حماسه حسینی(ع)، حماسه خمینی(ره)
به گزارش خبرگزاری حیات، حضور جوانان دلاور در واقعه کربلای حسینی(ع) و جوانان و آزاد مردان جبهه خمینی(ه) که از تربیت یافتگان مکتب حسینی(ع) بودند و با وجود کمی سن و کوچکی جثه، یکی در کربلا مرگ را “احلی من العسل” می خواند و دیگری، 1400 سال بعد به شوق شهادت به زیر تانک دشمن می رود و و اینک شمه ای از رادمردی ها را به نظاره می نشینیم .
قاسم بن الحسن(س)
قاسم بن الحسن(س) نوجوان ۱۳ ساله ای که “احلی من العسل” گویان شوق لقاءالله و شهادت در رکاب امام حسین (ع) در دلش موج میزند و میگوید اگر هزار بار کشته شویم و قطعه قطعه گردیم و زنده شویم باز بمیریم دست از یاری تو برنخواهیم داشت که خود نشانگر عمق بصیرت و معرفت و خود آگاهی این سلحشوران همیشه جاودان است. شاید از لحاظ جثه و سن با هم یکی نباشند ولی از لحاظ شناخت و معرفت به مقام امام و ولایت ذرهای تفاوت بین آنها نیست. ابوحمزۀ ثمالی” در روایتی از امام سجاد(ع) ماجرای وفاداری یاران و خاندان حضرت را در شب عاشورا بازگو میکند، تا آنجا که امام حسین(ع) خبر شهادت همه یارانش را به آنان داد. در این هنگام فاسم بن الحسن (ع) به امام (ع) عرض کرد: “آنا من فی یُقتل” آیا من هم فردا در شمار شهیدان خواهم بود؟ امام حسین(ع) با مهربانی و عطوفت و مهربانی فرمود: “یا بُنَیَّ کیف الموت عندک؟” یعنی فرزندم مرگ در نظر تو چگونه است؟ حضرت بن الحسن(ع) عرض کرد:” اَحلی من العسل” یعنی عموجان شیرین تر از عسل. امام حسین(ع) در جواب قاسم فرمود: “اِی والله فداکَ عمّک انّک لاحد من یقتل من الرجال معی بعد ان تبلوا ببلاء عظیم وابنی عبدالله” یعنی آری به خدا عمویت به فدای تو باد، تو نیز از شهیدان خواهی بود. آن هم پس از گرفتاری سخت و پسرم عبدالله (شیرخوار) نیز شهید خواهد شد. مطابق برخی نقلها در روز عاشورا قاسم بن الحسن (ع) برای رفتن به میدان آماده پیکار شد. او نوجوانی بود که هنوز به سن بلوغ نرسیده بود. هنگامی که نزد امام حسین(ع) رسید و نگاه آن حضرت به او افتاد وی را در آغوش گرفت با هم چنان گریستند که از حال رفتند، قاسم(ع) اجازه میدان رفتن خواست ولی امام نپذیرفت و آنقدر دست و پای امام را بوسه زد تا رضایت ایشان را جلب کرد و سرانجام نیز بعد از پیکاری قهرمانانه و دلاورانه بر زمین افتاد و بدنش در زیر سُم اسبان پایمال شد و به شهادت رسید.
نوجوانان عاشورایی در جنگ تحمیلی
نمونه چنین شجاعت و جوانمردی را در جبهههای جنگ هشت سال دفاع مقدس میتوان به عینه دید. آنجا که نوجوانی ۱۳ ساله با تأسی به قیام عاشورا و با رهبری پیرو و مراد خویش امام حسین (ع) به قلب دشمن میزد و سپاه کفر را تار و مار میکرد و بسا عدهای را هم با خود به اسارت میگرفت و تحویل میداد. شهید “حسین فهمیده” و شهید “بهنام محمدی” از تربیت یافتگان مکتب سرخ حسینی بودند که با وجود کمی سن و جثه، به همه آزادمردان تاریخ درس شجاعت و مقاومت دادند. حسین فهمیدهای که امام خمینی (ره) او را رهبر خود میخواند و از او تجلیل کرد. اینها همه متاثر از مکتب عاشورا بودند که اینچنین مردانه جان خود را فدای آرمان مقدس امام (ره) مینمودند. نوای “حسین یا حسین (ع)” رزمندگان در شب های عملیات هرگز از ذهن کسانی که جبهه و فضای جنگ را لمس کردهاند فراموش نمیشود. چه دلاورانی که به پیروی از قاسم بن الحسن(ع) مردانه پا در میدان نبرد گذاشتند.
از نوجوانی که دست در شناسنامهاش میبرد تا سنش را زیاد جلوه دهد تا آن که میگفت دیگر روضه قاسم نخوانید چرا که نمیگذارند تا دگر قاسمی در جنگ باشد فایده روضه برای ما قاسمها چیست؟ ما هیچ شکی نداریم که همه به پیروی از قاسم بن الحسن (ع) نوجوان شهید کربلا بوده است. بله به فرموده امام خمینی(ره) همین محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است و اگر نبود تأسی به عاشورا و قیام انسانساز، امروز با این همه هجمه سنگین دشمنان انقلاب به دین و ارزشهای اسلامی و نظام اسلامی دیگر اثری از معنویت و خداخواهی باقی نمیماند و نمونهای از این هجمهها سیوچند سال اخیر فتنه سال ۷۸ و ۸۸ و ترور دانشمندان هستهای ایران را میتوان نام برد. تلاش مستکبران همواره برای تضعیف ملت و نظام جمهوری اسلامی روز بهروز در حال گسترش است اما ملت ایران تا به امروز به فضل خدا و با پیروی از قیام سرخ حسینی و با رهنمودهای هوشمندانه مقام معظم رهبری(مدظلهالعالی) همه این کیدها و دشمنیها را خنثی و باطل کرده و خط بطلانی بر سیوچند سال تلاش مذبوحانه دشمنان اسلام جهت نابودی عقاید و باورهای اسلامی و انشاءالله از این پس نیز کید دشمن و مکر سپاه کفر به جایی نخواهد رسید چرا که “و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون”