی ومن احبنی عشقنی و من عشقنی عشقته ومن عشقته قتلته و من قتلته فعلی دیته ومن علی دیته فانا دیته
هر کس که مرا طلب کند خواهد یافت و هر کس که مرا بیابد مرا خواهد شناخت و هر کس مرا بشناسد مرا دوست دارد وهر کس مرا دوست دارد عاشقم خواهد شد و هر کس که عاشقم شود عاشقش خواهم شد و هر کس که عاشقش گردم او را خواهم کشت و هر کس را که بکشم دیه او را بر گردن خواهم گرفت و هر کس که دیهاش بر گردن من باشد دیهاش را خواهم پرداخت. «حدیث قدسی» به نام الله حافظ حرمت خون شهیدان که سرنوشت انسان به دست اوست. اوست که میمیراند و زنده میکند. با درود فراوان بر خاتم انبیاء و اهلبیتش و با سلام بر مهدی(عج) موعود منجی انسانها و نائب بر حقش رهبر کبیر انقلاب امام خمینی و تمامی شهدا و خانواده آنانکه فرزندان خود را در راه بدست آوردن آرمانهای اصیل اسلامی از دست دادهاند و با سلام بر ملت قهرمان ایران و با سلام بر مادر، برادر و خواهر عزیز خود و دوستان و آشنایان.فالذین هاجروا و اخرجوا من دیارهم و اوذوا فی سبیلی و قاتلوا و قتلوا لا کفرن عنهم سیئاتهم و لادخلنهم جنات تجری من تحتها الانهار ثواباً من عندالله... «آل عمران آیه 195». آنانکه از وطن هجرت نمودند و از دیار خویش بیرون شده ، در راه خدا رنج کشیده و جهاد کرده و کشته شدند ، همانا گناهان ایشان را (در پرده لطف خود) بپوشانیم و آنها را به بهشتهایی در آوریم که زیر درختانش نهرها جاری است ، این پاداشی است از جانب خدا...» «ملتی که شهادت دارد اسارت ندارد. امام خمینی» انسان بنا بر مسئولیتی که بر دوش او گذاشته شده است، باید این مسئولیت را که پاسداری از خون هزاران شهید و مجروح و معلول است به انجام رساند و من نیز بنابر مسئولیتی که حس نمودم برای الله و برای پاسخ دادن به ندای «هل من ناصرینصرنی»حسین(ع) به جبهه های جنگ که به قول اماممان انسان را به یاد صدر اسلام میاندازد آمدم تا با کفار به جهاد بپردازم و اگر در این راه کشته شدم که چه سعادتی از این بالاتر که در راه خدا و برای خدا کشته شدهام و به جایی میروم که آنجا را بهشت نامند و اگر قرار باشد که روزی من بمیرم هرگز نمیخواهم که در بستر مرگ بمیرم بلکه مرگ سرخ و شهادت در راه خدا را ترجیح میدهم، اما افسوس که سالها از عمرم گذشت ولی هنوز مانند آب راکدی هستم. زیرا تا به حال از این همه نعمتی که خداوند به ما داده سپاسگذاری نکردهام و شرمندهام از اینکه به سخنان امام خود توجه درستی نکردهام و کلیه فرامینی را که بر یک مسلمان واجب است انجام ندادهام. اما درود بر تو ای مادرم که با امضا کردن رضایتنامه در حقیقت شهادتنامه من را امضا نمودی و مبادا ناراحت باشی، همیشه در یاد خدا باش زیرا یاد خدا قلبها را آرامش میبخشد و چون کوه استوار و سر افراز باشی و هر گاه که خواستی برای من گریه کنی دلت را به کربلا ببر و بیاد حسین(ع) و اهلبیت او گریه کن و همیشه فریاد لاالهالاالله و اللهاکبر خمینی رهبر را بلند کن که پیام شهیدان را به مردم رسانده ای.اما تو ای خواهرم؛ مانند زینب(س) باش و مانند زینب(س) زندگی کن و مسئولیت خویش را در قبال این انقلاب و امام به انجام رسان و همیشه حجابت را سنگر خود قرار ده، زیرا خواهرم حجاب تو برنده تر از خون من است. شما ای برادران عزیزم محمد، اصغر و حسن؛ شما ادامه دهنده راه شهدا باشید و راه مرا ادامه دهید و همیشه در پی تهذیب نفس خود باشید که باعث خواهد شد به خدا نزدیک شوید و در پی این باشید که اسلام را احیا کنید پیامم به دوستان، آشنایان و ملت شهید پرور ایران این است که پشتیبان ولایت فقیه و امام باشید و سخنان امام را بر قلبهایتان جاری سازید و با جان و دل پیرو امام باشید و مواظب باشید که این منافقین مبادا به اسلام ضربه بزنند و بر عهده شماست که آنان را از صفحه روزگار براندازید. ادامه دهنده راه شهدا باشید. در این صورت است که خدا و رسول او و شهیدان از شما راضی خواهند بود. در غیر این صورت مدیون خون شهدا هستید. و تو ای خواهر و برادر محصلم تو در سنگر مدرسه و من در سنگر جبهه و قلم سلاح تو و اسلحه سلاح من است و هر دوی ما در پی یک هدفیم و آن هم اسلام و خداست. پس بیدار باش و قلمت و کتابت را محکم در دستانت بفشار و در مقابل هر گونه انحرافی بایست و سعی کن همیشه کار را برای خدا انجام دهی. چند تذکر که در پایان دارم: 1-100 تومان پولی را که در دفترچه ام دارم، به حساب دولت بریزید. 2-حتی الامکان از گذاشتن حجله خودداری کنید. 3-در شهادتم ای مادر و ای خواهر و ای برادرم و دوستان و آشنایانم به هیچ وجه پیراهن سیاه نپوشید،زیرا مرگم آگاهانه بوده. 4-مجلس ختم مرا در مسجد امام جعفر صادق(ع) برگزار کنید و از حجه الاسلام قاضوی نیز برای سخنرانی دعوت کنید. در پایان از کلیه دوستان و آشنایانی که موفق به دیدار آنها نشده ام حلالیت می طلبم. والسلام امام را دعا کنید. «خدایا، خدایا، تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار»
مرتضی بابائیان ۱۳۶۱/۱/۲ منبع:شهدا