کد خبر 123038
۴ آبان ۱۳۹۴ - ۰۰:۰۰

کاپیتولاسیون و بیگانه‌ستیزی امام‌ خمینی(ره)

کاپیتولاسیون و بیگانه‌ستیزی امام‌ خمینی(ره)

بعد از کودتای 28 مرداد 1332 هـ.ش‌ رژیم ایران به دنبال تکیه‌گاهی در خارج از قلمرو حاکمیت ملی خود بود تا بتواند نیروهای‌ نظامی و ناآرامی‌های داخلی را سرکوب نماید

معنای کاپیتولاسیون و سوابق تاریخی آنبه گزارش خبر گزاری حیات ، واژه کاپیتولاسیون، از کلمه لاتین Capitulane یا کلمه ایتالیائی Capituluzione مشتق شده و به معنی انعقاد عهدنامه و قرارداد آمده است وکاپیتولاسیون در روابط بین الملل عبارت است از معاهده هایی که به موجب آن، کشوری خارجی در مملکتی دیگر، از بعضی حقوق و امتیازها برای اتباع خود برخوردار می شوند که از آن جمله، حق قضاوت کنسولی و اجرای مجازات است. حق قضاوت کنسولی یعنی اینکه قوانین دولت خارجی از سوی کنسول آن کشور، در محل اجرا می شود. اکاپیتولاسیون از نظر حقوقی هم قراردادهایی است که کشورهای زورمند و استعمارگر به ویژه در قرن نوزدهم بر دولت های ضعیف تحمل می کردند. بر پایه آن قراردادها، اتباع دولت های استعماری پس از ورود به کشور ضعیف، تحت حاکمیت محکمه های دولت متبوع خودشان باقی می ماندند و دادگاه های کشور ضعیف، حق محاکمه آنها را نداشتند. بنابراین با استفاده از کاپیتولاسیون، کشوری که از نظر سیاسی، نظامی و اقتصادی برتری داشت، به راحتی می توانست خود را از قید و بندهای قوانین جزایی و مدنی کشور ضعیف تر خارج کند و با این عمل، به تحقیر ملت ها و دولت های ناتوان بپردازد و دستگاه و تشکیلات قضایی و دادگاهی آنها را بی اعتبار نشان دهد. سابقه تاریخی کاپیتولاسیون در جهان به‌ دولت عثمانی،زمان سلیمان اول معروف به‌ سلیمان قانونی در سال 1535 م با فرانسوی‌ پادشاه فرانسه می‌رسد که عهدنامه بازرگانی‌ میان آنان منعقد گردید و به موجب آن برای‌ اولین بار مقرر گردید اتباع فرانسه در خاک‌ عثمانی تابع احکام کنسولی کشور خویش‌ (فرانسه)می‌باشند.البته این امتیاز به علت‌ ضعف دولت عثمانی نبود.زیرا در آن تاریخ، دولت عثمانی در اوج قدرت قرار داشت و اسلام در هیچ شرایط اجازه چنین برتری را به‌ بیگانگان نمی‌دهد.از آنجائیکه چنین امتیازی‌ به این شکل سابقه نداشت آن را امتیاز اول نام‌ داده‌اند.البته بعدها که دولت عثمانی در آستانه‌ زوال و ناتوانی قرار گرفت همین امتیاز قضاوت‌ کنسولی،عامل مداخلات روزافزون و تسریع‌ در تجزیه آن امپراطوری بزرگ گردید.  در ایران عهد صفوی روابط با خارجیان‌ توسعه یافت و بدون اینکه امتیازات کنسولی‌ داده شود با آنان رفتار خوبی انجام می‌گرفت‌ تنها در قرارداد 1708 م شاه سلطان حسین با نماینده لویی چهاردهم پادشاه فرانسه ارفاقی‌ در شکل ماده شانزده و هفده درمی‌آید که اولاً رسیدگی و اختلاف بین دو فرانسوی در ایران به‌ عهده کنسول فرانسه قرار می‌گیرد.ثانیاً در صورت اختلاف فرانسویان با خارجیان،با حضور کنسول فرانسه به قاضی ایران حق‌ رسیدگی و رای می‌دهد.   بعد از عهدنامه گلستان که به دنبال اولین‌ جنگ با روسیه قسمتی از خاک ایران جدا شد، جنگ دومی بر ایران تحمیل گردید که پیامد آن معاهد ترکمنچای در سال 1828 م است‌ که به امضاء عباس میرزا و ژان پسکیو و ریچ‌ نماینده و فرمانده سپاه روس می‌رسد و به مدت‌ یک قرن ضایعات فراوان برای ایران داشت. برای آگاهی بیشتر فصول هفتو هشت این‌ معاهده را می‌آوریم با این یادآوری که فصل‌ هفت در امور حقوقی و فصل هشت درامور جزایی است. فصل هفت می‌گوید:تمام امور متنازع فیه و مرافعاتی که بین اتباع روس به وقوع می‌رسد موافق قوانین و رسوم دولت روسیه فقط به‌ رسیدگی و حکم سفیر یا کنسول‌های‌ امپراطوری روس حل و فصل‌ می‌شود.و همچنین است اختلافات و دعاوی‌ حاصله ما بین اتباع روس و اتباع مملکت دیگر در صورتی که طرفین به حکومت مشار الیه‌ تراضی نمایند اختلافات و مرافعاتی که ما بین‌ اتباع ایران و اتباع روسیه به ظهور می‌رسد.مراجعه به حاکم ایران شده رسیدگی و صدور حکم آن باید در حضور مترجم سفارت یا کنسولگری به عمل آید به این دعاوی که بر وفق‌ قانون ختم شده است مجدداً رسیدگی نمی‌شود اگر تهدید نظر لزوماً اقتضا نمود باید با استحضار وزیر مختار یا کاردار کنسول روس‌ در حضور مترجم سفارت و یا کنسولگری در یکی از دفترخانه‌های شاهنشاهی‌ ایران که در تبریز یا تهران منعقد است تجدید رسیدگی به عمل آمده حکم داده شود.  کاپیتولاسیون در ایران که در انحصار دولت روسیه بود کم‌کم از انحصار این کشور خارج گردید و بسیاری از دولت‌های دیگر با استفاده از اصول کاملة الوداد صاحب این حق‌ شدند و قضاوت کنسولی خود را بر دستگاه‌ سیاسی و قضایی ایران به دست آوردند.اسپانیا، فرانسه،امریکا،اطریش،هنگری،بلژیک، یونان،ایتالیا،آلمان،انگلیس و بسیاری از کشورهای از این قبیل،حتی دولت عثمانی هم‌ با استفاده از شرط کاملة الوداد به این گروه‌ پیوست.