اولین گزارشگر شهید صدا و سیما به خود بیاییم و درس زندگی را از علی(ع) و درس شهادت را از حسین(ع) بیاموزیم
ما پیروان نسل زینبیم(ع) غیرت زینب در رگ های ماست و قدرت حسینی در دست هایمان؛ قلبمان از علی(ع) است، خلقمان از محمد(ص) و زبان ما از فاطمه(س) . این قلم ها امانتند و روزی بابت این امانت از ما سوال خواهند کرد.
به گزارش خبرگزاری حیات، هیچ گزارشی از شهید رهبر بدون ذکر آیه ای از قرآن به گوش نمی رسید. بچه فقیر کوچه های آبادان در دشوارترین شرایط جنگ ، در ابری ترین هوای تجاوز و در سلطه لحظات قساوت ، که ترک شهر توصیه عین شریعت بود ، رادیو آبادان را از نفس سینه بهاری اش گرمی می داد. اینجا آبادان است! و برای اینکه تجاوز پیشگان نیز متوجه شده و حال برنامه های او را بفهمند به زبان عربی می گفت: «هنا آبادان!».به مناسبت روز خبرنگار، نگاهی اجمالی خواهیم داشت به زندگی و شهادت شهید غلامرضا رهبر، وی در سال 1336 در خانواده ای مذهبی در آبادان دیده به جهان گشود. تحصیلات خود را در تهران به پایان رساند و با شروع نهضت امام خمینی و دفاع از انقلاب و امام (ره) مجاهدتهای فراوانی از خود به جای گذاشت و پس از پیروزی انقلاب به همکاری با نهادهای انقلاب پرداخت و جهت ادامه فعالیت به صداوسیما درآمد و در دوران جنگ تحمیلی به ثبت جانبازی های امت فداکار پرداخت. غلامرضا رهبر اولین گزارشگر شهید صدا و سیما است که در در سال 1365 در عملیات شلمچه به شهادت رسید و در کنار شهیدان غرقه به خون ایران اسلامی به خاک خفت. همرزمان شهید رهبر ایشان را فقط به همگامی بارز با رزمندگان نمی شناسند، وی همچون تفکر آسمانی اش پیشگام و جلودار سایرین بود و اغراق و صحنه آرایی یا نادرستی و اغواگری که لباس روز عده ای از اهالی جامعه خبری امروز است، دستمایه کار او نبود و آنچه در کارگاه خیال وی می گذشت، جدا از ذوق و هوش و خلاقیت، پایبندی به اصول و پا فشاری بر دیانتی بود که دفاع اسلامی در راستای آن شکل گرفت. شروع به فعالیت در سایه پدر از همان کودکی علاقه خاصی نسبت به گویندگی داشت . در همان کودکی برای اولین بار «برنامه کودک» رادیو نفت آبادان را اجرا کرد. در آن موقع پدرش به عنوان خبرنگار سیار «اطلاعات » در استان خوزستان بود و چندین سال گویندگی برنامه های رادیو و تلویزیون آبادان را برعهده داشت ، اما «غلامرضا» جدا از این موقعیت خود استعداد خاصی در زمینه گویندگی و خبر داشت به طوری که در مسابقات گویندگی آموزشگاه های خوزستان در سال پنجم دبیرستان مقام اول را برای دومین سال به دست آورد و به عنوان گوینده برتر استان شناخته شد. بعد از پایان تحصیلات به خدمت سربازی اعزام شد و در دوران سربازی ضمن مطالعات متعدد اقدام به نشر افکار خود در پادگان کرد و به همین علت چندین بار توبیخ شد. همرا ه با موج انقلاب در جریان پیروزی انقلاب به همراه عده ای از دوستان بنا به دستور امام (ره) پادگان را ترک کرد و به مردم پیوست .