والیه معظمی: محمود آرزو داشت به جبهه برود
محمود همیشه به ما می گفت رفتن به جبهه و مبارزه با دشمنان یک تکلیف و وظیفه الهی است و همیشه دوست داشت به جبهه برود و بارها می گفت اگر ما بچه های ایران به جبهه نرویم،پس چه کسی می خواهد با دشمن بجنگند و از وطن اسلامی دفاع کند.
شاید تاریخ طنین آخرین جملات او را هرگز از یاد نمیبرد، آن هنگام که در بحبوحه آتشباران کنسولگری ایران در مزار شریف، برای انتشار خبر سقوط شهر در واژههای کلامش در حیرت مانده که میگوید: «هفدهم مردادماه سال77؛ اینجا محل کنسولگری ایران در مزار شریف است، من محمود صارمی خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران هستم، گروه طالبان چند ساعت پیش وارد مزار شریف شدند. خبر فوری: مزار شریف به دست طالبان سقوط کرد، عدهای از افراد طالبان در محوطه کنسولگری دیده میشوند، به من بگویید که چه وظیفهای...» ناگهان ارتباط تلفنی قطع میشود. آخرین پیام و مکالمه شهید محمود صارمی با خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران (ایرنا) نشان از همت و تعهد والای این شهید گرانقدر در انتشار اخبار و اکمال وظیفه خود دارد. والیه معظمی، مادر شهید محمود صارمی در گفتگوی اختصاصی با خبرگزاری حیات گفت: محمود بارها از ما درخواست می کرد که می خواهم بروم جبهه. او آرزو دوست داشت برای حفظ امنیت کشور به جبهه برود. محمود فقط برای رضای خدا قصد رفتن به جبهه داشت و هیچ وقت اهل تکبر و غرور نبود.او همواره می گفت می خواهم برای حفظ امنیت کشور و انقلاب، با دشمنان بجنگم. وی گفت: محمود همیشه به ما می گفت رفتن به جبهه و مبارزه با دشمنان یک تکلیف و وظیفه الهی است و همیشه دوست داشت به جبهه برود و بارها می گفت اگر ما بچه های ایران به جبهه نرویم،پس چه کسی می خواهد با دشمن بجنگند و از وطن اسلامی دفاع کند. محمود فرزند پنجم من بود مادر شهید صارمی گفت: محمود بچه پنجم خانواده از 9 فرزندم بود.که قلبی صاف ومهربان داشت وهمواره رابطه خوبی وعاطفی با خانواده داشت.محمود در میان همه فرزندان خاص بود واخلاق و کردارش زبانزد همه بود. محمود هیچ وقت باپدر ومادرش بی احترامی نمی کرد وهمیشه با ما خوش رفتار بود. معظمی گفت: محمود از دوران کودکی بسیار ساده و مظلوم بود هرگز به دنبال تجملات و مطرح کردن خود در میان دیگران نبود هنگامیکه در دانشگاه تهران پذیرفته شد کمتر کسی از فامیل و اقوام متوجه شدند که دانشگاه قبولشده است. وی گفت: محمود پس از پایان تحصیلات دانشگاهی و اخذ مدرک کارشناسی ارشد و اشتغال به کار در خبرگزاری جمهوری اسلامی نیز به دلیل اینکه اهل بزرگنمایی، خودنمایی و مطرح کردن خود نبود کسی از کار او چیزی نمی دانست. محمود پشتکار خوبی در فراگیری درس داشت مادر شهید صارمی گفت: محمود در درس و تحصیل نیز زبانزد بود و پشتکار خوبی داشت. محمود حتی در بحبوحه بمباران هوایی شهرستان بروجرد توسط رژیم بعث عراق در دهه 60، خود را برای کنکور سراسری آماده میکرد و در آن روزها همه بچهها به بهانه جنگ، درس و تحصیل را رها کرده بودند اما محمود به صورت مرتب و با برنامهریزی درس میخواند او حاضر نبود حتی در آن شرایط سخت هم وقت خود را بیهوده تلف کند. معظمی در بیان خاطره ای از شهید صارمی گفت: محمود در وداع آخر ظاهرا می دانست که برگشتی در کار نیست و من را در آغوش کشید و گفت مادر حلالم کن، اما محمود جز خوبی و محبت کاری نکرده بود که نیاز به حلالیت داشته باشد او همیشه با من و پدرش خوش رفتار بود و هیچ بی احترامی به ما نکرده بود.