ولی در سال 1297 هـ.ش دو سال قبل از کودتای رضا خان دو تصویب‌نامه در دولت‌ صمصام السلطنه تصویب شد در یکی قید گردید معاهدات،مقاولات و امتیازاتی که از یکصد سال به این طرف دولت استبدادی روس‌ و اتباع آن از ایران گرفته‌اند،تماماً تحت فشار و جبر و زور بود.یا به وسیله عوامل غیر مشروعه از قبیل تهدید و تطمیع برخلاف‌ صلاح و صرفه مملمکت و ملت ایران بوده است‌ و در تصویب‌نامه دیگری می‌گوید محاکمات‌ وزارت خارجه باید موقوف و رسیدگی به‌ دعاوی واقعه بین اتباع خارجه و ایران در محاکمات عدلیه موافق قوانین مملکتی به عمل‌ آید.این اقدام دولت صمصام السلطنه را مورخین اقدامی شجاعانه گفته‌اند البته این زمان‌ وقتی است که دولت شوروی حکومت روسیه‌ را به دست گرفته که خود با امتیازات دوره‌ تزاری مخالف بود و دولت جدید شوروی از پاره‌ای امتیازات و قراردادهای تحمیلی روسیه‌ تزاری صرف نظر کرد. امیرکبیر، شخصیتی بیدار و وطن دوست بود که از نتایج اجرای کاپیتولاسیون در ایران به خوبی آگاهی داشت. او در بسیاری موارد، این قانون را نادیده گرفت و شجاعانه به مجازات خاطیان وابسته به سفارت خانه های خارجی پرداخت. به دستور او، یکی از مأموران سفارت روس را که در برابر دیدگان مردم بدمستی کرده بود، دستگیر کردند و در میدان ارگ تهران شلاق زدند.در زمان امیرکبیر، سفارت خانه ها و کنسولگری های بیگانه، به پناه گاه افراد مجرم تبدیل شده بود و امیر از این وضعیت اظهار نارضایتی و نگرانی می کرد. روزی یکی از قداره بندان شهر تبریز پس از زخمی کردن فردی، به کنسولگری انگلیس در آن شهر پناه برد. کنسول انگلیس در پاسخ به درخواست تحویل او مدعی شد شخصی که به کنسولگری پناه آورد، تحت حمایت خواهد بود و نمی توان برای محاکمه او را از کنسول خارج کرد. امیر پاسخ داد که کنسول انگلیس حق حمایت از شریر و مقصر را ندارد و کنسولگری انگلیس را از دین مداخله ها در امور مملکت برحذر داشت. کاپیتولاسیون و بیگانه‌ستیزی امام‌ خمینی(ره) بعد از کودتای 28 مرداد 1332 هـ.ش‌ رژیم ایران به دنبال تکیه‌گاهی در خارج از قلمرو حاکمیت ملی خود بود تا بتواند نیروهای‌ نظامی و ناآرامی‌های داخلی را سرکوب نماید. سرانجام این وضعیت منجر به خرید روزافزون‌ اسلحه از امریکا و توسعه سلاح‌های پیشرفته‌ نظامی در ایران گردید.با سرازیر شدن‌ تجهیزات و تسلیحات امریکایی کارشناسان‌ نظامی امریکا نیز روزبه‌روز بر تعدادشان‌ افزوده می‌شد و با توسعه روابط سیاسی - اقتصادی بین دولتین ایران و امریکا سرانجام‌ وزارت جنگ امریکا تصمیم گرفت که به‌ منظور کسب حیثیت بیشتر و افزایش رفاه اتباع‌ خود در ایران و با استفاده از فرصت پیش‌ آمده،پیشنهاد اعطاء مصونیت سایسی و قضایی را برای اتباع خود به دولت ایران‌ بنماید. بنا به اظهار میرفندرسکی،معاون وزارت‌ خارجه ایران،امریکا این پیشنهاد را در اسفند ماه 1340 پیش از آغاز رفورم ننگین«انقلاب‌ سفید»به ایران داده بود اما با آغاز این رفورم از آنجا که امپریالیسم امریکا امیدوار بود که‌ اجرای آن موجب پیشگیری از جنبش مسلحانه‌ و عملیات پارتیزانی گردد،و دیگر نیازی به‌ دخالت نظامیان امریکا در ایران نباشد بر این‌ پیشنهاد خیلی پافشاکری نکرد.ولی به دنبال قیام‌ خونین پانزده خرداد و اوج روزافزون نهضت‌ امام خمینی (ره) و گزارشات کارشناسان امریکایی‌ مبنی بر عدم موفقیت رژیم شاه در جلب‌ رضایت توده‌ها و ایجاد امیدواری امپریالیسم‌ امریکا،بار دیگر پیشنهاد مزبور را مطرح‌ ساخته،رژیم شاه را جهت تصویب آن تحت‌ فشار قرار داد. بدین وسیله احیا و تصویب‌ کاپیتولاسیون یکی از ره‌آوردهای زنده‌ی‌ رفورم آمریکایی به اصطلاح انقلاب سفید است که به دست شاه،نخست‌وزیر و نمایندگان‌ مجلسین بر ملت ایران تحمیل گردید.و بیش از پیش ماهیت انقلاب سفید و هواداران آن را بر ملا ساخت.بدینوسیله کابینه اسدالله علم در 13 مهر سال 1342 به دستور شاه پیشنهاد آمریکا مبنی بر اعطای مصونیت قضایی به اتباع‌ آمریکایی را به صورت یک لایحه قانونی در هیأت دولت تصویب کرد.بعد از تصویب این‌ لایحه،وزارت خارجه مراتب خوشوقتی و رضایتمندی رژیم را از این تصویب به اطلاع‌ سفارت امریکا رساند و لایحه در سال 1343 به تصویب مجلسین شورای ملی و سنا رسانده‌ شد.این لایحه در جلسه مورخ 12 مهر 1343 با اکثریت 47 رأی موافق در برابر 16 رأی‌ مخالف از نمایندگان حاضر در جلسه به‌ تصویب رسید.که با عکس‌العمل درونی برخی‌ از افراد نمایندگان مواجه شد مانند سناتور سید جلال‌الدین تهرانی که به یکی از دوستان خویش‌ اظهار داشته،دو شب پیش،پس از تصویب‌ مصونیت قضایی اتباع امریکایی به دکتر عالیخانی، دکتر آموزگار و عطاءالله خسروانی‌ وزراء کابینه به این عمل اولیای حزب ایران و نوین اعتراض نموده و گفته‌اند این ننگ بر دامن‌ دولت و حزب ایران نوین تا ابد باقی خواهد ماند لذا پس از مراجعت اعلی‌حضرت از شیراز از کابینه استعفاء خواهیم کرد.   