آزاده اقلیت دینی: ما حضور در کنار برادران مسلمانمان را بر هر امتیازی ترجیح می دادیم
آنها سعی می کردند با دادن امتیازاتی ما را از بقیه اسرا جدا کرده وبه سوی خود جذب کنند ولی ما حضور در کنار برادران مسلمانمان را بر هر چیزی ترجیح می دادیم.
اختصاصی/به گزارش خبرگزاری حیات، آرمان بندری از رزمندگان ارامنه دوران دفاع مقدس می باشد که در سال 67 به اسارت نیروهای مجاهدین خلق درآمد.مطالبی که در ادامه می خوانید گوشه ای ازصحبت های این آزاده سرافراز وطن از نحوه اسارت وبخشی از اتفاقات روی داده در مدت 9 ماه اسارت وی می باشد. آرمان بندری با اشاره به دوران دفاع مقدس اظهار کرد: در سال 65 ودر قالب نظام مقدس جمهوری اسلامی به جبهه اعزام شدم. سال 67 در منطقه عمومی مهران ودر پاسگاه دوراجی در خاک عراق به اسارت گروه مجاهدین خلق در آمدم وبه مدت 9 ماه در اسارت دشمن بودم . وی گفت: مقر پاسگاه در زیر یک تپه واقع شده بود ،بالای تپه، دیده بانی فعالیت های نقاط مختلف جبهه را رصد می کرد ویک واحد گشتی نیز اطراف پاسگاه را پوشش می داد. یک مرکز مخابرات مابین گردان وخط مقدم ایجاد کرده بودند وما رابط بین خطوط زرهی خط مقدم وگروهان بودیم وپوشش مخابراتی منطقه را برعهده داشتیم.در واقع هم رابط خط مقدم وعقبه جبهه بودیم وهم خطوط ارتباطی دشمن را شنود می کردیم. بندری افزود: دشمن به مدت 10 روز منطقه را کوبید وگزارش ها یی داشتیم که تحرکات آنها افزایش یافته است . در تاریخ 24/3/67 حمله مستقیم دشمن آغاز شد وتا 2 صبح ادامه یافت،اما به تدریج منطقه آرام شد.من به همراه یکی از دوستانم در سنگر مانده بودیم وبی خبر بودیم که نیروهای خودی عقب نشینی کرده اند. به دوستی که با من در سنگر مانده بود گفتم می تواند سنگر را ترک کند وبه عقب برگردد، ولی قبول نکرد. این آزاده اقلیت دینی در ادامه گفت: پس از آرامش منطقه، اقدام به تماس با نیروهای خودی کردیم که ازطریق بیسیم به ما گفتند نیروها در حال رسیدن به پاسگاه هستند.درآن لحظه نمی دانستیم که دشمن روی خط ما آمده ،به عبارت دیگر ما فریب دشمن را خورده بودیم. آرمان بندری افزود: بیرون از سنگر آمدیم که دیدیم یک نفربر به سمت ما می آید .با نزدیک شدن نفربر، تازه فهمیدیم که چه اتفاقی افتاده، برای همین در اطراف سنگر جایی پیدا کرده وپنهان شدیم.در نهایت محل اختفای ما را پیدا کردند ،تا سپیده دم ما رادر همان منطقه نگه داشتند وبا روشن شدن هوا ،با یک وانت ما را به اردوگاهی در زورباتیه منتقل کردند.در اردوگاه ابتدا تعداد ما زیاد نبود اما به علت پیشروی نیروهای عراقی در آن منطقه تعداد اسرای ما زیادتر شد چون نیروهای ما غافلگیر شدند. وی در خصوص شرایط اردوگاه اسرا اظهارکرد: در اردوگاهی که مستقر شدیم ، اثری از نیروهای عراقی نبود وبه طور کامل توسط نیروهای مجاهدین خلق اداره می شد.رویکرد آنها در برخورد با اسرا کمی متفاوت وعجیب بود.بیشتر فعالیت آنها بر این اصل بود که چهره نظام مقدس جمهوری اسلامی را تخریب کنند ودر این راه از هیچ حرکتی دریغ نمی کردند،چون در آن مقطع به دنبال جذب نیرو برای انجام عملیات علیه ایران بودند. بندری افزود:این تبلیغات با دادن وعده های مختلف انجام می شد،مثلاً امتیاز سکونت در کشورهای دیگر به بچه ها پیشنهاد می شد یا پیشنهاد پست و مقام درنظام خیالی آینده ایران که برای خودشان متصور بودند را در دستور کارتبلیغاتی خود داشتند.بعد از مدتی که دیدند این عمل تاثیری بر اعتقادات بچه ها ندارد، از این کار دست کشیدند. وی گفت: پس از پذیرش قطعنامه توسط ایران، مجاهدین خلق که آمال وآرزوهای خود را نقش برآب می دید با ساماندهی نیرو وعضوگیری سعی کرد تا کلیه ناکامی های قبلی خود را با یک حمله گسترده جبران کند اما با جواب دندان شکنی از سوی رزمندگان ما روبرو شد . آرمان بندری افزود: در بین ما پاسدار نبود، یعنی چند نفر را آوردند که دیگر کسی از سرنوشت آنها اطلاعی پیدا نکرد.چون ما از اقلیت دینی محسوب می شدیم ،آنها فکر می کردند که به راحتی می توانند ما را تطمیع کنند ولی خیلی زود فهمیدند که قادر به این کار نیستند. وی در پایان گفت: آنها سعی می کردند با دادن امتیازاتی ما را از بقیه اسرا جدا کرده وبه سوی خود جذب کنند ولی ما حضور در کنار برادران مسلمانمان خودمان را بر هر امتیازی ترجیح می دادیم وحاضر بودیم کارهای سخت را انجام دهیم ولی زیر بار زورو فشار نرویم.رمز پایداری وعزت اسرای ما در این دوران ،وحدت وهمدلی بود و این عامل رنج دوران اسارت را برای ما قابل تحمل می کرد.