علی سلیمانی: « وجعلنا »می خواندیم و از کمین عبور می کردیم
در عملیات های شناسایی بارها و بارها با امدادهای غیبی پروردگار از شرایط سخت، جان سالم به در بردیم.
اختصاصی/به گزارش خبرگزاری حیات، علی سلیمانی از جانبازان دوران دفاع مقدس برای اولین بار در سال 61 به جبهه اعزام شدم. وی طی مدت حضور در مناطق جنگی در قالب نیروهای عملیات شناسایی بارها به جانفشانی پرداخت.سلیمانی درعملیات فتح المبین ،بیت المقدس، خیبرو...حضور پررنگی داشت و تا انتهای جنگ در جبهه ها حضور داشت. وی پس از اطمینان از اتمام جنگ با نشان جانبازی به خانه بازگشت.مطالبی را که در ادامه می خوانید گوشه ای از اتفاقات رخ داده برای این رزمنده دوران دفاع مقدس طی عملیات های متعدد شناسایی وشرح حال آن دوران است. علی سلیمانی با تشریح فعالیت های واحداطلاعات عملیات اظهار کرد:ما واحد اطلاعات عملیات بودیم .کار ما این بود که قبل از عملیات به شناسایی مناطق مورد نظر می پرداختیم وبا توجه به اطلاعات منطقه راه کارها را برای اجرای عملیات ارائه می دادیم.در واقع اطلاعات دشمن ازجمله تجهیزات،نفرات ،مواضع ،سنگرها و.. را جمع می کردیم ودر اختیار فرماندهان طراح عملیات قرار می دادیم.در حین عملیات نیز وظیفه هدایت نیروها در خطوط عملیاتی شناسایی شده، برعهده بچه های اطلاعات عملیات بود. وی در خصوص نوع ونحوه شناسایی ها گفت: تمامی شناسایی ها سخت ونفس گیر بود.این شناسایی ها در دوقسمت سطح وعمق انجام می شد.در شناسایی سطح خط دشمن مورد بررسی قرار می گرفت ولی در شناسایی عمق باید پشت خط دشمن نفوذ می کردیم وواطلاعات عقبه دشمن را شناسایی می کردیم.شناسایی عمق بر اساس نوع عملیات به دفعات مختلف انجام می شد که این تعداد بر اساس اهمیت عملیات ومنطقه متفاوت بود.در بعضی از موارد مجبور بودیم چند شب و روز در مناطق تحت تسلط دشمن حضور داشته باشیم که این مسئله مشکلات وسختی های فراوانی به همراه داشت. سلیمانی با بیان اینکه وضعیت شناسایی در مناطق عملیاتی از لحاظ مسیر متفاوت بود افزود: معمولا جبهه جنوب به لحاظ موانع، میدان مین، سیم خاردار، کانال آب گرفتگی وکمین ها سخت تر بود ولی جبهه های غرب به لحاظ طی کردن مسیر،صعب العبور بودن مناطق وگذر از مسیرهای طولانی سخت تر بود.به این معنا که برای عملیات شناسایی جبهه های جنوب دقت بیشتری مورد نیاز بود وبرای عملیات شناسایی جبهه های غرب استقامت وقدررت بیشتری مورد نیاز بود. وی ادامه داد: شناسایی کار بسیار خطرناکی بود .گردان ها معمولاً تا حدود 5 بار به خط می زدند و درگیر می شدند ولی بچه های اطلاعات عملیات هر شب به خط می زدند .به عبارت دیگر هر شناسایی یک عملیات بود. برای انجام یک عملیات بزرگ نیاز به 3 ماه شناسایی بود که در طی این مدت شاید بالغ بر 30 الی 70 روز را در مناطق دشمن به شناسایی می پرداختیم. سلیمانی با بیان مسئولیت های مهم دسته عملیات شناسایی در طی یک عملیات افزود: مطالبی که گفته شد مربوط به قبل از شروع عملیات بود ومرحله بعدی کار بعد از شناسایی وتحلیل اطلاعات بدست آمده آغاز می شد.این مرحله شامل هدایت گردان های عملیاتی به خط درگیری بود که باید به درستی نیرو ها را با توجه به اطلاعات بدست آمده هدایت می کردیم.در بعضی از درگیری ها نیاز به نیروهای کمکی بود .وظیفه بچه های عملیات این بود که به عقب برگشته ونیروهای جدید را به منطقه درگیری هدایت کنند، این موارد باعث می شد که بچه های عملیات در تمامی مراحل بار سنگین این مسئولیت ها را بر دوش خود احساس کنند. وی خصوصیات بچه های اطلاعات عملیات را اینگونه تشریح کرد:بچه های دسته اطلاعات عملیات ویژگی های خاص خودشان را داشتند،مهمترین خصوصیتی که این بچه ها را از بقه رزمندگان متمایز می ساخت صبربود.در کار اطلاعات عملیات اگر صبور نباشید کم می آوردید.تمام بچه های گردان ها با هم بودند وبه گفتگو ،مرور تمرینات،نماز جماعت و..می پرداختند، ولی ما به عنوان یک نیروی اطلاعات عملیات، گاهی اوقات مجبور بودیم 3 ماه از دیگران جدا باشیم، چون با رفت وآمد بین بچه ها،این احتمال وجود داشت که با دیدن جهت عبورومرور ما، مکان عملیات لو برود ،به همبن خاطر در همه موارد احتیاط می کردیم.بچه های اطلاعات باید دوری ها وسختی ها را تحمل می کردند تا به شب عملیات برسند و نتیجه لازم را کسب کنند.