در همین راستا،موضع علی امینی در مورد کاپیتولاسیون را برشمرده از آنجائیکه از سابقه‌ ننگین کاپیتولاسیون در ایران آگاه بود و نمی‌خواست که داغ جدید احیاءگر کاپیتولاسیون را ببه قرارداد کنسرسیوم خود اضافه کند به همین خاطر امینی تا تیرماه 1341(یعنی پنج ماه بعد از درخواست امریکا)در پست نخست‌وزیری باقی ماند از جواب دادن‌ به این درخواست طفره رفت یک ماه و نیم بعد از اتمام نمایش انقلاب سفید و یکسال پس از طرح درخواست امریکا،دولت«علم»به‌ درخواست آمریکا برای اعطای مصونیت به‌ مستشاران نظامی آن کشور پاسخ داد.در تاریخ‌ 21/2/1341 وزارت خارجه با ارسال‌ یادداشت شماره 8800 به سفارت امریکا چنین گفت«...در خصوص اعضاء عالی‌رتبه‌ هیئت مستشاری که دارای گذرنامه سیاسی‌ می‌باشند موافقت گردید که به نامبردگان وضع‌ سیاسی داده شود تا بتوانند از مصونیت‌ها و امتیازات مربوط برخوردار شوند و در خصوص بقیه کارمندان هیئت‌های مستشاری‌ آمریکا نیز مطالعاتی در جریان است تا برای‌ آنها نیز امتیازات و تسهیلات بیشتری فراهم‌ گردد.   بدینوسیله لایحه کاپیتولاسیون ابتدا توسط دولت اسد اله علم به مجلس برده شد و پس از او حسنعلی منصور به تصویب سنا و سپس مجلس‌ شورای ملی در تاریخ 12 مهرماه 1342 با اکثریت 47 رای موافق در مقابل 16 رای‌ مخالف به تصویب رسید.   در آن زمان ایران‌شناسان یا ناظرین سیاسی‌ اندکی،اهمیت درازمدت آنچه که در حال‌ وقوع بود درک می‌کردند تی.کویلر یانگ از دانشگاه پریستون در این مورد استثناء است‌ وی شاهد دست اول احساسات ضد امریکا در ایران در واکنش نسبت به«موافقت‌نامه وضعیت‌ نیروها»(کاپیتولاسیون)بود. یانگ در مقاله محکمی در دانشگاه‌ هاروارد آوریل سال 1965 م موقعیت را به‌ این شکل توصیف کرد.«این اخبار با واکنش‌ عمومی غضبناک و تلخی مواجه گردید که در مطبوعات منعکس شده باید این منعکس شدن‌ خشم عمومی در مطبوعات،از چشم دولت‌ پنهان مانده باشد.زیرا نظارت مستمر و نزدیکی که دولت بر مطبوعات داشت بسیار زیاد بود.عمق و وسعت خشم شدید مردم برای‌ هر فردی که چند هفته بعد از این واقعه از این‌ کشور دیدن می‌کرد بسیار ناراحت‌کننده بود. یانگ در اوایل سال 1969 به دانشجویان‌ خود در پریستون گفت:موافقتنامه نیروها، اشتباه فجیعی برای منافع امریکا در ایران بود. و این قانون سنگین به عنوان نشانه فاحش‌ امپریالیسم تفسیر می‌شد با این همه ما برای‌ اجرای آن پافشاری می‌کردیم.   جیمز بیل در کتاب عقاب و شیر می‌نویسد روشنفکران مذهبی و غیر مذهبی ایران به شدت‌ با لایحه مصونیت خارجیان از تعقیب قانونی‌ مخالف بودند.یکی از رهبران مذهبی در 26 اکتبر 1964 م یک روز بعد از تصویب وام‌ 200میلیون دلاری برای تجهیزات نظامی و سالروز چهل و پنجمین سال تولد شاه،قد علم‌ کرد و علناً این موافقتنامه را محکوم نمود.این‌ سخنران آیت ا...روح‌الله خمینی(ره) بود. متن کامل بیانات امام خمینی (ره) در مورد کاپیتولاسیون: امام که از حضور مستشاران نظامى و امنیتى امریکایى، انگلیسى و اسرائیلى و عملکرد زیانبار و اسارت آور آنها در کشور آگاهى داشت، چند روز پس از تصویب لایحه کاپیتولاسیون براى نظامیان امریکایى در مجلس شوراى ملى (21 مهر 1343) از ماجرا اطلاع یافت و با مطالعه متن صورت مذاکرات مجلس، به جزئیات آن ‏آگاه شد. ایشان بلافاصله مراجع و علماى قم را به تشکیل جلسه هفتگى فرا خواند و با ارسال تلگرام و پیک‏هایى علماى سایر شهرها را در جریان امر قرار داد.سپس اعلام داشت که در روز 20 جمادى الثانى (برابر با 4 آبان) در منزل خود سخنرانى خواهد کرد. رژیم که از تصمیم امام اطلاع یافت، پیکى به قم فرستاد تا با امام دیدار کرده و ایشان را از تصمیم خود منصرف سازد، ولى امام حاضر به دیدار وى نشد و به ناچار او با فرزند امام (حاج آقا مصطفى) دیدار کرد و با زبان نصیحت و تهدید اظهار داشت: «...آمریکا به منظور کسب وجهه در میان مردم ایران با تمام قدرت فعالیت مى‏کند و پول مى‏ریزد و از نظر قدرت در موقعیتى است که هرگونه حمله به آن به مراتب خطرناکتر از حمله به شخص اول مملکت است! آیت الله خمینى اگر این روزها بنا دارند نطقى ایراد کنند باید خیلى مواظب باشند که به دولت امریکا برخوردى نداشته باشد که خیلى خطرناک است و با عکس العمل تند و شدید آنان مواجه خواهد شد.دیگر هرچه بگویند - حتى حمله به شخص شاه - چندان مهم نیست!» امام بدون توجه به این تهدیدها اعلام کرد که در 20 جمادى الثانى، روز میلاد حضرت زهرا (س)، که برابر با 4 آبان ماه بود سخنرانى خواهد کرد.صبح آن روز امام خمینى در حالى که بسیار بر افروخته و خشمگین به نظر مى‏رسید در حضور هزاران نفر از مردم قم وتهران که از ساعاتى پیش در منزل و کوچه‏هاى اطراف منزل امام اجتماع کرده بودند بیانات تاریخى خود را ایراد کرد: بسم الله الرحمن الرحیم انالله و اناالیه راجعون. من تاثرات قلبی خودم را نمی توانم اظهار کنم، قلب من در فشار است؛ این چند روزی که مسائل اخیر ایران را شنیده ام خوابم کم شده (گریه حضار) ناراحت هستم، قلبم در فشار است. با تاثرات قلبی روز شماری می کنم که چه وقت مرگ پیش بیاید. (گریه شدید حضار)   ایران دیگر عید (گریه حضار) ندارد، عید ایران را عزا کرده اند، (گریه حضار) عزا کردند و چراغانی کردند، عزا کردند و دستجمعی رقصیدند. ما را فروختند، استقلال ما را فروختند و باز هم چراغانی کردند، پایکوبی کردند. اگر من به جای اینها بودم این چراغانی ها را منع می کردم، می گفتم بیرق سیاه بالای سر بازارها بزنند، بالای سرخانه ها بزنند، چادر سیاه بالا ببرند. عزت ما پایکوب شد، عظمت ایران از بین رفت، عظمت ارتش ایران را پایکوب کردند.   قانونی در مجلس بردند؛ در آن قانون اولا" ما را ملحق کردند به پیمان وین و ثانیا الحاق کردند به پیمان وین! که تمام مستشاران نظامی آمریکا با خانواده هایشان، با کارمندهای فنی شان، با کارمندان اداری شان، با خدمه شان، با هر کس که بستگی به آنها دارد، اینها از هر جنایتی که در ایران بکنند مصون هستند. اگر یک خادم امریکایی، اگر یک آشپز امریکایی مرجع تقلید شما را در وسط بازار ترور کند، زیر پا منکوب کند، پلیس ایران حق ندارد جلوی او را بگیرد! دادگاه های ایران حق ندارند محاکمه کنند! باز پرسی کنند! باید برود امریکا! آنجا در امریکا ارباب ها تکلیف را معین کنند! دولت سابق این تصویب را کرده بود و به کسی نگفت. دولت حاضر این تصویب نامه را در چند روز پیش از این برد به مجلس و در چند وقت پیش از این به سنا بردند و با یک قیام و قعود مطلب را تمام کردند و باز نفسشان در نیامد. در این چند روز این تصویب نامه را بردند به مجلس شورا و در آنجا صحبت هائی کردند. مخالفت هائی شد، بعضی از وکلا هم مخالفت هائی کردند، صحبت هائی کردند لکن مطلب را گذراندند، با کمال وقاحت گذراندند، دولت با کمال وقاحت از این امر ننگین طرفداری کرد. ملت ایران را از سگ های امریکا پست تر کردند.اگر چنانچه کسی سگ امریکائی را زیر بگیرد باز خواست از او می کنند، اگر شاه ایران یک سگ امریکائی را زیر بگیرد باز خواست می کنند و اگر چنانچه یک آشپز امریکائی شاه ایران را زیر بگیرد، مرجع ایران را زیر بگیرد،بزرگتر مقام را زیر بگیرد هیچ کس حق تعرض ندارد. چرا؟ برای اینکه می خواستند وام بگیرند از امریکا، امریکا گفت این کار باید بشود (لابد اینجور است) بعد از سه چهار روز وام 200 میلیونی، 200 میلیون دلاری تقاضا کردند، دولت آمریکا تصویب کرد که در ظرف پنج سال مبلغ مزبور را به دولت ایران بدهند و در عرض 10 سال، 300 میلیون بگیرند.می فهمید یعنی چه؟ دویست میلیون دلار، هر دلاری 8 تومان در عرض پنج سال وام بدهند به دولت ایران برای نظام و در عرض 10 سال سیصد میلیون، آنطور که حساب کردند 300 میلیون دلار از ایران بگیرند یعنی 100 میلیون دلار، یعنی 800 میلیون تومان از ایران در ازای این وام نفع بگیرند؛ معذلک، ایران خودش را فروخت برای این دلارها، ایران استقلال ما را فروخت، ما را جزء دول مستعمره حساب کرد، ملت مسلِم ایران را پست تر از وحشی ها در دنیا معرفی کرد، در ازای وام 200 میلیون که 300 میلیون دلار پس بدهند. ما با این مصیبت چه بکنیم روحانیون با این مطالب چه بکنند به کجا پناه ببرند عرض خودشان را به چه مملکتی برسانند. کاپیتولاسیون مخالف رای ملت است: سایر ممالک خیال می کنند که ملت ایران است، این ملت ایران است که اینقدر خودش را پست کرده است، نمی دانند این دولت ایران است، این مجلس ایران است، این مجلس است که هیچ ارتباطی به ملت ندارد، این مجلس، سرنیزه است و این مجلس چه ارتباطی به ملت ایران دارد، ملت ایران به اینها رای ندادند، علمای طراز اول، مراجع، بسیاریشان تحریم کردند انتخابات را، ملت تبعیت کرد از اینها رای نداد؛ لکن زور سرنیزه اینها را آورد در این کرسی نشاند. نفوذ روحانی مضر به حال دشمنان ملت است نه خود ملت: در یکی از کتاب های تاریخی که امسال به طبع رسیده است و به بچه های ما تعلیم می شود، این است که بعد از اینکه یک مسائل دروغی را نوشته است، آخرش نوشته است که معلوم شد که قطع نفوذ روحانیت، قطع نفوذ روحانیون در رفاه حال این ملت مفید است! رفاه حال ملت به این است که روحانیون را از بین ببرند! همین طور است، اگر نفوذ روحانیون باشد نمی گذارد این ملت اسیر انگلیس، یک وقت باشد، اسیر امریکا، یک وقت باشد.اگر نفوذ روحانیون باشد نمی گذارد که اسرائیل قبضه کند اقتصاد ایران را، نمی گذارد که کالاهای اسرائیل در ایران بدون گمرک فروخته بشود. اگر نفوذ روحانیون باشد نمی گذارد که اینها سرخود یک همچنین قرضه بزرگی را به گردن ملت بگذارند. اگر نفوذ روحانیون باشد نمی گذارد این هرج و مرجی که در بیت المال هست، بشود. اگر نفوذ روحانیون باشد نمی گذارد که هر دولتی هر کاری می خواهد انجام بدهد ولو صد در صد برضد ملت باشد. اگر نفوذ روحانیون باشد نمی گذارد که مجلس به این صورت مبتذل در آید.