کد خبر 122843
۲۴ مهر ۱۳۹۴ - ۰۰:۰۰

ورود امام حسین(ع) به کربلا

ورود امام حسین(ع) به کربلا

بسیاری منابع معتبر، در گزارش های خود از دوم محرّم سال 61 هجرى، به عنوان روز ورود امام حسین(ع) و یارانش به کربلا یاد کرده‌اند.

به گزارش خبرگزاری حیات‏، امام حسین(ع) در روز دوم محرم الحرام سال 61 هجری به کربلا وارد شدند. عالم بزرگوار سید بن طاووس نقل کرده است که: امام حسین(ع) چون به کربلا رسید، پرسیدند: نام این سرزمین چیست؟ همین که نام کربلا را شنیدند فرمودند: این مکان جای فرود آمدن ما و محل ریختن خون ما و جایگاه قبور ماست. این خبر را جدم رسول خدا(ص) به من داده است. در این روز حر بن یزید ریاحی ضمن نامه‌ای عبیداللّه‏ بن زیاد را از ورود امام حسین( ع) به کربلا آگاه کرد. نامه عبیدالله به امام حسین (ع) در بحار الانوار آمده است: به دنبال اطلاع عبیدالله از ورود امام حسین(ع) به کربلا، نامه‌اى بدین مضمون به حضرت نوشت: به من خبر رسیده است که در کربلا فرود آمده‌اى، و امیرالمؤمنین یزید! به من نوشته است که سر بر بالین ننهم و نان سیر نخورم تا تو را به خداوند لطیف و خبیر ملحق کنم! و یا به حکم یزید بن معاویه باز آیى! والسلام. چون این نامه به امام حسین(ع) رسید و آن را خواند، آن را پرتاب کرده و فرمودند: رستگار نشوند آن گروهى که خشنودى مخلوق را به چشم خالق خریدند. فرستاده عبیدالله گفت: اى ابا عبدالله! جواب نامه؟ امام حسین(ع) فرمودند: این نامه را جوابى نیست! زیرا بر عبیدالله عذاب الهى و ثابت است. دعاى امام حسین(ع) امام حسین(ع) فرزندان و برادران و اهل‌بیت خود را جمع کردند و بعد نظرى بر آنها انداختند گریستند و گفتند: خدایا! ما عترت پیامبر تو محمد(ص) هستیم، ما را از حرم جدمان راندند، و بنى امیه در حق ما جفا روا داشتند. خدایا حق ما را از ستمگران بستان و ما را بر بیدادگران پیروز گردان. نامه امام حسین(ع) به اهل کوفه در کتاب تاریخ طبری جلد هفتم آمده است: امام حسین(ع) دوات و کاغذ طلب کردند و خطاب به تعدادى از بزرگان کوفه که مى‌دانست بر رأى خود استوار مانده‌اند، نامه‌ای را نوشتند که " ای بزرگان کوفه شما مى‌دانید و این گروه بنى امیه را مى‌شناسید که از شیطان پیروزى نموده و از اطاعت خدا سرباز زده، و فساد را ظاهر و حدود الهى را تعطیل و غنائم را منحصر به خود ساخته‌اید، حرام خدا را حلال و حلال خدا را حرام کرده‌اند. نامه شما به من رسید و فرستادگان شما به نزد من آمدند و گفتند: که شما با من بیعت کرده‌اید و مرا هرگز در میدان مبارزه تنها نخواهید گذارد و مرا به دشمن تسلیم نخواهید کرد، حال اگر بر بیعت و پیمان خود پایدارید که راه صواب هم همین است، من با شمایم و خاندان من با خاندان شما و من پیشواى شما خواهم بود؛ و اگر چنین نکنید و بر عهد خود استوار نباشید و بیعت مرا از خود برداشتید، به جان خودم قسم که تعجب نخواهم کرد، چرا که رفتارتان را با پدرم و برادرم و پسر عمویم مسلم، دیده‌ام، هر کس فریب شما خورد ناآزموده مردى است. شما از بخت خود رویگردان شدید و بهره خود را در همراه بودن با من از دست دادید، هر کس پیمان شکند، زیانش را خواهد دید و خداوند به زودى مرا از شما بى‌نیاز گرداند." امام حسین(ع) نامه را بست و مُهر کردند و به قیس بن مسهر صیداوى دادند تا عازم کوفه شود، و چون امام حسین(ع) از خبر کشته شدن قیس مطلع گردید گریه در گلوى او پیچید و اشکش بر گونه اش لغزید و فرمود: خداوندا! براى ما و شیعیان ما در نزد خود پایگاه والایى قرار ده و ما را با آنان در جوار رحمت خود مستقر ساز که تو بر انجام هر کارى قادرهستی. سپس امام حسین(ع) حمد و ثناى الهى را بجا آورد و بر محمد و آل محمد درود فرستاد و خطبه اى ایراد فرمود که مردم برده دنیایند و دین بر زبانشان است و در پی آنند تا زندگی‌شان بگذرد. به دنبال این خطبه چند نفر از یاران امام حسین(ع) از جمله زهیر، نافع بن هلال و... گفتند: ای پسر رسول خدا ما قیام با تو و کشته شدن در کنار تو را بر ماندن دردنیا مقدم می‌داریم‌. 

برچسب‌ها