این رزمنده دوران دفاع مقدس گفت: بحث شناسایی، یک قسمت کار بود وبحث اجرای عملیات بخش دیگر بود.در بحث شناسایی تقریبا در تمامی عملیات های شناسایی موفق بودیم ولی در اجراء بعضی از عملیاتها با مشکل مواجه می شدیم، به عنوان مثال در عملیات کربلای 4 بچه ها شناسایی های بسیار خوب وبا تعداد وعمق بالایی انجام داند ولی در نهایت در آن عملیات موفق نبودیم .اما درعملیات « کربلای 5» و«والفجر8 » شناسایی ها به شدت خوب وجامع بود واجرای عملیات نیزبا موفقیت انجام شد. علی سلیمانی با اشاره به عملیات سیدالشهدا(ع) وشرایط خاص بوجود آمده در آن اظهار کرد: عملیات سیدالشهدا(ع) در فکه، فقط با حضور لشکر سید الشهدا انجام شد. شناساییاین عملیات طی 2 شب انجام شد ،چون عراق با پیشروی خط را گرفته بود، از مرکز فرماندهی ابلاغ کردند که باید سریع به خط بزنید وعراق را عقب برانید. اگر عراق جایگاه خود را محکم می کرد احتمال پیشروی مجدد آن بود.به ما در ابتدا گفتند که یک شب فرصت شناسایی دارید وشب دوم باید عملیات کنیم.بعد از این ابلاغ، مسائلی رخ داد که این مهلت به دوروز افزایش یافت.در واقع بچه ها با دوشب شناسایی گردان را برای عملیات آماده کردند.به لطف خدا عملیات هم با موفقیت انجام شد. این جانباز دوران دفاع مقدس در ادامه با بیان خاطره ای از امدادهای الهی که در عملیات ها به کمک رزمنده ها می آمد گفت : در عملیات های شناسایی بارها وبارها با امدادهای غیبی پروردگار از شرایط سخت جان سالم به در بردیم. هر وقت با مشکل مواجه می شدیم، با توکل بر خدا از موانع عبور می کردیم. شهید عیسی کره ای که از بچه های متخصص اطلاعات عملیات بود با تیم خود برای عملیات شناسایی عازم شلمچه شد.شهید کیان پور در آن زمان جانشین اطلاعات عملیات منطقه بود .کیان پور انسانی به شدت متوکل وخوش فکر بود .اوبر طبق عادت تا دیروقت وبازگشت نیروها از شناسایی صبر می کرد، گزارش ها را از آنان می گرفت وبعد همراه با بچه ها به استراحت می پرداخت. وقتی عیسی کره ای از شناسایی برگشت شهید کیان پور از وی پرسید که شناسایی به چه صورت پیش رفت که شهید کره ای گفت: حاجی به کمین خوردیم.وقتی عیسی گفت به کمین خوردیم شهید کیان پور گفت: پس وجعلنا چه کاره بود؟! شهید کیان پور با چنان اطمینانی این کلمه را گفت که انگار آیه وجعلنا شخصی است که قرار است ما را از آن محلکه عبور دهد. شهید کره ای با تعجب گفت :وجعلنا؟.. صحبت ها به پایان رسید وقرار شد شب بعد نیز شهید کره ای برای شناسایی مجدد به همان منطقه برود.با عنایت پروردگار،آن شب شهید کره ای از کمین عراقی ها عبور کرد وبا موفقیت شناسایی را انجام داد وبازگشت.طبق روال همیشه شهید کیان پور به استقبال آمد و پرسید: عملیات شناسایی چگونه پیش رفت؟ عیسی کره ای در جواب گفت:وجعلنا کار خودش را کرد. وی در ادامه خاطره یکی از عملیات های شناسایی را که خود در آن شرکت داشت مطرح کرد وگفت: شهید سعیدعزیزی از زبده ترین نیروهای شناسایی در منطقه غرب بود که درعملیات بیت المقدس 2 شهید شد.شهید عزیزی از متخصصان شناسایی عمق بود.