کد خبر 122322
۲ مهر ۱۳۹۴ - ۰۰:۰۰

رئیس مرکز ملی فضایی در برنامه «2887» ۸ سال دفاع مقدس؛ از مدیریت جهادی شهید طهرانی مقدم تا شکل‌گیری شالوده‌ صنعت مدرن دفاعی

رئیس مرکز ملی فضایی در برنامه «2887» 
۸ سال دفاع مقدس؛ از مدیریت جهادی شهید طهرانی مقدم تا شکل‌گیری شالوده‌ صنعت مدرن دفاعی

رئیس مرکز ملی فضایی گفت:عراق را می‌توان یک روبات در نظر گرفت که فرامین و تجهیزات را در اختیار داشت. شالوده‌ صنعت مدرن دفاعی، که امروز برای ما تعیین کننده است و خیلی از محاسبات و حساب و کتاب‌های قدرت‌های بزرگ را تغییر داده، از ابتدای جنگ ایجاد شد.

به گزارش خبرگزاری حیات، «منوچهر منطقی» دارنده دکترای صنایع از دانشگاه تهران است. او از سال 81 تا سال 88 مدیر عامل شرکت ایران خودرو بود. مشاور ارشد وزیر صنایع و معادن و مجری طرح هواپیما و رئیس هیئت مدیره و مدیر عامل سازمان صنایع هوایی نیروهای مسلح نیز در کارنامه او وجود دارد. منطقی در شکل گیری دانش بومی و جهادی در بخش صنایع دفاعی در دوران هشت سال دفاع مقدس حضور داشته و رشادت‌های محققان و مدیران این بخش از دانش علمی کشور را شاهد بوده است. او اخیرا بعنوان رئیس مرکز ملی فضایی منصوب شده است. منوچهر منطقی به مناسبت هفته دفاع مقدس در برنامه «2887» به شرح موضوعاتی همچون میانبر علمی در فضای جنگ، آشنایی با مدیریت جهادی شهید طهرانی مقدم، استفاده از ظرفیت و استعداد مردمی برای پشتیبانی جنگ، ایجاد صنایع موشکی، صنایع پیچیده مخابراتی مدرن و ناوگان سبک و تندرو و شکل گیری شالوده‌ صنعت مدرن دفاعی در 8سال دفاع مقدس، شکل‌گیری اقتصاد مقاومتی با توسل به مدل‌های دفاع مقدس و دلایل جلوتر بودن ما در صنعت دفاعی نسبت به سایر صنایع موجود می‌پردازد. برایمان توضیح دهید که وضعیت صنعت دفاعی ما پیش از آغاز جنگ چگونه بود و آیا ما و صنعت دفاعی ما آمادگی برخورد با چنین جنگی را داشتیم یا خیر؟ قبل از انقلاب می‌توان گفت که صنایع دفاعی آمریکا، برنامه ریزی وسیعی کرده بودند. چون ایران را جزئی از مجموعه‌ خودشان می‌دانستند و با تهدیدی که درباره‌ روسیه یا شوروی سابق رو به رو بودند می‌خواستند ما را به گونه‌ای تجهیز کنند که اگر آن‌ها تهاجمی صورت دادند در مدت کوتاهی ما بتوانیم مقاومت کنیم. بعد خودشان بیایند و این مجموعه را پشتیبانی کنند. اولا برای این که ما بتوانیم این نقش را ایفا کنیم برنامه‌ریزی خیلی دقیقی کرده بودند. می‌توان گفت سه نوع برنامه ریزی کرده بودند. یکی از برنامه ریزی‌ها بخش‌های صنایع مصرفی بود که ایجاد کرده بودند. یک نکته‌ دیگری هم هست اینکه نظام دفاعی ما هم در حال تغییر بود. دو جور نظام دفاعی در دنیا وجود دارد، یکی اینکه شما جزئی از یک مجموعه یا یک اتحادیه هستید که اگر شما امکانات اولیه‌ای مثل ایران ِ قبل از انقلاب داشته باشید و بعد اگر اتفاقی افتاد ما می‌آییم و از شما پشتیبانی می‌کنیم. این در حقیقت یک نهاد دفاعی کاملا وابسته است و نمی‌تواند استقلال عمل داشته باشد یا اگر داشته باشد محدود و به مدت کوتاهی است. اما ما داشتیم می‌رفتیم که مستقل