شهیدان رجایی و باهنر در آیینه خاطرات
، هشتم شهریور ماه هرسال یادآور حادثه ای تلخ در حافظه تاریخی ملت ایران است، این روز در تقویم کشور مصادف است با سالروز شهادت رجایی و باهنر است.
به گزارش خبرگزاری حیات، هشتم شهریور ماه هرسال یادآور حادثه ای تلخ در حافظه تاریخی ملت ایران است، این روز در تقویم کشور مصادف است با سالروز شهادت رجایی و باهنر، به همین منظور مروری داریم بر خاطراتی از این بزرگواران: شهید رجایی: آمده ایم تا مشکلات مردم را حل کنیم یک بار شهید رجایی، یکی از دوستانش را از کار برکنار کرد. وقتی از او پرسیدند: چرا چنین کردی؟ گفت: این آقا هنوز جا خوش نکرده است، می گوید: خانه سی صد متری ام برای خانواده و محافظین کوچک است؛ یکی از خانه های مصادره شده طاغوتیان را به من واگذارید یا بفروشید. به او گفتم: آقا جان! ما انقلاب نکردیم که خانه های مردم را مصادره و خودمان در آ نها سکونت کنیم. ما آمده ایم مشکلات مردم را حل کنیم. اگر قرار باشد مثل آ نها (طاغوتی ها) زندگی کنیم، مشکلات مردم را فراموش خواهیم کرد. قیمت مناسب است. یکی از جمعه های آخر مهرماه سال 1359 بود. وقت نماز جمعه فرا رسید و آقای رجایی با لحنی ملاطفت آمیز پرسید: به نماز جمعه نمی آیید؟ همه سوار یک اتومبیل قدیمی شدیم. راننده به انتهای خیابان اکباتان که رسید، در میدان بهارستان خواست از مسیر خیابان جمهوری اسلامی به دانشگاه برود. اما آقای رجایی گفت: لطفا از طرف سرچشمه بروید. پس از آن که نزدیک کوچه زغالی ها رسیدیم، تذکر داد: اتومبیل را کمی آهسته تر براند. او با کنجکاوی به اطراف توجه داشت. صاحبان چرخ دستی ها مشغول فروش میوه های فصل بودند. بعضی مغازه ها نیز باز بودند. پس از عبور از سرچشمه، گفت: خدا را شکر، قیمت میو ه ها با وجود جنگ، مناسب است. دروغ انتخاباتی نداریم در زیر عکس معروفی که یک پیرمرد چانه ایشان را گرفته است، ما از قول آن پیرمرد نوشته بودیم " من از تو حمایت می کنم، ولی از تو می خواهم که بروی و اسلام را پیاده کنی " این تنها پوستر انتخاب ریاست جمهوری او بود. طرح و متن این پوستر از من بود، من دیدم، اگر این متن را از زبان آن پیرمرد بیاورم، خیلی گیرایی دارد، ولی ایشان با متن مخالفت کرد و گفت: این دروغ است چون این پیرمرد در این دیدار چیز دیگری به من گفت و مطلبش این نبود هر چه ما با اصرار زیاد به او گفتیم این، یک کار تبلیغی است ایشان گفت " نه چاپ این عکس، به تنهایی و بدون متن کافی است " .خلاف عرف دیپلماسی وقتی آقای رجایی به ریاست جمهوری تعیین شد، « فرانسوا میتران »، رئیس جمهوری فرانسه، مثل خیلی از رؤسای جمهوری، به او تبریک گفت. آقای رجایی در پاسخ وی نوشت " این عرف دیپلماسی که شما به آن معتقدید، من به آن معتقد نیستم. شما از یک طرف به عراق میراژ ]هواپیمای جنگی[ می دهید و از طرف دیگر به من، به عنوان ریاست جمهوری کشور اسلامی ایران که کشورش مورد تهاجم عراق واقع شده، تبریک می گویید. از این دوکار شما، یکی درست است و دیگری نادرست. " عده ای اعتراض کردند و گفتند " این نحو پاسخ، دیپلماسی نبود! ولی آقای رجایی گفت " ما رئیس جمهور و نخست وزیر نشده ایم که به سیاستمداران باج بدهیم و از آ نها باج بگیریم ".
شهید باهنر: ورود به آموزش و پرورش در مورد زندگی فرهنگی پدرم، موردی که قابل ذکر است و خودم هم تا حدودی درجریان آن بودم، مسئله تألیف کتب دینی برای مقاطع ابتدایی تا انتهای دوره ی تربیت معلم و حتی کتب مربوط به دانشگاه است. که آن کار عظیم، یکی از مهمترین عوامل بیدارکننده نسل جوان و آماده سازیشان برای حضور در صحنه های پرشکوه انقلاب اسلامی بود. پدرم به همراه شهید مظلوم بهشتی و بعضی دیگر از همکارانشان وارد آموزش و پرورش شدند. به این نیت که یک کار زیربنایی انجام دهند و یک تحول اساسی در فرهنگ جامعه ایران به وجود بیاورند. رژیم سابق ابتدا متوجه این نیت نبود و لذا به ایشان و همکارانشان اجازه داد که برای کلیه مقاطع تحصیلی ، کتاب هایی را تألیف کنند که به قول پدرم، آن کار به مدت 13 سال طول کشید. تألیف کتب درسی من خاطرم هست که ایشان مرتب در حال گفتگو، بحث، مطالعه و تحقیق بودند، جلسات مختلفی داشتند، من گهگاهی همراهشان به اداره تحقیقات می رفتم و می دیدم که ایشان برای اینکه کتب مورد نظر در بهترین کیفیت باشند چه بحث های طولانی با صاحبنظران فن داشتند. اگر کسی یک مرور کلی به فهرست کتب منتشره در آن زمان داشته باشد یا خودش در آن روزگار کتاب ها را مطالعه کرده باشد به خوبی به ارزش کار آن شهید پی خواهد برد. به جرأت می توان گفت آن کتاب ها نقش تعیین کننده ای در آشنایی نسل جوان با معارف اسلام ناب محمدی (ص) داشته اند چرا که قبل از آن، کتب دینی به گونه ای بود که نه تنها معارف اصیل اسلام را مطرح نمی کرد بلکه در صدد تحریف آنها هم بود. این فعالیت از حدود سال های 1344 ، 1345 تا سال 1356 به طور مستمر ادامه داشت و تا سال 1360 هم آن کتاب ها در مدارس و دانشگاه ها تدریس می شد. دفتر نشر فرهنگ اسلامی کار مهم دیگری که ایشان انجام دادند تأسیس یک انتشارات بزرگ جهت چاپ کتاب های دینی بود به نام دفتر نشر فرهنگ اسلامی که هم اکنون این مؤسسه به صورت گسترده و فعال مشغول فعالیت است و کتاب های اسلامی و تربیتی مختلفی را به چاپ می رساند. ارتباط با دانشجویان پدرم در مقاطع گوناگون آموزشی، تدریس می کردند. حتی در دانشگاه ها خاطرم هست که جلسات متعددی با دانشجویان داشتند و هرگاه از دانشگاه های مختلف کشور از ایشان برای سخنرانی دعوت می کردند با روی باز می پذیرفتند. بیشترین کسانی که دور ایشان جمع می شدند و مراوده داشتند دانشجویان و نسل جوان بودند و حتی مسائل شخصی شان را نیز با پدرم مطرح می کردند. خاطرم هست مقام معظم رهبری حضرت آیت ا... خامنه ای )مدظله العالی( در مورد پدرم فرمودند: شهید باهنر از جمله افرادی است که شخصیت ایشان ناشناخته باقی مانده است.