اگر نفوذ روحانیون باشد نمی گذارد که مجلس با سرنیزه درست بشود تا این فضاحت از آن پیدا بشود. اگر نفوذ روحانیون باشد نمی گذارد که دختر و پسر با هم در آغوش هم کشتی بگیرند چنانکه در شیراز شده است. اگر نفوذ روحانیون باشد. نمی گذارد که دخترهای معصوم مردم زیر دست جوان ها در مدارس باشند. اگر نفوذ روحانیون باشد نمی گذارد که زن ها را در مدرسه مردها ببرند، مردها را در مدرسه زن ببرند و فساد راه بیندازند. اگر نفوذ روحانیون باشد توی دهن این دولت می زنند، توی دهن این مجلس می زنند، وکلا را از مجلس بیرون می کنند. اگر نفوذ روحانیون باشد تحمیل نمی تواند بشود یک عده از وکلا بر سرنوشت یک مملکتی که حکومت کنند. اگر نفوذ روحانیون باشد نمی گذارد یک دست نشانده امریکائی این غلطها را بکند، بیرونش می کنند از ایران. نفوذ ایرانی، نفوذ روحانی مضر به حال ملت است نخیر مضر به حال شماست، مضر به حال شما خائن هاست نه مضر به حال ملت. شما دیدید با نفوذ روحانی نمی توانید هر کاری را انجام دهید، هر غلطی را بکنید، می خواهید نفوذ روحانی را از بین ببرید.شما گمان کردید که با صحنه سازی ها می توانید که بین روحانیون اختلاف بیندازید نمی توانید، این خواب را باید به در مرگ برای شما حاصل شود، نمی توانید همچو کاری انجام دهید، روحانیون با هم هستند. من به تمام روحانیون تعظیم می کنم، دست تمام روحانیون را می بوسم، آن روز اگر دست مراجع رامی بوسیدم، امروز دست طلاب را هم می بوسم (گریه حضار) من امروز دست بقال را هم می بوسم (گریه شدید حضار).  اعلام خطر به کلیه اقشار ملت: آقا من اعلام خطر می کنم، ای ارتش ایران! من اعلام خطر می کنم ای سیاسیون ایران! من اعلام خطر می کنم، ای بازرگانان! من اعلام خطر می کنم، ای علمای ایران! ای مراجع اسلام! من اعلام خطر می کنم، ای فضلا! ای طلاب ! ای مراجع! ای آقایان! ای نجف! ای قم! ای مشهد! ای تهران! ای شیراز! من اعلام خطر می کنم، خطردار است، معلوم می شود زیر پرده چیزهایی است و ما نمی دانیم.در مجلس گفتند نگذارید پرده ها بالا برود، معلوم می شود برای ما خواب ها دیده اند. از این بدتر چه خواهند کرد. نمی دانم از اسارت بدتر چه از ذلت بدتر چه؟ چه می خواهند با ما بکنند. چه خیالی دارند اینها. این قرضه دلار چه به سر این ملت می آورد این ملت فقیر ده سال 100 میلیون دلار، 800 میلیون تومان نفع پول به آمریکا بدهد! در عین حال ما را بفروشید برای یک همچو کاری!  نظامیان امریکائی، مستشاران نظامی امریکایی به شما چه نفعی دارند آقا اگر این مملکت اشغال امریکاست پس چرا اینقدر عربده می کشید، پس چرا اینقدر دم از ترقی می زنید اگر این مستشاران نوکر شما هستند پس چرااز ارباب ها بالاترشان می کنید پس چرا از شاه بالاترشان می کنید اگر نوکرند مثل سایر نوکرها با آنها عمل کنید، اگر کارمند شما هستند مثل سایر ملل که با کارمندانشان عمل می کنند شما هم عمل کنید. اگر مملکت ما اشغال آمریکائیست پس بگوئید، پس ما را بردارید بریزید بیرون از این مملکت.چه می خواهند با ما بکنند این دولت چه می گوید به ما، این مجلس چه کرد با ما این مجلس غیر قانونی این مجلس محرم، این مجلسی که به فتوای و به حکم مراجع تقلید تحریم شده است، این مجلسی که یک وکیلش از ملت نیست، این مجلسی که به ادعا می گوید ما از انقلاب سفید آمده ایم. آقا کو این انقلاب سفید! پدر مردم را در آوردند. آقا من مطلعم، خدا می داند که من رنج می برم، من مطلعم از این دهات، من مطلعم از این شهرستان های دور افتاده، از این قم بدبخت، من مطلعم از گرسنگی خوردن مردم، از وضع زراعت مردم. سکوت در مقابل ابرقدرت ها از معاصی کبیره است: آقا فکری بکنید برای این مملکت، فکری بکنید برای این ملت. هی قرض روی قرض بیاورید! هی نوکر بشوید! البته دلار نوکری هم دارد، دلارها را شما می خواهید استفاده کنید نوکریش را ما بکنیم. اگر ما زیر اتومبیل رفتیم کسی حق ندارد به امریکائی ها بگوید بالای چشمت ابروست لکن شماها استفاده اش را بکنید، مطلب این طور است. نباید گفت اینها را آن آقایانی که می گویند که باید خفه شد، این جا هم باید خفه شد این جا هم خفه بشویم ما را بفروشند و خفه بشویم قرآن ما را بفروشند و خفه بشویم والله گناهکار است کسی که داد نزند، والله مرتکب کبیره است کسی که فریاد نکند (گریه شدید حضار).   