کد خبر 123410
۲۳ آبان ۱۳۹۴ - ۰۰:۰۰

جانباز قطع نخاعی تاکید کرد: انتقال گنجینه گرانبهای دفاع مقدس به نسل جوان

جانباز قطع نخاعی تاکید کرد:

انتقال گنجینه گرانبهای دفاع مقدس به نسل جوان

دفاع مقدس گنجینه گرانبهایی است که باید همه مردم بویژه نسل جوان از آن بهره مند شوند. خاطرات دوران دفاع مقدس باید به بهترین نحو ممکن برای همگان بازگویی شود.

اختصاصی/ جانباز محمد مدنی در سال 1341 در تهران متولد شد، با آغاز جنگ تحمیلی با حضور در جبهه های حق علیه باطل به دفاع از اسلام و کشور پرداخت و سرانجام در اردیبهشت ماه سال 61 در منطقه شلمچه و در عملیات بیت المقدس بر اثر اصابت گلوله قطع نخاع و به درجه جانبازی نائل شد. محمد مدنی با حضور در خبرگزاری حیات ضمن بازدید از تحریریه این خبرگزاری به بازخوانی خاطرات خود از آن دوران پرداخت: دفاع مقدس گنجینه گرانبهایی است که باید همه مردم بویژه نسل جوان از آن بهره مند شوند. خاطرات دوران دفاع مقدس باید به بهترین نحو ممکن برای همگان بازگویی شود. وی خاطرنشان کرد: اگر مقام معظم رهبری می گوید باید تاریخ دفاع مقدس ما، 150 سال آینده این مملکت را تغذیه فکری کند، به خاطر گنجینه بودن دوران دفاع مقدس و جنگ تحمیلی است. وی گفت: من در سه عملیات در دوران دفاع مقدس افتخار حضور داشتم. دو عملیات در منطقه بازی دراز سرپل ذهاب درغرب ایران که در قله های بلندی واقع شده است که به نام قله های بازی دراز معروف است. مدنی افزود: خوشبختانه این دوعملیات به موفقیت رزمندگان ما منجر شد و یک بار هم در منطقه شلمچه حضور داشتم که در آنجا به جانبازی رسیدم . به هرحال در مدت هفت یا هشت ماهی که درجبهه بودم، خاطراتی زیادی از آن دوران دارم و بدون اغراق باید گفت این مملکت را حسین حسین حفظ کرد. وی گفت: خاطره عجبی که در آن دوران باعث تجعب من شد این بود که از میان میلیون ها گلوله ای که به سمت ما شلیک می شد، چرا یک گلوله به من اصابت کرد و ماندن در این حکمت که چرا یک دانه!. به هرحال شاید خدا مصلحت دانسته که زنده بمانم و به عنوان یک جانباز تکلیف و احساس مسئولیت بیشتری از بقیه داشته باشم. مدنی بر لزوم ترویج فرهنگ ایثار و شهادت در جامعه تأکید کرد وگفت: در این برهه از زمان دشمنان ما تلاش می کنند، با استفاده از جنگ نرم ، تهدیدات زیادی علیه کشور و جوانان ما ایجاد کنند، از این رو اشاعه فرهنگ دفاع مقدس و آشنایی جوانان با رشادت ها وجانفشانی های رزمندگان امری ضروری است. عضو انجمن جانبازان نخاعی خاطرنشان کرد: وقتی مسئول موزه فرانسه در قالب کاروان راهیان نور وارد شلمچه شد، بیان داشت اینجا عجب سرزمینی است که این سخن همگان را به تفکر واداشت. وی گفت اگر دومتر از این سرزمین در فرانسه بود، زیارتگاهی می شد. اینجا با دیگر مناطق نظامی جهان فرق دارد و عطر خاصی می دهد. مدنی گفت: استاد دانشگاهی از خارج از کشور به تهران آمد و هزاران عنوان کتاب دفاع مقدس از روبروی دانشگاه تهران، خریداری کرد و وقتی از وی پرسیدیم این کتابها را برای چه خریداری کردی؟ درجواب اعلام داشت این ها کتاب نیست بلکه گنج است و برای تدریس برای دانشجویان به خارج از کشور می برم. این جانباز دوران دفاع مقدس گفت: این استاد دانشگاه گفت همه جای جهان، جنگ، توپ وتانک هست اما در سرزمین شما، عنصری به نام مقاومت، پایداری و ایثار است و واقعا جوانان شما با این سن و سال کم ، چگونه راه شهادت وجهاد را پیش رو گرفتند وخالصانه در راه صیانت از کشور نبرد کردند. وی به رشادت های فرماندهان و رزمندگان در دوران دفاع مقدس اشاره کرد وگفت: فرماندهانی که شاید میانگین سن و سالشان به قول محسن رضایی 25 سال بود و رزمندگانی که میانگین سنی آنها 20 سال بود با آنکه دوره فراوانی نظامی را ندیده بودند، چه غیرتمندانه و با همه وجود جنگیدند. وی خاطرنشان کرد: رزمندگان نوجوان ما با این جثه های کوچک و سن و سال های پایین، واقعا شجاعانه در مقابل ژنرال های تنومند عراقی ایستادگی کردند که حتی جثه های کوچک رزمندگان نوجوان ما سبب شد که یکی از عراقی ها بگوید من فکر کنم این ها با این سن و سال کم شایدهمین جا به دنیا آمده اند. وی گفت: آن چه برای من ثابت شد، این بود که قدرت معنوی و الهی رزمندگان و نیروی مقاومت و ایستادگی آنها باعث شد موفقیت ما در دوران دفاع مقدس وکسانی که پابرجا تر بودند انسان هایی بودندکه معتقدتر بودند وآنهایی که مقداری تزلزل فکری داشتند، کم می آوردند. وی به فرمانده شهید محسن وزوایی و رشادت های این فرمانده اشاره کرد وگفت: در جبهه بازی دراز در زمان ما که در گردان 9 سپاه تهران بود، فرماندهی به نام محسن وزوایی بود. وزوایی زمانی که ترکش صورتش را برده بود و می خواست لقمه غذایی را بخورد، با زور انگشت لقمه را درحلق خود فشار می داد و می بلعید اما باز با وجود این وضعیت در صحنه های جنگ حضوری شجاعانه داشت، و حاضر به عقب نشینی نبود. وی گفت: واقعا با دیدن این انسالهای خالص، وانسانهای وارسته ای که خودشان همواره در خط اول بودند، باید تعمق و تفکر کرد. باید از این انسانهای شجاع، و ایثار و از خودگذشتگی هایشان درس گرفت. البته این گفتن زمانی به درد می خورد که بتوان از آن درسهای زیادی گرفت. وی گفت: محسن وزوایی، نقش فعالی در طراحی عملیات فتح بلندی‌های «بازی دراز» ایفا کرد و در همین نبرد به شدت مجروح شد و به تهران انتقال یافت. او در بیمارستان با وجود درد بسیار، ناله نمی‌کرد و به یکی از پزشکان که از مقاومت او در برابر درد ابراز شگفتی کرده بود گفت: «آقای دکتر! من هر چه بیشتر درد می‌کشم، بیشتر لذت می‌برم و احساس می‌کنم از این طریق به خدای خودم نزدیک می‌شوم». پس از بهبودی نسبی از مجروحیت، قدم به معرکه‌ای گذاشت که فرجام آن، آزادسازی خرمشهر اشغال شده بود. شهید وزوایی در طول جنگ تحمیلی، در عملیات‌های متعدد با مسئولیت‌های گوناگون حضور داشت. در 20 آذر 1360، در عملیات مطلع الفجر فرمانده بود. در اسفند سال 1360 فرمانده گردان حبیب بن مظاهر و تیپ تازه تأسیس محمد رسول اللّه (ص) گردید که در عملیات فتح المبین، این گردان نوک عملیات بود.

برچسب‌ها