شهید رهبر پس از پیروزی انقلاب چندین بار به دیدار حضرت امام (ره) رفته و با ایشان ملاقات داشته است وی از سال 1358 فعالیت خود را در صدا و سیمای مرکز آبادان رادیو نفت آغاز کرد و در سمت «مدیر خبر» رادیو آبادان آغاز به کار کرد. خون نگاران جنگبا آغاز جنگ تحمیلی وی به عنوان نماینده صداوسیما در قرارگاه خاتم الانبیأ (ص) در مناطق عملیاتی جنوب و غرب کشور شروع به انعکاس پیروزهای رزمندگان اسلام نمود.ابداع شهید رهبر در ارائه سبک تازه برای روایت دفـــاع مقـدس منجر به رشد و بلوغ تفکری به نام «خون نگاران جنگ» شد . ا و صنعت دست ساز بشر را تا مرز بهشت پایداری ملتی بزرگ و فداکار پیش برد و هنگامی که جان بر سر آرمان و افکار خود نهاد صدها قطعه عکس و دهها حلقه فیلم به عنوان ثمرۀ دفاع مقدس بر جای گذاشت. نماینده صداوسیما در قرارگاه خاتم الانبیأ (ص) در مناطق عملیاتی جنوب و غرب کشور شروع به انعکاس پیروزهای رزمندگان اسلام نمود. از خصوصیات بارز در منش و اخلاق وی می بایست اشاره کرد که او اهل خدا بود و همیشه می گفت فقط خدا را عبادت کنید و فقط او را بپرستید، مبادا نمازتان ترک شود؛همچنین مهربان بود و با دلسوزی رفتار می کرد و علاقه عجیبی به مستضعفین و محرومان داشت ؛ از نوشته ای که در باره این شهید بجا مانده بر می آید که عقیده اش بوده است که تا زمانی که به حج نرود ازدواج نمی کند. سال 60 زمانی که از مکه با موهای تراشیده برگشت خودش به خواستـگاری رفت و از خانواده ای مذهبی و متدیـن همسـر خود را انتخاب کرد؛ « فاطمه » فرزند یادگار آن دوران است. با توجه به زمینه و شغل شهید رهبر در بیشتر عملیات ها شرکت داشت تا آن طور که شایسته است خبرهای پیروزی لشکریان اسلام را به اطلاع امت مسلمان ایران برساند. او از نادر افرادی بود که از شروع جنگ تحمیلی در جبهه ها به طور فعال حضور گسترده ای داشت.
شهید غلامرضا رهبر در21 دیماه سال 65، در منطقه شلمچه در عملیات کربلای پنج کنار دریاچه ماهی مورد اصابت ترکش قرار گرفت و به شهادت رسید ؛و هنوز بعد از گذشت سالیان دراز خانواده و مادرش منتظر بازگشت پیکر این شهید هستند و از طرف رهبر انقلاب چند بار مورد تفقد قرار گرفته اند.
دست نوشته ما پیروان نسل زینبیم(ع) غیرت زینب در رگ های ماست و قدرت حسینی در دست هایمان؛ قلبمان از علی(ع) است، خلقمان از محمد(ص) و زبان ما از فاطمه(س) . این قلم ها امانتند و روزی بابت این امانت از ما سوال خواهند کرد.فرازی از وصیت نامه شهیددنیای آبادان با دنیای خارج از آن تفاوت دارد . آبادان برای ما دنیای معنویات و الهیات و این جنگ برای ما کلاس درس است. این راه الهی است که خود انتخاب کرده ام و از خدا می خواهم که اگر کشته شدم و یا زخمی گشتم فقط به خاطر او و در راه او بوده باشد. خدا را فراموش نکنید ، نماز ، عبادت ، تقوا را پیشه راه خود کنید . کمی به درون خود بنگریم و از زندگی پست مادی و لجن زار و غرب گرایی بیرون آییم و ببینیم آنچه را که اسلام حکم کرده چقدر به نفع ماست و بنگریم که ما چقدر در اشتباهیم و متوجه نیستیم . وصیت نامه های شهیدان را بخوانیم و به خود بیائیم و درس زندگی را از علی(ع) و درس شهادت را از حسین(ع) بیاموزیم.