در گفت و گو با حیات عنوان شد: روایت زندگی شهید بسطامی از تولد تا شهادت
عضو هیئت امنا مجمع پیشکسوتان جهاد و شهادت جبهه سوسنگرد و از دوستان و همرزمان شهید بسطامی، در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری حیات، روایت زندگی شهید بسطامی را از تولد تا شهادت نقل کرد.
محمد تقی امیدوار مهاجر، عضو هیئت امنا مجمع پیشکسوتان جهاد و شهادت جبهه سوسنگرد و از دوستان و همرزمان شهید بسطامی، در حاشیه همایش بزرگداشت سردار شهید غلامحسین بسطامی، در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری حیات، روایتی از زندگی شهید بسطامی را از تولد تا شهادت نقل کرد.
شهید بسطامی در سال 1338 در شهرستان دامغان به دنیا آمد.از دانش آموزان نخبه و ممتاز شهرستان بود. در کنکور شرکت کرد و در دانشگاه پلی تکنیک با رتبه ممتاز پذیرفته شد. دوران جوانی این شهید، مصادف با اوج گیری مبارزات انقلاب بود. ایشان فعالانه در تظاهرات، اعتصابات و اعتراضات علیه رژیم ستمشاهی هم در تهران و هم در شاهرود حضور داشت.
در سال 58 با شروع غائله پاوه، وی به یاری مردم آن منطقه رفت. در عملیات های آزاد سازی و پاک سازی مناطق کرد نشین، علی الخصوص پاوه شرکت موثر و فعال داشت.
با شروع جنگ تحمیلی از طرف سپاه به جبهه جنوب اعزام شد و در منطقه سوسنگرد، با توجه به شایستگی هایی که از قبل ثابت کرده بود، به مسولیت تدارکات سپاه سوسنگرد منصوب گردید. در واقع مسولیت جبهه های سوسنگرد با ایشان بود.
ایشان از دانشجویان پیرو خط امام (ره) بود و با شهید رجب بیکی، شهید وزوایی و شهید علم الهدی مشارکتی فعالانه در تسخیر لانه جاسوسی آمریکا داشت.
در واحد عملیات دانشجویانی که لانه جاسوسی را تسخیر کرده بودند، شهید بسطامی مسولیت نگهداری تعدادی از گروگان ها را داشت. بعد از آن تصمیم گرفته شد تا تعدادی از گروگان ها در شهرهای دیگر نگهداری شوند. شهید بسطامی نیز مسولیت نگهداری از گروگان ها در شهر محلات را به عهده داشت.
در شهر سوسنگرد، ایشان به عنوان مسولیت عملیات،در چندین عملیات حضور داشت. مانند عملیات حضرت مهدی(عج) در اسفند 59، عملیات امام علی (ع) و شهید مدنی که هر دو در اردیبهشت 60 بودند و در نهایت، عملیات طریق القدس که در آذر ماه 60، در سوسنگرد انجام شد و امام راحل این عملیات را فتح الفتوح نامیدند.
قبل از عملیات طریق القدس شهید بسطامی با توجه به سوابق و تجارب و همچنین مدیریت عالی که داشت به فرماندهی سپاه سوسنگرد منصوب شد. بین عملیات طریق القدس و بیت المقدس، یعنی حدود یک سال، ایشان همچنان فرمانده سپاه سوسنگرد بود.
اما در تابستان 61 و با آغاز عملیات رمضان،این شهید بزرگوار برای شرکت در آن عملیات، از فرماندهی سپاه سوسنگرد استعفا داد و به جبهه جنوب پیوست. وی در عملیات رمضان مجروح شد. اما این مجروحیت، اولین مجروحیت ایشان نبود. دوبار پیش از این نیز در مناطق عملیاتی، ایشان دچار جراحت شده بود. البته شدت جراحتش در عملیات رمضان، از دو دفعه قبل بیشتر بود.
وی مدت زیادی در تهران بستری بود و برای عملیات والفجر مقدماتی، مجدد خود را به جبهه رساند.شهید بسطامی اوایل سال 62 به جبهه بازگشت. در آن موقع عملیات والفجر تمام شده بود و ایشان مسولیت راه سازی واحد مهندسی قرارگاه مرکزی خاتم الانبیا (ص)را پذیرفت.
قبل از عملیات والفجر (1) در منطقه تپه دوقلو و فکه مسولیت احداث یک جاده مهم، به وی واگذار شد. شبانه روز ایشان به همراه همکارانشان برای احداث این جاده مشغول بودند.
تقریبا کار ساخت جاده رو به اتمام بود که در صبح روز هفتم اردیبهشت مصادف با سیزدهم رجب؛ به هنگام اذان صبح، این شهید بزرگوار، با اصابت ترکش خمپاره، به مقام رفیع شهادت نائل آمدند.
آخرین نماز این شهید عزیز، نماز عشق بود که با وضوی خون و با اقتدا به مولای متقیان، در طلوع فجر میلاد امیر مومنان ادا کرد.