کد خبر 123933
۱۷ آذر ۱۳۹۴ - ۰۰:۰۰

پیام «نامه دوم» مقام معظم رهبری به جوانان اروپایی/ «نامه اول» تاثیرگذار و مفید بود

پیام «نامه دوم» مقام معظم رهبری به جوانان اروپایی/

 «نامه اول» تاثیرگذار و مفید بود

نامه اول امام خامنه‌ای که باب بحث و بررسی را در سطوح بالایی باز کرد، عکس‌العمل‌های مثبتی داشت و در پی این نامه لازم بود نامه دیگری نیز مرقوم شود تا مباحثی مطرح شده در نامه قبلی را کامل‌تر شود.

به گزارش خبرگزاری حیات ، پایگاه خبری- تحلیلی العهد با طرح این دو سوال که "چرا رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران در طول یکسال دو نامه به یک مخاطب ارسال کردند؟" و "چرا این دو نامه، یکی در اول سال و دومی نیز در پایان سال ارسال شده است؟" به بررسی دومین نامه مقام معظم رهبری پرداخت و نوشت: باید قبل از بررسی دومین نامه آیت‌الله سید علی خامنه‌ای به جوانان غرب این دو سوال مطرح می‌شد.  نوشتن نامه دوم بعد از نامه اول بدین معنی است که نامه اولی مفید واقع شده و تاثیر زیادی داشته است؛ والا اگر غیر از این بود رهبر معظم انقلاب اسلامی متحمل زحمت نمی‌شدند، و نامه دومی را مرقوم نیز نمی‌فرمودند و وقت گرانبهای خود را برای کاری اختصاص می‌دادند که تاثیرگذار باشد. حقیقتی که می‌توان از این رخداد استنباط کرد، این است که نامه اول باب بحث و بررسی را در سطوح بالایی باز کرد که عکس العمل‌هایی مثبتی در پی داشت و ضروری بود که در پی این نامه، نامه دیگری مرقوم شود تا مباحثی که در نامه قبلی مطرح شده بود، کامل‌تر شود. مساله دیگری که در این نامه باید به آن پرداخته شود، این است که مخاطب هر دو نامه قشری است که با مخاطب نامه‌هایی که بین ملت‌ها، فرهنگ‌ها و دولت‌ها رد و بدل می‌شود، فرق می‌کند. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در این نامه رهبر ملت‌ها، دستگاه‌های دولتی و فرهیختگان را مورد خطاب قرار نداده‌اند، بلکه مستقیما جوانان اروپایی را مورد خطاب قرار داده‌اند. نامه ایشان با ترجمه به چندین زبان‌ زنده دنیا منتشر شد و به دست جامعه هدف رسید، و عاملی که روند انتشار این نامه تسریع بخشید شد، شیوه ارسال آن به روشی غیر از روش‌های مرسوم بود. این نامه راه نامه‌های دیپلماتیک را که ماه‌ها در سفارت‌ خانه‌ها می‌ماند را نپیمود؛ این نامه از کانال رسانه‌های مختلف جمعی، شبکه‌های اجتماعی و تمامی راه‌هایی که در دسترس بود به جوانان غربی فرستاده شد، این کانال‌ها تاثیر زیادی در انتشار سریع این نامه داشتند. نکته دیگری که باید به آن عنایت کرد، لحن سخنی است که امام خامنه‌ای با جوانان غربی در این دو نامه صحبت می‌کنند.  امام خامنه‌ای در این دو نامه سعی می‌کنند از کلماتی که بار معنایی عاطفی، صریح و پدرانه دارد استفاده کنند، ایشان در این دوه نامه از عبارت‌های تحمیلی یا تعابیر یقینی و یا اسلوب‌هایی که نشان دهد هرچه که گفته می‌شود حقیقت است و باید بدون بحث و بررسی آنرا فراگیرند، استفاده نکرده‌اند، بلکه برعکس در تمام فرموده‌های خویش بر روی اطلاع رسانی تمرکز می‌کنند و سوال‌هایی را به منظور برانگیختن آنها برای بحث مطرح می‌کنند بدون اینکه در این بحث‌ها نتیجه گیری چشمگیری را در نظر بگیرند؛ آنچه که ذهن این جوانان مورد خطاب نامه را به جستجوی حقیقت سوق می‌دهد، این نامه از شیوه‌هایی تلقینی و بالادستی که گاهی منجر به ایجاد نفرت در بین جوانان می‌شود و همچنین بین فرستنده و گیرنده مانع ایجاد می‌کند، دور است. با علم به اینکه این شیوه بهترین اسلوب در مخاطب قرار دادن نسل جدید است و مقام معظم رهبری در به کار گیری آن بدون اینکه نشانی از ساختگی و پر آب و تاب بودن در آن باشد، بسیار موفق بوده‌اند. امام خامنه‌ای جوانان غربی را مسئول جستجوی حقیقت می‌دانند، حقیقتی که عظیم و جوهری است؛ چرا که جوانان آینده سازان کشورشان هستند و فهم آنها از حوادثی که امروزه اتفاق می‌افتد همان چیزی است که بوسیله آن آینده بهتری برای ملت‌هایشان می‌سازند.  