کد خبر 122014
۲۳ شهریور ۱۳۹۴ - ۰۰:۰۰

وزیر دفاع: تفاوت دفاع مقدس با بقیه جنگ ها در روحیه معنویت و ایثار رزمندگان بود

وزیر دفاع:
تفاوت دفاع مقدس با بقیه جنگ ها در روحیه معنویت و ایثار رزمندگان بود

دوران 8 ساله دفاع مقدس مشعلی همیشه فروزان است و نیازهای فکری و معنوی نسل فعلی و نسل های بعدی را تأمین می کند و نیازمند معرفی رشادت های رزمندگان در طول هشت سال دفاع مقدس به نسل سوم انقلاب است.

اختصاصی/ به گزارش خبرگزاری حیات، تفاوت دفاع مقدس ما با بقیه جنگ ها در روحیه معنویت و ایثار و فداکاری رزمندگان بوده است که این روحیه در هیچ جنگی در دنیا دیده نشده است. رزمندگان ما خلأ تسلیحاتی خود را با معنویت پر می کردند و اگر لطف خدا ،عنایت ائمه اطهار علیهم السلام و نقش مرجعیت نبود ما پیروز نمی شدیم. واقعیت این است که دفاع مقدس از مهم ترین جلوه های نقش آفرینی معنوی رزمندگان اسلام         می باشد. واقعیت و گرایش رویدادهای واقعی به سمت ارزش های مقدس معنوی مهم ترین رویکردی است که در دوران دفاع مقدس شکل گرفت. ره آوردی که اعجاز خود را در 8 سال دفاع مقدس نشان داد و این دوره تاریخی را تحت پوشش قرار داد حضور رزمندگان و ایثارگرانی بود که بدون هیچ چشم داشتی در مناطق جنگی حاضر می شدند و سرچشمه همه این رشادت ها معنویت بوده است. اشتیاق و شور رزمندگان برای حضور در جبهه ها وصف ناشدنی بود و معنویت آنها باعث تحمل سخت ترین و مشکل ترین وضعیت ها می شد. بنابراین، میراث انقلاب ما معنویتی بود که در دوران دفاع مقدس جامعه را فرا گرفت. از بارزترین جلوه های رهبری و نقش معنوی حضرت امام خمینی رحمه الله و تأثیر شگرف آن بر روحیه ملت و رزمندگان اسلام، هدایت و رهبری ایشان در 8 سال حماسه دفاع مقدس است و اطاعت از فرماندهی از بدیهی ترین ویژگی ها و آشناترین شاخصه های رزمندگان اسلام است. در همین راستا خبرگزاری حیات با سردار سرتیپ پاسدار دکترحسین دهقان- وزیر دفاع و پشتیبانی گفتگو تفضیلی در دو بخش انجام داده است که بخش دوم و پایانی آن در پی می آید: آقای دکتردهقان، شباهت جنگ غزه و یمن در مقابله با محور مقاومت ودفاع از منافع اسرائیل از سوی عربستان و آمریکا چیست؟ با توجه به چند جنگ اخیر در نوار غزه که از سوی رژیم صهیونیستی به راه افتاد و جنگ کنونی عربستان سعودی علیه یمن می توان وجوه شباهت چندی را برشمرد: الف-در وهله نخست در هر دو این جنگها هم رژیم صهیونیستی و هم عربستان لبه تیز حملات هوایی خود را متوجه جمعیت غیر نظامی کرده و در واقع در صدد بوده اند تا در مورد غزه به نحوی انتقام نیروهای حماس و سایر گروههای مبارز فلسطینی را از مردم غزه و در مورد یمن انتقام از جنبش انصارالله ونیروهای متحد با آن را از مردم بی دفاع شهرها و روستا های یمن بگیرند .به نحوی که تاکنون بیش از 5000 نفر از مردم غیر نظامی یمن شهید شده و هزاران نفر مجروح کشته و خسارات بسیار گسترده ای متوجه تاسیسات و نیز منازل مردم این کشور شده است. ب-در هر دو این جنگها ، هم اسرائیل و هم عربستان از نیروی نظامی عظیمی علیه دشمنانی که بمراتب توان نظامی از آنها داشته اند ، استفاده کرده اند.