شویم، گفتیم نه شرقی باشیم نه غربی و یک نظام دفاعی مبتنی بر اتکای داخلی را ایجاد کنیم. وقتی جنگ تحمیلی آغاز شد، سیستم دفاعی‌ به هم ریخته بود و در ضعیف ترین حالت ممکن قرار داشتیم ما در حال گذر از یک نظام اولیه به یک نظام ثانویه بودیم. به عنوان مثال در همان نظام قبلی، تصمیم گیری‌هایی شد که البته تصمیم گیری‌های اشتباهی بود، مثلا قرار بود که هواپیمای اف 16 بخریم که قراردادش لغو شد. قرار بود که تاو در ایران ساخته شود که قراردادش لغو شد. حتی یک عده داشتند پیش‌تر از این می‌رفتند و می‌گفتند اف 14 ای که اینجاست به درد ما نمی‌خورد آن را تحویل دهیم. در حالی که در جنگ تحمیلی نقشی کلیدی داشت. پس ما با سه چیز مواجه بودیم: آمریکایی‌ها رفته بودند و یک مجموعه باقی مانده بود، در حال گذر از یک نظام به نظام دیگر بودیم و یک سری تصمیمات اشتباهی هم به علت شور انقلابی گرفته شد. بنابراین وقتی که می‌خواستیم از سیستم وابسته به سیستم مستقل بیاییم، طبعا شالوده‌ آن‌جا هم دچار دگرگونی و به هم ریختگی می‌شد. اگر من بخواهم در دو جمله مطرح کنم باید بگویم صنایعی داشتیم که نمی‌توانست روی پای خودش بایستد و سیستم دفاعی‌ای داشتیم که نظامش را به هم ریخته بودند و در ضعیف ترین حالت ممکن قرار داشتیم که جنگ تحمیلی اتفاق افتاد. گفتید که فعالیت‌هایی مثل تامین مهمات سلاح‌ها وجود داشت؛ با یک معیار برای ما روشن کنید در جنگی مثل جنگی که برای ما اتفاق افتاد توانایی تامین مهمات و سلاح‌ها باید چه میزان می‌بود و ما چقدر این توانایی را دارا بودیم؟ اگر بخواهیم بگوییم چه توانایی باید می‌داشت، پاسخ همین وضعیت موجود است. چون وضعیت موجود وضعیتی است که خیلی از معادلات دنیا را به هم زده و به گونه‌ای است که وزیر امور خارجه‌ آمریکا می‌گوید اگر جنگی هم قرار باشد تحمیل کنند آن جنگ جواب نمی‌دهد. چون می‌دانند که ما واقعا قابلیت‌هایی داریم که می‌توانیم چه با دشمنان هم‌طراز مثل همسایگان و چه با دشمنان غیر هم‌طراز مقابله کنیم. اگر من بخواهم ابعادش را برای شما ترسیم کنم می‌توانم بگویم که همان سه بعدی که برنامه ریزی کرده بودند به این ترتیب است که اولا ما باید در مورد مجموعه‌های مصرفی، کاملا خودکفا شویم و بتوانیم هرچقدر هم که یک جنگی طول بکشد پشتیبانی کنیم. به عنوان مثال گلوله‌های توپ و خمپاره‌ها را به صورت کامل داشته باشیم و این که صنایعی داشته باشیم که تجهیزات و تسلیحات دفاعی را هم ایجاد کند، مثل انواع توپ‌ها و تانک‌ها که در حال ساخت است. مجموعه‌های مورد نیاز در صنعت دفاعی چیست؟ مطلب دوم این است که ما باید تجهیزات بازدارنده داشته باشیم که به موضوع موشکی برمی‌گردد. باید انواع موشک‌های پدافندی را داشته باشیم تا بتوانیم روی پای خودمان بایستیم، که یک خانواده‌ وسیع است. انواع آفندها را داشته باشیم که اگر به عنوان مثال در جنگ شهرها تهدید شدیم بتوانیم پاسخ دهیم همچنین باید موشک‌های زمین به زمین را داشته باشیم. تا جایی که بتوانیم تهدید را پاسخ بگوییم. بایستی انواع موشک‌های ضد کشتی را داشته باشیم. چون یکی از