حضرت آیت الله خامنه‌ای از جوانان خواسته‌اند که حوادث را خوب بشناسند، تا اینکه در پشیمانی نسل ماقبل خودشان که هم اکنون در آن زندگی می‌کنند، گرفتار نشوند؛ رهبر معظم انقلاب این تفکر را در نامه اول اینگونه بیان می‌فرمایند: "من نمی خواهم به هراس‌های مختلفی که کشورهای غربی تاکنون تلقین کرده‌اند بپردازم. نگاهی گذرا به مطالعات حساس تاریخ معاصر می‌تواند شما را به این حقیقت برساند که دولت‌های غربی رفتاری به دور از صداقت و با دورویی با ملت‌ها و فرهنگ‌های دیگر داشته‌اند که از تاریخ نگاری‌های جدید حذف شده است. تاریخ‌های آمریکا و اروپا شرمسار از برده داری، خجل از دوره استعماری و آزرده از سرکوب ملت‌های رنگین پوست و غیر مسیحی است. محققان و تاریخ دانان شما به شدت شرمنده خونریزی‌ها به نام مذهب بین کاتولیک‌ها و پروتستان‌ها یا به نام ملیت‌ها در دوران جنگ اول و دوم جهانی هستند. این رویکرد قابل ستایش است. با ذکر بخشی از این فهرست بلند بالا، قصد بازخوانی تاریخ را ندارم، بلکه می‌خواهم از شما بخواهم از روشنفکران خود بپرسید چرا وجدان عمومی غربی‌ها بعد از چندین دهه بیدار شده است. چرا بازبینی وجدان عمومی برای زمان‌های دور اجرا می شود و برای مشکلات جاری نه؟ چرا این تلاش‌ها برای جلوگیری از بیداری عمومی درباره مشکلات عمده مانند برخورد با فرهنگ و تفکر اسلامی صورت می گیرد؟"  براین اساس چیزی که از جوانان امروزی خواسته می‌شود این است که در همان اشتباه نسل ماقبل خود گیر نکنند و نگذارند نسل بعدی در باتلاق پشیمانی که به خاطر عدم شناخت از حوادثی که رخ می‌دهد، فرو بروند، همانطور که گذشتگان آنها در همان باتلاق به خاطر اتفاقاتی که طی قرون گذشته رخ داده است، فرو رفته‌اند. به همین خاطر امام خامنه‌ای از جوانان خواسته است که حقائق را از منابع اصلی و اولیه آن دریافت کنند مخصوصا نگاه به اسلام و مسلمانان که شرق و غرب را مشغول خود کرده است و از رسانه‌های جمعی معاند اطلاعات را دریافت نکنند. نامه دومی که امام خامنه‌ای به جوانان غربی ارسال کردند پاسخ عملی به این حقیقت بود، ایشان جوانان غربی دعوت کردند تا در خصوص حوادثی که اتفاق می‌افتد، تفکر کنند، همانطور که فرمودند: "امّا واقعیّت این است که اگر مسائل دردناک، زمینه‌ای برای چاره‌اندیشی و محملی برای همفکری فراهم نکند، خسارت دوچندان خواهد شد." مقام معظم رهبری این تفکر را به صورت تفصیلی شرح دادند و فرمودند: "امّا مسئله این است که رنج‌های امروز اگر مایه‌ی ساختن فردایی بهتر و ایمن‌تر نشود، فقط به خاطره‌هایی تلخ و بی‌ثمر فرو خواهد کاست." از این رو نامه ارسال شده به جوانان غربی از سوی مقام معظم رهبری خود منبع معلومات است که ایشان جوانان را مورد خطاب قرار دادند و فرمومدند: "من ایمان دارم که تنها شما جوان‌هایید که با درس گرفتن از ناملایمات امروز، قادر خواهید بود راه‌هایی نو برای ساخت آینده بیابید و سدّ بیراهه‌هایی شوید که غرب را به نقطه‌ی کنونی رسانده است." بنابراین این دعوت، دعوتی است که امکان ندارد چشمی آنرا نادیده بگیرد یا عقلی سلیم از آن غافل شود؛ چیزی که مطلوب است، این می‌باشد که این دعوت با تمام قدرت خود به اقصی نقاط جهان برسد تا پلی باشد برای پر کردن شکاف‌هایی که تروریست‌ها بین فرهنگ‌ها، تمدن‌ها، ادیان و ملت‌ به نفع سردمدارن غربی ایجاد کرده‌اند. 

برچسب‌ها