پدر شهید غواص در مشهد: حسینعلی میدانم که اینجایی، ما را از چشم انتظاری نجات بده
پدر شهید غواص حسینعلی بالویی گفت: ناخودآگاه به سمت یکی از تابوتهایی که در معراج الشهدا تهران قرار گرفته بود رفتم و بر روی آن نوشتم "حسینعلی میدانم که تو اینجایی بیا و ما را از چشم انتظاری نجات بده".
اصغر بالویی در گفتوگوی اختصاصی با خبرنگار خبرگزاری حیات در مشهد، تصریح کرد: در 4 دی ماه سال 1365 به ما خبر دادند که حسینعلی شهید و مفقودالاثر شده است و 29 سال بود که چشم انتظار فرزندم بودم. وی افزود: 65 سال است که از خدا عمر گرفتهام و 29 سال است که تقریبا هر ماه خواب حسینم را میبینم، میدانستم که او روزی برمیگردد، انگار که زنده است و حال مرا میفهمد. وی با بیان خاطرهای از نحوه شناسایی فرزندش نیز خاطرنشان کرد: روز 18 ماه رمضان بود که از مسجد بازمیگشتم، ناگهان احساس کردم حالم دگرگون شده است و در همان لحظه به سرعت به سمت معراج الشهدا در تهران حرکت کردم و لحظات قبل از افطار بود که آنجا رسیدم، زمانی که به آنجا رسیدم 5 پیکر پاک شهیدان مفقودالاثر در برابرم قرار داشت که برای راز و نیاز و زیارت با این عزیزان به سمت آنها رفتم. این پدر شهید از حال غریب خود از نحوه شناسایی فرزندش توسط خود گفت و تصریح کرد: به سمت یکی از تابوت ها حرکت کردم و کنار آن نشستم روی یکی از آنها نوشتم "حسینعلی میدانم تو اینجایی بیا و ما را از چشم انتظاری نجات بده" وقتی این جمله را نوشتم امضا کردم و سرم را بر روی تابوت گذاشتم و به شدت گریه کردم در همان زمان بود که از شدت پریشان حالی به خواب رفتم و حسینم به خوابم آمد گفت "بابا جان گریه نکن من با شما هستم"، وقتی بیدار شدم دو رکعت نماز شکر خواندم و گفتم خدایا این فرزند شهیدم را از من قبول کن. وی گفت: بیست و هفتم ماه رمضان فرارسید و به ما خبر دادند که حسینعلی پیدا شده است، تمام اعضای خانواده سر از پا نمیشناختند وقتی خود را به تهران رساندیم، زمانی که تابوت حسینعلی را آوردند دیدم تابوت همان است که من بر روی آن نوشتم هرکس که در آنجا بود با دیدن این جمله از شدت تأثر سر از پا نمیشناخت. بالویی افزود: وقتی روی فرزندم را دیدم سر اورا در آغوش گرفتم و دیدم با من در حال صحبت کردن است سرش را بوسیدم، دست راستش هنوز در لباس غواصی اش بود و هنوز سیم خارداری که به دو دستش پیچیده شده بود نیز خودنمایی میکرد و مرا عذاب میداد ولی با همین حال نگذاشتم که مادرش دستان او را ببیند. وی گفت: تنها وسایلی که از او برای ما به جا مانده است زیر پیراهن و تسبیح او را بود که انها را به من دادند. پدر شهید بالویی ضمن تشکر از مردم شهید پرور ایران اسلامی به ویژه مردم استان مازندران برای استقبال بی نظیر از این شهدا خاطر نشان کرد: بعد از 29 سال حسینعلی آمد و با آمدنش غوغا کرد ایران و استان مازندران را تکان داد و باید در همین لحظه از فرماندهی سپاه بهشهر تشکر کنم که اینگونه برای بازگرداندن پسرم همکاری کردند. بالویی گفت: نخستین بار که حسینعلی قصد کرد به جبهه برود به مشهد آمد و وقتی هم پیکرش را به وطن بازگرداندند نیز او به مشهد آمد تا در کنار امام مهربانی ها حضور داشته باشد تا شاید در کنار این امام معصوم آرام گیرد. وی با بیان اینکه حسینعلی نخستینبار کلاس پنجم ابتدایی بود که به جبهه رفت، افزود: خیلی اصرار کرد که «پدر! رضایت بده من هم به جبهه بروم چون رهبرم پیغام میدهد و خوب نیست در خانه بمانم، باید بروم و برای ناموس و وطنم بجنگم». این پدر شهید غواص و خط شکن با اشاره به اخلاق و کردار این شهید والا مقام، خاطر نشان کرد: از اخلاق