تهدیدها از جانب دریاهای ماست و نکته‌ مهم‌تر هم این است که در بعضی از زمینه‌ها مثل هواپیماها یا بالگردها، ممکن است که صنعتش را خودمان راه اندازی کنیم اما حتما بایستی با یک جا اتحاد استراژیک داشته باشیم. یعنی هواپیما پس از یک تعداد مشخصی استفاده، حتما باید مجموعه‌اش عوض شود. حتما این مجموعه بایستی در داخل تولید شود. از طرفی باید بتوانیم مدرنیزه‌اش کنیم. یا این که بدانیم مدرنیزه تا کجا جواب می‌دهد و بعد از آن باید به سراغ نسل بالاتر برویم و در مورد آن نسل بالاتر هم بایستی تحقیقاتی انجام شود. خواه مستقل و یا خواه با یک مجموعه در اتحادیه. بنابراین این‌ها مجموعه‌هایی است که ما بایستی داشته باشیم. وقتی در یک بخش جنگی اتفاق می‌افتد، خیلی از صنایع دفاعی مورد تهدید قرار می‌گیرد و نمی‌تواند وظیفه‌ خودش را انجام دهد. بنابراین همواره باید به تعداد مورد نظری که محاسبات نظامی نشان می‌دهد تولید و ذخیره‌سازی کنیم تا بعد بتوانیم از آن‌ها استفاده کنیم. پس شما یک مجموعه‌ پویا دارید که به خود متکی باشد و همواره نیازهای شما را برآورده کند. اتفاقا بعضی از کشورها از این استراتژی تبعیت می‌کنند. مثل هندی‌ها. چینی‌ها از همه استفاده می‌کنند اما استراتژی‌شان این است که خودشان روی پای خودشان بایستند و انجام دهند. فکر می‌کنم هرچه جلوتر برویم، تعداد کشورهایی که از این الگو پیروی می‌کنند بیشتر خواهد شد. چون دنیا به این نتیجه رسیده که حتما برای این که بتوانید روی پای خودتان بایستید باید سه استقلال امنیت، دفاع و قضایی را داشته باشید. با توضیحات شما، یعنی صنعت دفاعی ما اصلا آمادگی پذیرش و تامین چنین جنگی را نداشت؟ یک نامعادله را در جنگ جهانی صدام حل کردیم البته خود صدام با نیروهای محدودش عمل می‌کرد چون در جنگ تحمیلی، خود صدام تنها نبود که در مقابل ما قرار گرفت. ما همیشه با دو نوع تهدید مواجه هستیم، یکی غیر هم طراز و دیگری هم طراز. هم طراز مثل صدام. می‌خواهم بگویم در شرایطی که ما در آن قرار داشتیم با توجه به این که سیستم ما به هم ریخته و از هم پاشیده بود و داشتیم از نظامی به نظام دیگر گذر می‌کردیم، طبعا نمی‌توانستیم حتی با صدامی که می‌خواست روی پای خودش بایستد و کسی پشتیبانی‌اش نکند، مقابله کنیم. حالا می‌بینیم که بعد از این مدت، تمام دنیا چه اروپایی‌ها، چه آمریکایی‌ها و چه شوروی سابق می‌آیند پشت سرش قرار می‌گیرند و مقابله با آن بسیار مشکل و غیر قابل تصور است. ما واقعا آمدیم و یک نامعادله را حل کردیم. چون در ریاضی معادلاتی هست که می‌گویند اگر حل کنی جایزه‌ نوبل می‌گیری. نامعادله‌ای که ما حل کردیم در حد جایزه‌ نوبل بود. می‌توان گفت اگر این توانمندی که در جنگ جهانی داشتیم را ادامه می‌دادیم، هم از نظر فناوری و هم از نظر اقتصادی هیچ کس جلودارمان نبود. آقای دکتر از وضعیت صدام و ارتش بعث برایمان بگویید. آن طرف چه خبر بود؟ می‌توانیم سه فاز را برایش تعریف کنیم. یک فازش این بود که به انواع سیستم‌ها مجهز شده‌ بود. روی این سیستم‌ها مانورهای بسیاری داده بود و در اوج آمادگی نظامی بود. این که می‌گفت من دو روزه می‌آیم خوزستان را می‌گیرم و یک هفته بعد در تهران هستم واقعا از نظر محاسباتی روی کاغذ درست بود. اگر بخواهم یک مثال ساده بزنم این است که الان داعش با امکانات فوق‌العاده کمتر از صدام می‌گوید من فلان شهر را تهدید می‌کنم و واقعا هم می‌تواند. پس نشان می‌دهد که محاسبات اولیه‌ای که می‌خواست بر مبنای آن عمل کند همه درست بود. اول مقاومت مردم و بعد صنایع دفاعی پشت نیروهای مسلح قرار گرفت و قابلیت پیدا کردیم که صدام را به عقب برانیم .در جنگ تحمیلی می‌توان گفت با مقاومتی که ما با دست خالی و سلاح‌های خیلی سبک نشان دادیم، باعث شد توقفی ایجاد شود و بعد صنایع دفاعی پشت نیروهای مسلح قرار گرفت و قابلیت پیدا کردیم که صدام را به عقب برانیم. اینجا فاز دوم اتفاق افتاد که غربی‌ها آمدند، نقص‌هایی که صدام داشت را مطالعه کردند و سیستم‌های مناسبی در اختیارش گذاشتند. من به دو تا از آن‌ها اشاره می‌کنم. مثلا نیروی هوایی ما در ابتدای جنگ، تا فتح‌المبین غالب بود. از فتح‌المبین اغلب هواپیماهای ما را می‌زدند. چون سیستم عملیاتی ما را آمریکایی‌ها طراحی کرده بودند و تمام اطلاعات سیستم امنیتی ما را آمریکایی‌ها و صدام می‌دانستند. بنابراین صدام آمد، می‌دانست ما چطور هواپیماهایمان را هدایت می‌کنیم، چطور مانور می‌دهیم و چه جور عملیاتی انجام می‌دهیم و آن‌ها را ناکار کرد. قسمت دوم این بود که می‌خواستند نفت ما را قطع بکنند. ما هم تدابیری اندیشیده بودیم و نفت‌کش هایمان را از خوزستان جایی برده بودیم که برد هواپیمای عراق به آن نمی‌رسید. آمریکایی‌ها و فرانسوی‌ها آمدند، سیستم سوپر اتاندارد را به آن‌ها دادند. حتی من مطمئنم خودشان خلبانی‌اش را انجام می‌دادند. سیستم اگزوست را دادند. سیستم اگزوست و سیستم سوپراتاندارد سیستم‌های پیچیده‌ای هستند و با یک دوره کوتاه پنج شش ماهه نمی‌توان به آن مسلط شد و آن‌ها را به دقت مورد عملکرد واقعی قرار داد. دیدید که آمدند و این کار را انجام دادند، و نفت ما را هم تهدید هم کردند اما نتوانستند قطع کنند. بنابراین در فاز دوم، جاهایی ما توقف دفاعی داشتیم و منشا آن هم فعالیتی بود که در زمینه صنایع دفاعی در آن زمان انجام دادیم، این را تحلیل کردند و سیستم‌های ضد آن را ارائه دادند و اثربخشی سیستم دفاعی ما را کم کردند. کل دنیا در دو جا بر علیه ما متحد شدند، یکی جنگ تحمیلی بود و دیگری در تحریم این اتفاق در دهه‌ هشتاد که به نوعی اوج جنگ سرد بود، اتفاق افتاد و این بی نظیر است که همه‌ بلوک شرق و غرب کشته‌ کشوری باشند. احتمالا گزارش دیگری بر این واقعیت وجود ندارد. جایی خواندم که حتی هواپیمای سوپر اتاندارد را به طور کامل اجاره داده بودند. این شاهدی بر گفته شماست که احتمالا خودشان از این قضیه حمایت می‌کردند. به طور مشخص اگر همکاری شرق و غرب را مطرح کنید و ابعاد آن را باز کنید خیلی خوب است چون نسل جوان ما، ذهنیتی درباره‌ شوروی سابق ندارد و نمی‌داند جنگ بین دو قدرت یعنی چه. دیوار برلین را نمی‌داند، خط حائل را نمی‌فهمد. این که یک کشوری یا باید