با حضور رئیس سازمان بسیج مستضعفین کنگره شهیده طیبه واعظی در اصفهان برگزار می شود
کنگره شهیده طیبه واعظی با یادآوری ایثار و جانفشانی های 7 هزار زن شهید کشور، سوم آذرماه در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان برگزار می شود.
به گزارش خبرگزاری حیات، این کنگره به مناسبت هفته بسیج و با هدف زنده نگه داشتن شهدا بویژه زنان شهیده کشور با سخنرانی سردار نقدی و شماری از مسئولان دانشگاه علوم پزشکی برپا می شود. بنا بر این گزارش، کنگره شهیده طیبه واظعی با حضور خانواده این شهیده، مردم، مسئولان استانی و خانواده های معظم شهدا وایثارگران اصفهان با مدیریت بسیج جامعه زنان استان از ساعت 8 تا 12 صبح برگزار می شود. رونمایی از کتاب "موقعیت فرشته" و" وقتی عشق می بارد" رونمایی از کتاب هایی با عناوین" وقتی عشق می بارد" و " موقعیت فرشته" که زندگی شهیده طیبه واعظی را دربرگرفته است، از جمله برنامه های این کنگره است. مروری بر زندگینامه شهیده طیبه واعظی شهید شاخص بسیج در سال 94 طیبه واعظی دهنوی در سال 1337 در یکی از روستاهای اصفهان متولد شد. او در خانواده ای مذهبی و فقیر رشد کرد و به همین علت خیلی زود با درد و رنج مردم مستضعف آشنا شد. در سن 7 سالگی خواندن قرآن را در خانه پدرش آموخت. واعظی در سال 1350 طیبه با پسر خاله مجاهدش ابراهیم جعفریان ازدواج کرد و این نقطه عطفی در زندگی او بود و همین ازدواج بود که مسیر زندگی او را به طور کلی دگرگون کرد و او را وارد مرحله ای نوین کرد. طیبه با کمک شوهرش به مطالعه عمیق کتاب های مذهبی و آگاه کننده و تفسیر قرآن پرداخت و چون ابراهیم همان صداقت و ایمانی را که لازمه یک فرد مبارز است در وجود طیبه یافت او را در جریان مبارزات تشکیلاتی قرار داد و طیبه به عضویت گروه مهدیون در آمد.به خاطر مبارزه با شاه و تحت تعقیب بودن شوهرش از سال 1354 به زندگی مخفی روی آورد، ولی در نهایت در 30 فرودین 1356 پس از دستگیری شوهرش، دستگیر شد و خواهر شوهرش، فاطمه جعفریان که او هم مبارز بود در این روز کشته شد. در سال 1354 به علت تعقیب ساواک با اتفاق همسر و کودک شیرخواره اش زندگی مخفی را انتخاب کردند. روز سی ام فروردین 56، در پی دستگیری یکی از اعضای گروه در تبریز، یکی از گشت های بازرسی به ابراهیم مشکوک شد و او را دستگیر کرد. در بازرسی بدنی او اجاره خانه ی منزل تبریز را پیدا نمودند و خانه تحتنظر قرار میگیرد. طبق قرار قبلی که ابراهیم و طیبه داشتند اگر ابراهیم دیر به خانه می آمد، طیبه می بایست اسناد و مدارک را می سوزاند و خانه را ترک می کرد. طیبه همین کار را انجام داد، غافل از آنکه خانه زیر نظر است. صبح بر سر قرار با برادرش مرتضی می رود، غافل از آنکه مأموران در پی او هستند. در قرار با مرتضی ماجرای نیامدن ابراهیم را می گوید و بدین ترتیب، مرتضی هم شناسایی میشود. سپس به خانه باز می گردد تا خانه را از نارنجک و اسلحه پاکسازی کند غافل از اینکه ساواک منتظر اوست. طیبه پس از اتمام فشنگ هایش به همراه فرزند چهار ماهه اش مهدی دستگیر می شود و با دستگیری طیبه، مرتضی که از دور شاهد ماجرا بود در دفاع از طیبه به مأموران شلیک می کند و در درگیری به شهادت می رسد. از خانه طیبه برگه اجاره خانه مرتضی را پیدا می کنند و به خانه آنها می روند. فاطمه جعفریان همسر مرتضی حدود سه ساعت مقاومت کرد اما او نیز به شهادت رسید. وقتی ساواک طیبه را دستگیر و به دست هایش دستبند زده بودند، گفته بود: مرا بکشید ولی چادرم را برندارید. طیبه، ابراهیم و پسرشان محمدمهدی را پس از دو چند روز شکنجه از تبریز به کمیته تهران منتقل می کنند و یک ماه تمام آنها را زیر سخت ترین شکنجه ها قرار می دهند و سرانجام در سوم خرداد 56 زیر شکنجه به شهادت می رسند.