و کردار شهید نمیدانم چه بگویم و هرچه بگویم کم است، اهل مسجد و نماز جمعه بود، یک پایش مدرسه و یک پایش در مسجد بود، او هم دخترمان بود هم پسرمان چراکه در دورانی که مادرش کارمند بود در تمام مدت نبود مادرش کارهای خانه را انجام می داد و روز جمعه نیز سر کار بنایی می رفت تا پول تو جیبی داشته باشد و به ما نیز کمک کند. بالویی با بیان خاطره ای از این شهید در سفر خود به مشهد مقدس، تصریح کرد: روزی به مشهد آمدیم و به پسرم گفتم بیا برویم عکس با حرم بگیریم من گفتم پسرم بیا تا تو را در آغوش بگیرم تا عکسمان در کنار بارگاه منور امام رضا(ع) زیباتر باشد ولی او بعد از مکثی کوتاهی گفت "نه پدرم تو روبروی من بایست تامن با تو دست دهم و تو دست مرا بگیر چراکه به حرم بی احترامی میشود". وی افزود: او در همان لحظه به من درسی بزرگ داد که حالم را دگرگون کرد و او را بوسیدم گفتم تو با 14 سال سن خود درسی بزرگ از دلدادگی به اهل بیت به من دادی. بالویی با اشاره به نحوه شهادت فرزند خود به دست دشمن بیان کرد: آنها بچه های مارا زنده به گور کردند چراکه از این دلدادگان به شهادت هراس داشتند، به طور قطع آنها این کار را انجام دادند که به سران ایران بگویند ما می توانیم به شما ضربه بزنیم. وی افزود: من بعد از این مدت طولانی خبر دارم که فرزندم تا آخرین لحظه تیر در سلاح نداشته است و لجن هایی را که در رودخانه و اطرافش بوده است را گلوله میکرد و به سمت دشمن پرتاب میکرد، درست در همان زمان بود که دشمن وقتی به او رسید تیر خلاصی را در پهلوی او شلیک کرد و فرزندم را شهید کردند. پدر شهید غواص خط شکن بهشهری از پیام فرزند شهیدش گفت و تصریح کرد: او می گفت هرچه امام خمینی(ره) بگوید باید ما انجام بدهیم، آن زمان که امام خمینی(ره) فرمان جهاد را صادر کردند حسینم با شنیدن این ندا از رادیو سر از پا نمی شناخت و هیچ چیز را جز رفتن به جبهه نمیشناخت و همین رفتن بود که بعد از 29 سال پیکر پاکش را برای ما آوردند و ما نیز دیگر او را ندیدیم. وی در ارتباط با نقش خانوادههای ایثارگر در ترویج فرهنگ ایثار و شهادت نیز خاطر نشان کرد: خانواده های ایثارگر علاقه دارند که مسئولین و مردم راه آنها را ادامه بدهند، به طور قطع باید با خواندن و نوشتن وصیت نامه شهدا و زندگی نامه آنها راهشان را یاد بگیریم و سرلوحه کار خود قرار دهیم. بالویی ضمن اینکه از جوانان امروز کشورمان خواست تا راه شهدا را ادامه دهند، افزود: حسینعلی به ما وصیت کرد که نماز جمعه را ترک نکنید، با مردم باشید، با افراد بد راه نروید و با آدمهای خوب باشید و تاکید داشت که وحدت را حفظ کنید. پدر شهید حسینعلی بالویی با اشاره به هجمه های دشمنان غربی که امروز بر علیه جوانان ما وجود دارد، تاکیدکرد: جوانان ما تنها باید مراقب افکار شوم دشمن باشند و هیچ گاه فریب این فرهنگ غریب غربی را نخورند لازم به ذکر است که شهید حسینعلی بالویی نخستین فرزند از سه فرزند خانواده بالویی است که متولد ۱۳۴۹ شهرستان بهشهر در استان مازندران است. او در ۱۳سالگی با علاقهمندی فراوان بهعنوان یک بسیجی داوطلب در میادین جنگ حضور پیدا میکند. در عملیات والفجر۸ و فتح فاو از ناحیه پا مجروح میشود و بعد از گذشت سه سال و حضور مداوم در جبهههای هشت سال دفاع مقدس سرانجام در دی ماه سال ۶۵ و در عملیات کربلای۴ به شهادت میرسد. خانواده شهید «حسینعلی بالویی»، شهید غواص ۱۶ساله عملیات کربلای۴ که در جزیره امالرصاص به شهادت رسیده است، بعد از گذشت ۲۹ سال از شهادت فرزندشان با او در روز چهارشنبه ۷ مرداد ماه ۹۴ در معراج شهدای مرکز واقع در تهران دیدار کردند.