شرقی باشد یا غربی. اما اتفاق صدام نشان داد که یک جا همه‌ آن‌ها بر علیه جمهوری اسلامی متحدند. این اتفاق را برای ما در حوزه‌ دفاعی توضیح دهید. کل دنیا در دو جا بر علیه ما متحد شدند، یکی جنگ تحمیلی بود و دیگری در تحریم. عملکردشان هم مثل همدیگر است و این است که ما را از صحنه‌ روزگار خارج کنند. همان طور که جنابعالی گفتید، زمانی که جنگ شروع شد، بلوک بندی سیاسی وجود داشت که یکی شرقی‌ها بودند، که سردمدار آن‌ها روسیه و کشورهای اروپای شرقی بودند و یکی غربی‌ها که عمدتا آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها بودند. معمولا در این تقسیم‌بندی، کشورها تصمیم می‌گرفتند که در کدام یک از این بلوک‌ها قرار بگیرند. کشورهای خیلی کمی بودند که در هر دوی این بلوک ها قرار می‌گرفتند و توانمندی فوق‌العاده بالایی داشتند که بتوانند انتخاب کنند. اما به طور طبیعی کشورها باید در یکی از این گروه‌ها قرار می‌گرفتند. ما با یک مجموعه‌ تا بن دندان مسلح طرف بودیم که از نظر سیستم‌های امنیتی هم پشتیبانی شده بود/ هم بازو و هم فکر صدام را قدرت‌های غرب و شرق مجهز کردند عراق در گروه اروپای شرقی و یا همان شوروی سابق قرار گرفت و شوروی سابق در حقش لطف کرد و هرچه که داشت و می‌توانست را برای یک نبرد طولانی مدت و با ابعاد متنوع، در اختیار آن‌ها قرار داد. هم سیستم زمینی، هم هوایی و هم دریایی که اگر آن زمان بررسی می‌کردیم یکی از بهترین‌ها بودند. به عنوان مثال یکی از هواپیماهایی که داده بودند هواپیمای میگ 25 بود که روس‌ها طراحی کرده بودند تا ببرند در ارتفاعی پرتاب کنند که سیستم‌های پدافند آمریکایی نتواند آن را تحت تاثیر قرار دهد. در حقیقت یکی از هواپیماهای استراتژیک خودشان را به مجموعه‌ عراقی ها داده بودند. ابتدای جنگ وقتی عراق توانست یک سری از زمین‌های ما را بگیرد، سیستم شرقی هم کفایت می‌کرد. اما وقتی دیدند سیستم شرقی یک جاهایی ناکارآمد است و ما ضد آن‌ها را درست کردیم و با آن‌ها مقابله می‌کنیم، کار دیگری کردند. غربی‌ها هم چون می‌خواستند جمهوری اسلامی ایران را از صحنه‌ روزگار خارج کنند کنار شرقی‌ها قرار گرفتند، البته به صورت گزینش شده، جاهایی قرار گرفتند که همان بدنه‌ شرقی بود اما سیستم غربی می‌توانست تمامی نقص‌ها را جبران کند. به عنوان مثال فرانسه مدرن‌ترین هواپیمای خودش که میراژ بود را تحویل عراق داد و این هواپیما در یک سری از بمباران‌هایی که هواپیماهای شرقی نمی‌توانستند انجام دهند، شرکت کردند. عراق را می‌توان یک روبات در نظر گرفت که فرامین و تجهیزات را در اختیار داشت هواپیماهای شرقی نمی توانستند نیروگاه نکا را تهدید کنند. اما هواپیمای میراژ این کار را انجام داد. پس می‌توان گفت هرگونه هدف و عملکردی که دور از دسترس آن‌ها بود غربی‌ها لطف کردند و ایشان را تجهیز کردند، شرقی‌ها هم که سنگ تمام گذاشتند. بنابراین ما با یک مجموعه‌ به اصطلاح، تا بن دندان مسلح طرف بودیم که از نظر سیستم‌های امنیتی هم پشتیبانی شده بود، یعنی هم بازو و هم فکرشان را مجهز کردند . عراق را می‌توان