به داد اسلام برسید: ای سران اسلام به داد اسلام برسید، ای علمای نجف به داد اسلام برسید، ای علمای قم به داد اسلام برسید، رفت اسلام. (گریه شدید حاضرین در مجلس) ای ملل اسلام! ای سران ملل اسلام! ای روئسای جمهور ملل اسلامی! ای سلاطین ملل اسلامی! ای شاه به داد خودت برس، به داد همه ما برسید. ما زیر چکمه امریکا برویم چون ملت ضعیفی هستیم! چون دلار نداریم! امریکا از انگلیس بدتر، انگلیس از آمریکا بدتر، شوروی از هر دو بدتر، همه از هم بدتر، همه از هم پلیدتر. امروز دولت آمریکا منفورترین دولت در نظر ماست: اما امروز سر و کار ما با این خبیث هاست، با امریکاست. رئیس جمهور امریکا بداند، بداند این معنا را که منفورترین افراد دنیاست پیش ملت ما، امروز منفورترین افراد بشر است پیش ملت ما، یک همچنین ظلمی به دولت اسلامی کرده است، امروز قرآن با او خصم است، ملت ایران با او خصم است. دولت امریکا بداند این مطلب را، ضایع کردند او را در ایران، خراب کردند او را در ایران. ما را به آمریکا فروختند: برای مستشارها مصونیت می گیرید بیچاره وکلا داد زدند آقا از این دوست های ما بخواهید به ما این قدر تحمیل نکنند، ما را نفروشید، ما را به صورت مستعمره در نیاورید، کی گوش داد به اینها. از پیمان وین یک ماده را اصلا ذکر نکرده اند، ماده 32 ذکر نشده است، من نمی دانم آن ماده چه است، من که نمی دانم رئیس مجلس هم نمی داند، وکلا هم نمی دانند، نمی دانند که قبول کردند طرح را. طرح را قبول کردند، طرح را امضا کردند، تصویب کردند اما عده ای اقرار کردند که ما اصلا نمی دانیم چیست. (آنها هم لابد امضا نکرده باشند) آن عده دیگر بدتر از آنها بودند، یک عده جهالند اینها. رجال سیاسی ما، صاحب منصب های بزرگ ما، رجال سیاسی ما، یکی بعد از دیگری را کنار می گذارند، الان در مملکت ما به دست رجال سیاسی که وطنخواه باشند چیزی نیست، در دست آنها چیزی نیست،ارتش هم بداند یکی تان را بعد از دیگری کنار می گذارند، دیگر برای شما آبرو گذاشتند برای نظام شما آبرو گذاشتند که یک سرباز امریکائی بر یک ارتشبد ما مقدم است یک آشپز امریکائی بر یک ارتشبد ما مقدم شد در ایران دیگر برای شما آبرو باقی ماند اگر من بودم استعفا می کردم، اگر من نظامی بودم استعفا می کردم، من این ننگ را قبول نمی کردم، اگر من وکیل مجلس بودم استعفا می کردم. قطع نفوذ روحانی قطع ید رسول الله است: باید نفوذ ایرانی ها قطع بشود! باید مصونیت برای آشپزهای امریکائی، برای مکانیک های امریکائی برای اداری امریکائی، اداری و فنی، مامورین، کارمندان اداری، کارمندان فنی برای خانواده هایشان مصونیت باشد لکن آقای قاضی در حبس باشند! آقای اسلامی را با دستبند ببرند این ور و آن ور! این خدمتگزارهای اسلام، علمای اسلام در حبس باید باشند، وعاظ اسلام در حبس باشند، طرفداران اسلام باید در بندرعباس حبس باشند برای این که اینها طرفدار روحانیت هستند، خودشان یا روحانی اند یا طرفدار روحانی. این را در تاریخ ایران دست مردم دادند اینها، سند دست دادند که معلوم شد رفاه حال این ملت به این است که قطع نفوذ روحانیین بشود! یعنی چه رفاه حال ملت در این است که قطع ید رسول الله... از این ملت بشود! روحانیون خودشان چیزی نیستند که، روحانیون هر چه دارند از رسول الله است، باید قطع ید رسول الله از این ملت بشود! اینها این را می خواهند، این را می خواهند تا اسرائیل با دل راحت هر کاری این جا بکند، تا آمریکا با دل راحت هر کاری می خواهد بکند. تمام گرفتاری های ما از امریکا است: آقا تمام گرفتاری ما از این آمریکاست، تمام گرفتاری ما از این اسرائیل است. اسرائیل هم از امریکاست، این وکلا هم از امریکا هستند، این وزرا هم از امریکا هستند، همه تعیین آنهاست، اگر نیستند چرا نمی ایستند در مقابل، داد بزنند؟ روحانیت سدی در مقابل مطامع استعمارگران: من الان حافظه ام درست نیست، نمی توانم بفهم مطلب را خوب، الان در حال انقلاب هستم، در یک مجلس از مجالس سابق که مرحوم مدرس، مرحوم آسید حسن مدرس در آن مجلس بود، اولتیماتومی از دولت روس آمد به ایران که اگر فلان قضیه را انجام ندهید (که من حالا هیچی از آن را یادم نیست) ما از فلان جا که قزوین ظاهرا بوده است می آئیم به تهران و تهران را می گیریم و دولت ایران هم فشار آورد به مجلس که باید این را تصویب کند. یکی از مورخین، مورخین آمریکائی می نویسد که: یک روحانی با دست لرزان آمد پشت تریبون ایستاد و گفت: آقایان اگر بناست ما از بین برویم چرا با دست خودمان برویم، رد کرد. مجلس به واسطه مخالفت او جرات پیدا کرد و رد کرد و هیچ غلطی هم نکردند. روحانی این است، یک روحانی توی مجلس بود نگذاشت آن قلدر شوروی را، روسیه سابق را، پیشنهاد اولتیماتومش را یک روحانی ضعیف، یک مشت استخوان رد کرد. امروز هم باید روحانی نباشد، برای همین قطع ید روحانی باید بکنند تا به آمال و آرزوی خودشان برسند، من چه بگویم؟! بر ملت است که فریاد بزند چرا ما را فروختید: این قدر انباشته است مطالب، این قدر مفاسد در این مملکت زیاد است که من با این حالم، با این سینه ام، با این وضعم نمی توانم عرضه بکنم، نمی توانم مطالب را به آن مقداری که می دانم به عرض شما برسانم؛ لکن شما موظفید به رفقایتان بگوئید، آقایان موظفند ملت را آگاه کنند، علما موظفند ملت را آگاه کنند، ملت موظف است که در این امر صدا در بیاورد، با آرامش عرض برساند، به مجلس اعتراض کند، به دولت اعتراض کند که چرا یک همچنین کاری کردید چرا ما را فروختید مگر ما، بنده شما هستیم؟ دولت و مجلس غیرقانونی و خائن به اسلام و ملتند: شما که وکیل ما نیستید، وکیل هم بودید، اگر خیانت کردید به مملکت خود به خود از وکالت بیرون می روید، این خیانت به مملکت است. خدایا اینها خیانت کردند به مملکت ما. خدایا دولت به مملکت ما خیانت کرد، به اسلام خیانت کرد، به قرآن خیانت کرد. وکلای مجلسین خیانت کردند، آنهایی که موافقت کردند با این امر، وکلای مجلس سنا خیانت کردند، این پیرمردها، وکلای مجلس شورا آنهائی که رای دادند خیانت کردند به این مملکت، آنها وکیل نیستند، دنیا بداند اینها وکیل ایران نیستند اگر هم بودند من عزلشان کردم، از وکالت معزولند، تمام تصویب نامه هائی که تا حالا نوشته اند، تمامش غلط است. از اول مشروطه تا حالا بر حسب نص قانون، به حسب نص قانون، قانون را اگر قبول دارند به حسب نص، به حسب نص قانون، بر حسب اصل دوم متمم قانون اساسی تا مجتهدین نظارت نکنند در مجلس، قانون هیچی نیست، کدام مجتهد نظارت می کند الان اگر پنج تا ملا تو این مجلس بود، اگر یک ملا تو این مجلس بود تو دهن اینها می زد، نمی گذاشت این کار بشود. من به آنان که به ظاهر مخالفت کردند، این حرف را دارم به آنها، چرا آقا خاک تو سرتان نریختید چرا پا نشدید یقه آن مردک را بگیرید همین من مخالفم و سر جای خود بنشینید و آن همه تملق بگوئید! مخالفت این است. باید هیاهو کنید، باید بریزید وسط مجلس، به هم باید بپرید که نگذرد این مطلب، به صرف اینکه من مخالفم درست می شود! دیدید که می گذرد، پس نگذارید یک همچون مجلسی وجود پیدا کند، از مجلس بیرونشان کنید.ما این قانونی را که در مجلس واقع شد، قانون نمی دانیم. ما این مجلس را مجلس نمی دانیم، ما این دولت را دولت نمی دانیم، اینها خائنند به مملکت ایران، خائنند.   خداوندا امور مسلمین را اصلاح کن. خداوندا دیانت مقدسه اسلام را عظمت به آن عنایت فرما. خدایا اشخاصی که خیانت می کنند به این آب و ملک، خیانت می کنند به اسلام، خیانت می کنند به قرآن، آنها را نابود کن.   والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته   نفی کاپیتولاسیون در قرآن خداوند در آیه 41 سوره نساء می فرماید: «هیچ گاه خداوند راهی برای پیروی و تسلط کافران بر مسلمانان قرار نداده است.» این آیه که به آیه «نفی سبیل» معروف است، سلطه غیرمسلمان را بر مسلمان ممنوع کرده است. همه علمای اسلام معتقدند دین مقدس اسلام، هرگز پذیرای هیچ گونه از سلطه استعمار خارجی بر مسلمان ها، اعم از سلطه نظامی اقتصادی، امنیتی و فرهنگی نیست.اسلام، دین عزت و افتخار است و ذلت را نمی پذیرد. خداوند، انسان های مؤمن را افراد بزرگ و بزرگوار می داند و در خطاب به آنها می فرماید: «سست نشوید و حزن و اندوه به دل راه ندهید. شما برترید اگر مؤمن باشید.» معلوم می شود اسلام، دین بزرگی و عزتمندی است و مسلمانان باید عزیز و با عزت باشند و ارزش خویش را با میدان دادن به خواهش های نفسانی و قرار گرفتن زیر سیطره کافران از دست ندهند. بنابراین، دادن هر نوع امتیاز سیاسی، اقتصادی، نظامی، قضایی و اجتماعی به غیرمسلمانان که به سیادت اسلام مسلمانان ضربه بزند، بی ارزش و اعتبار خواهد بود. ازاین رو، کاپیتولاسیون، خلاف اسلام و قرآن است و بر هر مسلمانی واجب است به این نوع چراغ سبزنشان دادن به دشمنان، اعتراض کند. پیامدهای احیای کاپیتولاسیون  2) تبعید امام خمینی(ره) اقدام جسورانه امام خمینی(ره) بر ضد منافع نامشروع آمریکا، هیئت حاکمه را وادار ساخت، شتاب زده و بزدلانه، اقدام به دستگیری و تبعید امام(ره) به ترکیه کنند. به دنبال آن، اعتراض ها و اقدام های مسلحانه آغاز گردید که به قتل حسن علی منصور از مسببان تصویب لایحه کاپیتولاسیون انجامید. امام خمینی(ره) در مصاحبه ای در پاریس در سال 1357 درباره تبعات مخالفتش با لایحه کاپیتولاسیون فرموده است: «پانزده سال قبل که شاه قصد داشت به دستور امریکا، لایحه مصونیت مستشاران امریکایی را به تصویب برساند، من این خیانت شاه را نسبت به ملت ایران در طی یک سخنرانی و صدور یک اعلامیه محکوم نمودم و ملت ایران را از این سیاست استعماری مطلع ساختم، که پس از چند روز مرا از ایران، پس از آن که شبانه به منزلم در قم حمله کردند، دستگیر و سپس به ترکیه تبعید نمودند.و در آنجا هم دولت ترکیه تحت فشار افکار عمومی از دولت ایران خواست که محل تبعید مرا کشوری غیر از ترکیه قرار دهد، که سرانجام به عراق تبعید شدم و سرانجام پس از حدود پانزده سال، دولت عراق تحت فشار شاه، مخالفت خود را با فعالیت های اسلامی من علیه رژیم سلطنتی و شاهنشاهی ابراز کرد و از این جهت، تصمیم گرفتم که به کویت که یک کشور اسلامی است بروم. تا در آنجا در محل مورد اقامتم تصمیم بگیرم و با داشتن ویزای آن کشور، دولت کویت از ورود من به آن کشور جلوگیری نمود و به ناچار به فرانسه آمدم». 