در منطقه کردستان عراق وماووت بارها اقدام به شناسایی عمق منطقه نمود وتمام مواضع وعقبه دشمن را شناسایی کرد.حتی چندین بار دوشب را در منطقه می ماند وسپس برمی گشت وگزارش می داد. یکی از شب هایی که برای شناسایی پیش از عملیات بیت المقدس 2 در خدمت شهید عزیزی بودیم باید با یک تیم 8 نفره از مدرسه ای در شهر ماووت رد می شدیم وبا عبور از رودخانه قلعه چولان و گذر از ارتفاعات، وارد منطقه تحت تسلط عراق می شدیم. علی سلیمانی افزود: رودخانه قلعه چولان در فصل های خشک خیلی معمولی بود ومی توانستیم با پریدن از روی سنگ ها به آن سوی رودخانه برویم،اما در فصل بارندگی تا حدی خروشان می شد که تانک را مانند قلوه سنگ با خود می برد.شناسایی عملیات بیت المقدس 2 هم دقیقا به فصل بارندگی وطغیان رودخانه برخورد.ما برای اینکه از رودخانه رد شویم دو نردبان را به هم وصل کرده بودیم ،سر نردبان را با طناب بسته بودیم وبه آهستگی نردبان را پایین می آوردیم تا در طرف دیگر روی سنگ ها ثابت شود.این محل کوتاهترین فاصله بین دوسمت رودخانه بود وعراق دید خوبی روی آن نداشت.وقتی نردبان در جایش قرار می گرفت دو نفر آنرا نگه می داشتند وبقیه با حالت نشسته از روی آن رد می شدند وبعد از پنهان کردن نردبان به راه خود ادامه می دادیم. وی ادامه داد: رودخانه را رد کردیم وبه سمت ارتفاعات حرکت کردیم.یک مسیربسیار سخت وصعب العبوررا طی کردیم تا به خط عراق رسیدیم.به محض اینکه خواستیم از خط عبور کنیم، دیدیم یک عراقی از سنگر بیرون آمد.با دیدن این صحنه به سرعت روی زمین نشستیم.سرباز عراقی در چند قدمی ما ایستاد .ما در حالت نشسته اورا نگاه می کردیم واو نیز به ما نگاه می کرد. من به شهید عزیزی گفتم: سعید، فکر می کنم سرباز عراقی ما را دیده است، تا ما را لو نداده باید کاری کنیم. سعید گفت: نه مارا ندیده.من وجعلنا خواندم.گفتم: ما را دیده ودر حال فریب دادن ماست، به محض بازگشتن به سنگر همه را از حضور ما باخبر می کند.شهید عزیزی گفت: کمی صبر کن تا ببینیم اوضاع چگونه پیش می رود. سلیمانی افزود: سرباز عراقی بعد از کمی مکث ،خمیازه ای کشید وبه سنگر بازگشت.این وضعیت در حدود 10 دقیقه طول کشید.من هنوز به موقعیت شک داشتم واحتمال می دادم که سرباز عراقی با اسلحه باز می گردد.چند دقیقه بعد از بازگشت سرباز به داخل سنگر رفتیم وپتوی نصب شده در جلوی سنگر را کنار زدیم. با تعجب دیدیم که آن سرباز در کنار بقیه با خیال راحت به خواب رفته است.به هر ترتیب خط را رد کردیم وبا موفقیت کامل به شناسایی منطقه پرداختیم .این از مواردی بود که امداد الهی را کاملا حس کردیم. وی در پایان برلزوم فعالیت های فرهنگی در حوزه دفاع مقدس تاکید کرد وگفت: وظیفه داریم که یاد شهدا را با نوشتن مقاله، کتاب، بیان خاطرات وهر کار دیگری در این راستا، زنده نگه دریم.ازآثار من درحدود 40 مقاله با موضوع دفاع مقدس در روزنامه ها به چاپ رسیده است.در آینده نزدیک قصد دارم که این مقالات را در قالب کتابی با عنوان «سنگرهای فراموش شده» به چاپ برسانم.