یک روبات در نظر گرفت که فرامین و تجهیزات را در اختیار داشت. پشت صحنه کسان دیگری بودند و جلوی صحنه هم بسیجی‌ها، ارتشی‌ها و سپاهی‌های ما حضور داشتند که مقابل آن‌ها می‌ایستادند و آن‌ها را عقب می‌راندند. با توضیحاتی که شما گفتید، وقتی جنگ آغاز شده بود، ما دو راه بیشتر پیش رویمان نبود. یا تجهیزات بخریم یا این که بسازیم، از خرید تجهیزات و مشکلات تحریم برای ما بگویید و این که بالاخره خود آن هم بابی بود که باز شد و افتخاراتی در تاریخ به اسم بچه‌های ما ثبت شد. همان طور که گفتید ما با جنگی مواجه بودیم که در آن منابع محدودی داشتیم، ذخایر ایران محدود بود و از طرفی جنگ خیلی طولانی بود و ذخایرمان یک جایی تمام می‌شد، از سوی دیگر هم ظرفیت داخلی جواب نمی‌داد. دو راه وجود داشت، این که برای مجموعه یا خرید کنید یا حجم تولید را بالاتر ببریم. از طرفی حجم تولید را هم نمی‌توانستیم بالاتر ببریم چون تجهیزاتی که برای ما نصب کرده بودند ظرفیت محدودی داشت. اینجا هم ابتکار عمل‌های مختلفی انجام شد. نکته‌ دیگر این است که سیستم‌های موشک هم بعد از مدتی تمام شد و شما یا باید آن‌ها را می‌ساختید یا این که می‌خریدید. خریدش غیر ممکن بود، البته یک مورد استثنائی اتفاق افتاد اما باید می‌رفتیم به سراغ این که روی تولید داخلی برنامه ریزی کنیم. در مورد مهمات ابتکار جالبی انجام دادند و خواستند اجزای آن را بررسی کنند و در کل ظرفیت صنعتی جامعه آن را پخش کنند. اما نکته‌ای که وجود داشت این بود که فرآیند ساخت بعضی از قطعات با فرآیند ساخت اصلی آن‌ها فرق می‌کرد به عنوان مثال در خمپاره، که بدنه‌اش فولادی است که با کوبش به دست می‌آید که اصطلاحا فورج گفته می‌شود تا استحکام لازم را داشته باشد و ترکش‌های لازم را ایجاد کند، ظرفیت ما در اینجا محدود بود. به عنوان مثال در روز 500 تا بود اما ما 3000 تا می‌خواستیم. برای این که این کار را انجام دهند با بررسی علمی که انجام دادند یک راه حل جایگزین پیشنهاد کردند یعنی به جای این که از کوبش یا فورج استفاده کنیم از ریخته‌گری استفاده کردیم. ریخته‌گری در کشور ما خیلی زیاد بود و می‌توانستیم از آن استفاده کنیم یا وقتی مجموعه را به قطعات ساده تقسیم کنیم، این قطعات ساده را از خیلی جاها می‌توانیم بخواهیم که برایمان تولید کنند. از کسانی که دو تا ماشین تراشکاری داشتند تا صنایع مختلفی که می‌توانستند ظرفیت خود را در اختیار جنگ قرار بدهند می‌توانستیم استفاده کنیم. یا در مورد تکنیک عمومی جنگ تجهیزات پیشرفته و خاص خودش وجود دارد. با بررسی‌هایی که انجام شد دیدیم که یکی از روش‌هایی که می‌توان استفاده کرد روش دیسکوویتی است، یعنی تی‌ان‌تی که تا 80 درجه ذوب می‌شود را در ظرفی مثل ظرف باقلوا می‌ریختند و آن را برش می‌دادند. این بلوک‌ها را که یک پارچه سازی نشده بود در محفظه‌ خمپاره قرار داده و ذوب محدودی روی آن می‌ریختند. عملا سیستمی پیچیده این کار را انجام می‌داد. البته اثر بخشی‌اش مقداری کم می‌شد اما مشکل ما را بر طرف می‌کرد. به این وسیله در حجم وسیعی، روزی 500 عدد از آن