2) نقص استقلال و حاکمیت ایران تصویب لایحه کاپیتولاسیون، در واقع نقض آشکار استقلال و حاکمیت و حیثیت ملی ایران بود. ازاین رو بود که هر که ماجرای این لایحه را می شنید، نسبت به دولت و شاه خشمگین می شد. قبح این مسئله تا جایی بود که امام خمینی(ره) از آن به «سند بردگی ملت ایران» تعبیر کرد. 3) هجوم گسترده امریکاییان به ایران اعطای مصونیت قضایی برای مستشاران امریکایی که بعدها خانواده های آنان و نیز کارکنان غیرنظامی را هم دربرگرفت، هزینه های سنگینی بر دولت و دوش مردم ایران تحمیل کرد؛ به طوری که تنها بین سال های 1970 تا 1978 میلادی، تعداد امریکایی های حاضر در ایران از کمتر از هشت هزار نفر به حدود پنجاه هزار نفر رسید.  4) فساد فرهنگی و اخلاقی حضور گسترده امریکایی ها در ایران و برخورداری آنان از مصونیت قضایی، زمینه مناسبی برای افزایش جرایم و اشاعه فساد فراهم ساخت. تعارض های فرهنگی موجود و رفتار اهانت آمیز آنان نسبت به آداب و رسوم جامعه مسلمان ایران، حس مذهبی مردم را می آزرد و موجب اوج گیری احساسات ضدامریکایی می گردید.  پایان کاپیتولاسیون در ایران سه ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، با تصویب شورای انقلاب، دولت موقت لایحه کاپیتولاسیون را لغو کرد. آمریکاییان که تا قبل از آن در ایران همه کاره بودند، از شنیدن خبر لغو این لایحه وحشت زده شدند و برای باقی مانده آنان در ایران محدودیت های زیادی ایجاد شد. نکته درخور تأمل این است که چند ماه پس از آغاز سلطنت محمدرضا پهلوی در سال 1320، فعالیت مستشاران امریکایی در ایران شروع شد و چند ماه پس از سقوط او، فعالیت این مستشاران پایان یافت. این نکته خود گواه دیگری بر وابستگی ذلیلانه محمدرضا پهلوی به امریکا بود.  قانون کاپیتولاسیون و "چارلز گری" و "ایران سلیمی" صبحگاه دوازده بهمن 1343، شهری در غرب ایران، نزدیک بود که تأسف بارترین برگ خود را بر صفحه روزگار ورق بزند و وقوع حادثه ای را در دفتر خود ثبت کند که در نوع خود کم نظیر یا بهتر است بگوییم بی نظیر بود. تصادف «چارلز گری» با یک دختر ایرانی به نام «ایران سلیمی» تنها دو ماه پس از تبادل یادداشت های مربوط به احیای کاپیتولاسیون، اولین مورد سوءاستفاده از مصونیت داشتن امریکایی ها در ایران را رقم زد؛ تصادفی که مرگ دختر ایرانی را به همراه داشت، بدون آن که قاتل امریکایی او دستگیر، بازخواست و یا محاکمه شود. هشت روز مبارزه دختر جوان با مرگ، شاید به این خاطر بود که شاهد محاکمه راننده باشد؛ اما وقتی که در هشتمین روزِ تلاش برای زندگی به این واقعیت پی برد که راننده مصونیت سیاسی دارد و مجازات و محاکمه ای برای او در کار نخواهد بود، با ناامیدی آخرین خاطرات خود را از آن روز تصادف به یاد آورد، آن لحظه ای را که با امیدواری برای یک آینده دلخواه خانه را ترک کرد و قدم بر روی برف های یخ بسته خیابان گذاشت؛ به ناگاه خود را در زیر چرخ های اتومبیل «چارلز گری» یافت و وقتی برای درخواست کمک، چشم های خود را باز کرد، در کنار جسم مجروحش، کارت زردی را دید که متعلق به درجه دار امریکایی، «چارلز . ال. گری» بود. قطره خونی که از پیشانی دختر بر روی کارت ریخت برای یک لحظه او را به این فکر انداخت که کار خطایی از او سر زده و برای همین با تحمل درد فراوان خود را کنار کشید تا کارت از خون او رنگین نشود، چون که تا آن موقع اطلاعی از ماهیت این نوع کارت ها نداشت؛ اما امروز و در واقع در آخرین روز زندگی اش، با این واقعیت تلخ آشنا شد که در واقع مسبب اصلی مرگ او، همان کارت زرد بود. چون اگر «گری» آن کارت را نداشت، شاید بیشتر در رانندگی احتیاط می کرد و یا اگر کارت زرد رنگ نبود، «گری» محاکمه می شد، در آن صورت او دیگر آزاد نبود. دختر جوان در آخرین لحظه عمرش به یاد خط خونی افتاد که بر روی کارت «گری» کشیده بود و از یادآوری آن تا حدی آرامش به دلش راه یافت. چون فکر می کرد که با این کار درواقع آن پیامی را که در دل خود داشت، به درجه دار امریکایی گفته است. و آن اینکه: بدان که مصونیت تو دائمی نخواهد بود؛ چون امروز من، خط قرمزی بر روی کارت تو کشیدم به نمایندگی از طرف همه ایرانیان. وقتی خبر فوت دختر ایرانی به سفارت امریکا رسید، سفارت بی درنگ دست به کار شد و یادداشتی به وزارت خارجه ایران نوشت که درجه دار امریکایی «چارلزگری» مصونیت سیاسی دارد، یعنی نمی توانید او را بازداشت و محاکمه کنید. اما نمی دانستند که این دختر با خون خود به نمایندگی از طرف همه ایرانیان، حکم محکومیت امریکاییان را امضا کرده است.  

برچسب‌ها