سرلشکر مسعود نیاکی: باید مانند سرباز در خط، که فرزند من است زندگی کنم
فرمانده لشکر 92 زرهی خوزستان: این سربازانی که در مصاف با دشمنان هستند همگی فرزندان من می باشند و من وظیفه دارم که در کنار آن ها باشم و همراه آن ها بجنگم تا دشمن را ناکام کنم و پیروزی را برای مردم فداکار خود به ارمغان بیاورم. آن فرزندم کسانی را دارد که در کنارش باشند. ولی من نمی توانم در این بحبوحه جنگ فرزندان سرباز خود را تنها بگذارم.
به گزارش خبرگزاری حیات، شهید امیر سرلشکر مسعود منفرد نیاکی در سال 1308 در شهرستان آمل چشم به جهان گشود. او پس از اخذ دیپلم طبیعی با علاقه وافر به خدمت سربازی وارد دانشکده افسری شد و پس از طی دوره 3 ساله دانشکده به درجه ستوان دومی نایل گردید و با انتخاب رسته زرهی به ادامه خدمت مشغول گردید. او در طول خدمت با نظمی مثال زدنی و جدیت و صداقت در سمت های مختلف فرماندهی در یگان های رزمی به انجام وظیفه پرداخت و مدارج تحصیلی را از دوره مقدماتی و عالی زرهی تا دوره فرماندهی و ستاد و دانشکده پدافند ملی را با موفقیت پشت سرگذاشت.با پیروزی انقلاب اسلامی، این فرمانده دلاور ارتش به فرماندهی لشکر 92 زرهی خوزستان منصوب شد.حضور مداوم در خط مقدم جبهه و مسوولیت شناسی عمیق، از ویژگی های بارز شهید نیاکی بود. چنان که در مصیبت جانکاه مرگ دختر جوان و عزیزش در پاسخ به اصرار خانواده برای ترک منطقه جنگی و حضور در مراسم تشییع و تدفین می گوید: "این سربازانی که در مصاف با دشمنان هستند همگی فرزندان من می باشند و من وظیفه دارم که در کنار آن ها باشم و همراه آن ها بجنگم تا دشمن را ناکام کنم و پیروزی را برای مردم فداکار خود به ارمغان بیاورم. آن فرزندم کسانی را دارد که در کنارش باشند. ولی من نمی توانم در این بحبوحه جنگ فرزندان سرباز خود را تنها بگذارم. "نیاکی در منطقه عملیاتی خوزستان شاید مسن ترین و با تجربه ترین فرماندهی بود که در یگان های عملیاتی حضور داشت و به همین دلیل از ایشان در تماس های بی سیمی باعنوان پدر بزرگ یاد می شد.از ... به پدر بزرگ و پاسخ ایشان این بود، ... از پدر بزرگ به ... به گوشم.سرلشکر نیاکی در سمت فرماندهی لشکر 92 زرهی خوزستان و فرمانده قرارگاه فتح بارها به قلب دشمن تاخته و شکست های سنگین بر ارتش تا دندان مسلح دشمن وارد آورده بود. نیاکی در مهرماه 1360 به خاطر لیاقت و شجاعت وافر خود طی حکمی از سوی امیر سپهبد صیاد شیرازی فرمانده وقت نیروی زمینی ارتش به عنوان جانشین فرماندهی نیروی زمینی در جنوب منصوب شد و در طراحی و هدایت چند عملیات بزرگ رزمی در منطقه جنوب نقش موثری ایفا نمود.سخت ترین و پرحادثه ترین نبردی که ایشان فرماندهی آن را به عهده داشتند، جنگ در تنگه چزابه بود. جنگی طاقت فرسا و طولانی و تن به تن که تجسم دلاوری ها و فرماندهی قاطع و مهربان ایشان در آن شرایط سخت، دل رشیدترین فرماندهان را به لرزه درآورده و چشمانشان از اشک شوق و تحسین پر می شد. سرهنگ زرهی ناصر مصلحی، رییس رکن 3 لشکر 92 زرهی و مسئول عملیات قرارگاه فتح در مورد سرلشکر نیاکی می گوید:نیاکی می گفتند: "من باید در شرایط یک سرباز در خط بخوابم، و غذا بخورم و... " روزی یک رمز مهم ابلاغ شد. ساعت 3 بعد از ظهر تیر ماه بود و گرمای طاقت فرسا همه جا را فرا گرفته بود و اگر به طبیعت نگاه می کردی، امواج متحرک حرارت را که از سطح زمین و شن تفتیده به هوا بر می خاست، می دیدی در چنین شرایطی بود که نامه رمز را برداشتم و با سرعت به سمت کانکس فرماندهی که دارای تمام امکانات رفاهی از جمله کولر، یخچال و ... بود، حرکت کردم و در این فکر بودم که من هم چند دقیقه ای از هوای خنک داخل کانکس استفاده کنم. در زدم اما کسی در داخل کانکس فرماندهی جوابم را نداد و فکر کردم ایشان در خواب هستند، ولی چون نامه رمز، بسیار مهم بود، دوباره و محکم تر در زدم. ناگهان صدایی را شنیدم که با کمال هوشیاری و صلابت گفت: "سرکار سرهنگ مصلحی، کار مهمی است؟" به دنبال صدا گشتم، متوجه شدم که فرمانده لشکر، امیر نیاکی زیر اندازی روی شن های داغ انداخته اند و در زیر سایه ی کانکس و در هوای طاقت فرسا نشسته اند و همان عینک همیشگی با قاب سیاه رنگ و رو رفته که دسته آن نیز در عملیات قبلی شکسته شده بود بر چشمان شان بود.گفتم: شما چرا این جا نشسته اید و داخل کانکس استراحت نمی کنید؟گفتند: "من مشغول نوشتن وقایع امروز هستم، هرگز برای استراحت داخل این کانکس نرفته و نخواهم رفت و باید مانند سرباز در خط که فرزند من است زندگی کنم." سرلشکر منفرد نیاکی در تاریخ 6/5/1364 به عنوان ناظر آموزش در رزمایش لشکر 58 تکاور ذوالفقار که در شرایط واقعی جنگ اجرا گردید، شرکت نمود و کشته شد.