را به 3000 عدد ارتقا داده و این مشکل را حل کردند. در تجهیزات نظامی هم به انواع روش‌های خلاقانه دست پیدا کردیم که از طریق آن میانبر زدیم تا به فناوری یا مشابه آن برسیم در این شرایط هم فقط گلوله‌ خمپاره مطرح نیست، خمپاره‌‌اندازها نیز محدود بود. در آن‌جا هم صنعتی برای خمپاره اندازها راه‌اندازی شد. اما اگر می‌خواستند تولید هم کنند روش‌ها خیلی پیچیده‌ بود. بررسی‌ها نشان داد لوله‌هایی در نفت وجود دارد که فشارش بالاست و از آن‌ها می‌توان برای محفظه اولیه استفاده کرد. البته ممکن است این لوله‌هایی که استفاده می‌کردیم برای ده هزار شلیک کافی باشد اما فرآیند اصلی بیست هزار تا لازم داشت، ولی می‌ارزید که سریع به آن برسیم. پس در تجهیزات نظامی هم به انواع روش‌های خلاقانه دست پیدا کردیم که از طریق آن می‌شد میانبر زد تا به فناوری یا مشابه آن برسیم. البته هر کدام از این‌ها یک دوره‌ زمانی دارد، به عنوان مثال مشکل مهمات را توانستند بین سه تا شش ماه حل کنند. مشکل تجهیزاتی را که گفتم بین یک تا یک سال و نیم حل کردند. یک بحثی مطرح بود تحت این عنوان که سلاح‌های پیچیده را چگونه تهیه کنند. مهم‌ترین آن‌ها سیستم سلاح‌های ضد تانک بود، باید آن‌ها را از روش‌های علمی به نکات طراحی‌اش پی می‌بردند و سیستم‌های مختلفش را تولید می‌کردند. اتفاق جالبی که در اینجا افتاد این است که بهترین فارغ‌التحصیلان ما، به همراه بهترین دانشگاه‌های ما و بهترین منابع علمی، با هم متحد شدند و یک هسته دویست سیصد نفره تشکیل شد و یک شبکه‌ چند هزار نفره را در برمی‌گرفت که همه در آن کار می‌کردند. این مجموعه بعد از حدود پنج سال جواب داد که به جنگ تحمیلی نرسید ولی وقتی مجموعه به فناوری وارد شدند، یک سری مجموعه‌ معیوب وجود داشت که آن‌ها را تامین کردند. استراتژی عراق بعد از مدتی از شرقی‌ها به غربی‌ها تغییر کرد تا بتواند با توانمندی‌هایی که ما پیدا کرده بودیم مقابله کند بعضی از کشور‌های اروپای شرقی از مسیرهایی می‌توانستند مهمات و سلاح‌های ارزان قیمت و با فناوری پایین را به ما ارائه کنند. اما هرچقدر وعده‌ یک سلاح بالاتر می‌رفت آن سلاح نایاب‌تر می‌شد و شما مجبور بودید که روی پای خودتان بایستید. به جاهایی می رسیدیم که هم فناوری پیشرفته‌تر و هم سلاح پیچیده‌تر بود و شما مجبور بودید که از روش‌های علمی و از فناوری‌های پیچیده و از تجهیزات بسیار وسیع تری استفاده کنید. نهایتا توانستیم روی پای خودمان بایستیم و همان‌طور که گفتم استراتژی عراق بعد از مدتی از شرقی‌ها به غربی‌ها تغییر کرد تا بتواند با توانمندی‌هایی که ما پیدا کرده بودیم مقابله کند. به طور مشخص، حجم خرید هم با ابتکارات و خلاقیت‌های بچه ها در طول جنگ اتفاق افتاد، توضیح بدهید که این فرایند و مکانیزم به چه صورت بود وبه اصطلاح امروزی این دور زدن تحریم هم که با یک فرایند علمی و دقیق انجام می‌شد و با تجربه‌ دیگری که در آن زمان رخ داد و ممکن است در زمان ما هم تکرار شود چه تفاوتی داشت؟ به روش تحقیقات، فناوری‌های گلوگاهی را شناسایی و بقیه را تهیه کردیم این دور زدن تحریم‌ها همان طور که گفتید یک کار علمی است و می‌تواند بر مبنای یک فرایند منظم علمی اتفاق بیفتد، چون تصوری که ما از دور زدن تحریم داریم این است که چند دلال از مسیری، مجموعه‌ای که ما نیاز داریم را تهیه کنند و از مسیرهای مختلف عبور دهند و نهایتا به ما برسانند، اگر چه در جنگ تحمیلی این اتفاق افتاد اما غالب نبود. چیزی که اتفاق افتاد این بود که شما هر محصولی را که بررسی می‌کنید، یک سری فرایندهای گلوگاهی در آن وجود دارد که معمولا در اختیار دو یا سه قدرت صنعتی یا صنعتی- نظامی آن دوره بود. بقیه فرایندها عادی یا به اصطلاح غیرگلوگاهی بودند. کاری که دوستان ما در دوران جنگ تحمیلی کردند این بود که سعی کردند فناوری‌های گلوگاهی را شناسایی و ایجاد کنند. این فناوری‌ها معمولا 10 درصد محصول را تشکیل می‌دهند. وقتی شما در این 10 درصد خوداتکا شدید بقیه را می‌توانستید از منابع متحد بگیرید. پس ما به روش تحقیقات، فناوری‌های گلوگاهی را شناسایی و بقیه را چون بازار وسیعی داشت، تهیه کردیم. مثلا یکی از محصولاتی که روی آن کار شد، مینی کاتیوشا بود که به صورت وسیع در جنگ تحمیلی استفاده شد، دو فناوری گلوگاهی داشت، یک در نازل چون موشکی است که پرّه ندارد و تمام چرخش آن در نازل اتفاق می‌افتد. فناوری دیگر هم چاشنی بود که منجر به عمل کردن آن می‌شد. دوستان با یک روش ابتکاری خیلی ساده به آن نازل رسیدند، چاشنی‌اش را هم از مجموعه‌ موجود استفاده کردند. بقیه اجزا را می‌توانستند خریداری کنند و چیزی که اول جنگ ما می‌توانستیم به روش عادی عمل کنیم و در روز 100 عدد از آن را تولید کنیم به 1000 عدد در روز افزایش دادیم. دنیا الان هم از همین روش استفاده می‎کند. یعنی تسلط روی فناوری گلوگاهی و نهایتا یک بازار وسیع که می‌توان فناوری غیر گلوگاهی را از آن تهیه کرد و به محصول نهایی دسترسی پیدا کرد. تحریم تا زمانی که ما بخواهیم روی پای خودمان بایستیم وجود دارد/تنها راه این است که در فناوری‌های گلوگاهی خوداتکایی علمی داشته باشیم و محصولات راهبردی تولید کنیم با توضیحات شما، دور زدن تحریم‌ها معنای خودش را داشت نه آن چیزی که ما برداشت کردیم. بله همین طور است. تحریم یک چیز شایع در دنیاست ما فکر می‌کنیم که صرفا تحریم در مورد ماست که چنین چیزی اشتباه است. به عنوان مثال، تمام فناوری‌های پیشرفته را همین الان هم آمریکایی‌ها به چینی‌ها نمی‎دهند. فکر می‌کنید چینی‌ها چه کار می‌کنند؟ چینی‌ها بزرگترین بودجه آر اند دی در دنیا را دارند و این به دلیل آن است که روی فناوری‌های گلوگاهی کار کرده‌اند. در اتحادیه‌ اروپا هم کشورهایی وجود دارند که کنار هم هستند اما فناوری‌ها را به هم نمی‌دهند چون رقابت در بین آن‌ها مطرح است. بنابراین تحریم یک چیزی است که از الان تا زمانی که ما بخواهیم با دنیا رقابت کنیم و روی پای خودمان بایستیم برای ما وجود دارد. تنها راه این است که ما در فناوری‌های گلوگاهی خوداتکایی علمی داشته باشیم و محصولات راهبردی تولید کنیم. با این روش ما بر هرگونه تحریمی می‌توانیم فائق شویم. 

برچسب‌ها