با این حال با ناکامی و شکست مواجه شده اند.در مورد سه جنگ غزه 2009، 2012 و 2014 رژیم صهیونیستی نتوانست به اهداف اصلی خود بویژه نابودی کامل گروههای مبارز فلسطینی بویژه حماس دست یابد.در موردجنگ عربستان ومتحدین منطقه ای آن نیز این مساله مصداق دارد و با وجود اینکه از 6 فروردین 1394 حملات گسترده هوایی و در مراحل بعد مداخله های زمینی و دریایی صورت گرفته ، با این حال جنبش انصار الله و متحدان آن هنوز دارای برتری آشکاری بر عربستان و نیروهای یمنی متحدآن هستند. ج- مساله دیگر ضربات بزرگی است که هم رژیم صهیونیستی در جنگهای غزه از نیروهای مبارز فلسطینی متحمل شد که در نوع خود بویژه از بعد تلفات نظامیان بی سابقه بوده است. در مورد رویارویی نظامی جنبش انصار الله ومتحدان آن علیه عربستان نیز همین مساله بچشم می خورد و نیروهای انصار الله در استانهای مرزی عربستان از جمله نجران و جیزان ضربات مهمی به نیروهای سعودی از لحاظ تلفات ونابود کردن تجهیزات نظامی وارد کرده اند. د-مساله مهم دیگر منافع مشترک عربستان ، اسرائیل و آمریکا در مقابله با جنبش انصار الله و متحدان آن در یمن است.اعراب محافظه کاراز جمله عربستان سعودی و آمریکا کاملا مخالف روی کار آمدن یک دولت انقلابی دریمن هستند که مخالف دولتهای غرب گرا در منطقه و دخالت‌های خارجی در خاورمیانه باشد.این مساله که در یمن دولتی روی کار بیاید که آشکارا با سیاستهای آمریکا مخالف باشد ودر عین حال چالشی امنیتی برای عربستان سعودی ایجاد نماید ، برای واشنگتن قابل قبول نیست.در این راستا مساله منافع و امنیت اسرائیل برای آمریکا و عربستان عملا از اهمیتی زیاد برخوردار است. باید توجه داشت که باب‌المندب ابتدای دریای سرخ در سمت جنوبی آن وکانال سوئز خروجی این دریا در سمت شمالی آن محسوب می شود ،اما کمتر از ۴۰۰ کیلومتر قبل از گذرگاه سوئز خلیج عقبه قرار دارد که به جنوبی‌ترین نقطه فلسطین اشغالی منتهی می‌شود. از دیدگاه اسرائیل سیطره انصار الله بر یمن و در نتیجه بر بخش مهمی از دریای سرخ با توجه به پیوندهای ادعایی بین این جنبش و ایران ، زمینه حضور ونفوذ بیش از پیش ایران را که بزرگترین دشمن رژیم صهیونستی محسوب می شود در دریای سرخ فراهم خواهد کرد و این بمعنای بخطر افتادن امنیت اسرائیل است .طبیعتا عربستان به عنوان مهمترین رقیب منطقه ای ایران و نیز آمریکا به عنوان متحد استراتژیک اسرائیل بهیچ وجه از چنین تحولی خرسند نخواهند بود وبه همین لحاظ باید انتظار داشت که همه تلاش خود را برای جلوگیری از تحقق چنین سناریویی بکار بندند.در عین حال اسرائیل حامی تهاجم عربستان وشرکای آن به یمن است.کما اینکه موسسه صهیونیستی مطالعات امنیت ملی اسرائیل در گزارشی با موضوع عملیات عربستان سعودی در یمن، از این حملات استقبال کرده و آن را به نفع تل‌آویو دانسته است. درخصوص جنگ نرم و مقولات وابسته به آن توضیحاتی بدهید؟ جنگ نرم مترادف اصطلاحات بسیاری در علوم سیاسی و نظامی است. در علوم نظامی از واژه هایی مانند جنگ روانی یا عملیات روانی و در علوم سیاسی از واژه هایی چون براندازی نرم، تهدید نرم، انقلاب مخملین و اخیرا به واژه انقلاب رنگین برای تبیین این اصطلاح استفاده می‌شود. گاهی به جای جنگ از واژه های تهدید یا قدرت نیز استفاده می شود، ولی در نهایت هر دو به یک مفهوم ختم می شوند. نظریه جنگ نرم طی دهه های اخیر وارد ادبیات سیاسی شده است و "ژوزف نای" از اندیشمندان معاصر معتقد است، مبنای قدرت سخت یا جنگ سخت بر "اجبار" و مبنای قدرت نرم بر "اقناع" است، او برخلاف بعضی از صاحب نظران، اقتصاد و دیپلماسی را در زیرمجموعه قدرت سخت قرار داده و تنها از رسانه بعنوان قدرت نرم نام می‌ برد.مقوله جنگ نرم با قدرت نرم در ارتباط مستقیم است. قدرت نرم عبارت است از : «مجموعة سیاست ها، دیپلماسی ها و ابزار و سیاست های فرهنگی که دولت ها از طریق روابط دیپلماتیک و دیپلماسی عمومی و فرهنگی، برای اجرای سیاست های خود از آن ها استفاده می کنند». قدرت نرم، بسیار زیرکانه و مرموزانه وارد عمل می شود و یک حرکت روانی و مؤثر در عمق جامعه است و توانایی اقناع سازی دارد. به عنوان سوال پایانی، اهداف اجرایی از جنگ نرم چه بوده است؟ جنگ روانى در مفهوم جدید آن ، عملى سازمان یافته و برنامه ریزى شده و پدیده اى همیشگى و پیوسته است که اختصاص به مقطع زمانى خاصى ندارد. با توجه به این مسأله مى توان اهداف جنگ روانى را در یک تقسیم بندى به اهداف سیاسى و اهداف نظامى و در تقسیم بندى دیگر، آن را به اهداف و مقاصد استراتژیکى و مقاصد تاکتیکى تقسیم کرد. با توجه به این که ماهیت اصلى عملیات روانى به اعتراف خود آمریکایى ها عبارت است از تلاش براى تأثیرگذارى بر افکار، احساسات و تمایلات گروه هاى دوست، دشمن یا بى طرف مى توان تا حدودى به برخى از مهمترین اهداف جنگ روانى پى برد: تأثیرگذارى شدید بر افکار عمومى جامعه مورد هدف از راه طرح جنگ نرم و با ابزار خبر و اطلاع رسانى هدفمند و کنترل شده که نظام سلطه همواره از این روش براى پیشبرد اهداف خود سود جسته است و البته موفقیت هایى هم در این زمینه داشته است. ترساندن از مرگ یا فقر یا قدرت خارجى سرکوبگر و پس از آن دعوت به تسلیم از راه پخش شایعات و دامن زدن به آن براى ایجاد جو بى اعتمادى و ناامنى روانى، اختلاف افکنى در صفوف مردم و برانگیختن اختلاف میان مقام هاى نظامى و سیاسى کشور مورد نظر در راستاى تجزیه سیاسى کشور، اشاعه بذر یأس و نومیدى درمیان مردم و بویژه نسل جوان به منظور بى تفاوت کردن آنها نسبت به کشور خود و تحولات احتمالى آتى، کاهش روحیه و کارآیى رزمى ( در زمان جنگ نظامى)، ایجاد اختلال در سامانه هاى کنترلى و ارتباطى کشور هدف، تبلیغات سیاه (با هدف براندازى و آشوب) به وسیله شایعه پراکنى، پخش تصاویر مستهجن ، جوسازى از راه پخش شب نامه ها ،تقویت نارضایتى هاى ملت به دلیل مسائل مذهبى، قومى، سیاسى و اجتماعى نسبت به دولت خود به طورى که در مواقع حساس این نارضایتى ها زمینه تجزیه کشور را فراهم کند، تلاش براى بحرانى و حاد نشان دادن اوضاع کشور از راه ارائه اخبار نادرست و نیز تحلیل هاى نادرست و اغراق آمیز . 

برچسب‌ها