کد خبر 119331
۱۷ اسفند ۱۳۹۳ - ۰۰:۰۰

زندگی‌نامه سومین شهید محراب در سال 61

زندگی‌نامه سومین شهید محراب در سال 61

شهید آیت اللّه شیخ محمد صدوقی، سومین شهید محراب، نماینده امام و امام جمعه یزد بود. او در ۸ صفر ۱۳۲۷در یزد به دنیا آمد.

به گزارش خبرگزاری حیات؛ شهید آیت اللّه شیخ محمد صدوقی، سومین شهید محراب، نماینده امام و امام جمعه یزد بود. او در ۸ صفر ۱۳۲۷در یزد به دنیا آمد. وی از نسل شیخ صدوق بوده و اصالتاً کرمانشاهی است.پدرش ملا ابوطالب و جد دوم او علامه ملا محمد مهدی کرمانشاهی بود که بر اثر درگیری با فتحعلی شاه قاجار به یزد تبعید شد. محمد صدوقی در ۷ سالگی، پدر و در ۹ سالگی مادرش را از دست داد و پسر عمویش ـ ملا محمد کرمانشاهی (مدفون در یزد) ـ سرپرستی او را برعهده گرفت که بعدها صدوقی داماد وی شد. آن پرهیزگار خطاب به دشمنان اسلام و نظام اسلامی چنین گفته بود: "به فرض آن که مرا ترور کردید؛ چه می شود؟ مرغابی را از آب می ترسانید؟" شهید آیت اللّه صدوقی از یاران صدیق و باوفا و قدیمی امام امت بود. او یار امام در تمامی صحنه های انقلاب و یاور ملت محروم بود که به حق در عمل نیز این چنین بود.  او مردی از ُسلاله پاک تشیع علوی و ادامه دهنده راه ائمه معصومین علیهم السلام بود. شهید صدوقی، عابدی مخلص و زاهدی بی ریا بود. از کار شبانه روزی و در خدمت مردم بودن هیچ احساس خستگی نمی کرد و بسیار مقاوم بود. در مبارزه با طاغوت و طاغوتیان بسیار شجاع و فعال بود. او، همچنین حافظه ای بسیار قوی و خوب داشت که زبانزد همگان بود. این مرد پاک طینت و نیکو سیرت دارای چنان جاذبه قوی و نیرومندی بود که در همان برخورد نخست، افراد را به انقلاب و اسلام و امام جذب می کرد. شهید بزرگوار آیت اللّه صدوقی در ایام حیات پر برکت علمی خویش در محضر استادان زیادی زانوی ادب زده و در دروس مختلف از آنان کسب فیض کرده است. تحصیلات تحصیلات علوم دینی را در مدرسه عبدالرحیم‌خان یزد آغاز کرد و در سن ۲۱ سالگی برای ادامه تحصیل به اصفهان رفت اما پس از مدت کوتاهی به دلیل کمبود امکانات و سرمای بی‌سابقه اصفهان، به یزد بازگشت و یکسال بعد در سال ۱۳۴۹ به قم مهاجرت کرد و به تحصیل و بعد از آن تدریس در این شهر پرداخت. وی در سال ۱۳۴۲ از حامیان روح‌الله خمینی بود و پس از پیروزی انقلاب، نماینده مردم یزد در مجلس خبرگان قانون اساسی و امام جمعه این شهر شد. شخصیت آیت اللّه صدوقی تأثیرپذیری فراوانی از امام خمینی(ره) داشته است و امام در زمره استادان این اندیشمند متعهد و صادق به شمار می رود. او همچنین از محضر بزرگانی همچون آیت اللّه شیخ عبدالکریم یزدی، آیت اللّه سید صدرالدین صدر، آیت اللّه سید محمد تقی خوانساری، آیت اللّه سید محمد حجت کوه کمره‌ای، سید علی محمد کازرونی و شیخ غلامرضا فقیه خراسانی خوشه های دانش و فضیلت چیده و بهره ها جسته است. شهید والا مقام، آیت اللّه صدوقی دارای فضایل اخلاقی فراوانی بود. او مظهر صداقت و پاکی بود. درون و برونش یکی بود. به آن چه می خواند و می فهمید عمل می کرد. قرآن کتابی بود که هیچ گاه از او جدا نمی شد. ادب و متانت او زبانزد عام و خاص بود و روزهای عید وقتی که مردم و مسئولان به دیدارش می‌رفتند، بدون استثنا برای همه بر می خاست و این کار را نه از روی اکراه و بی میلی که با نشاط و شوق وصف ناپذیر انجام می داد. آیت اللّه صدوقی از حامیان گروه فداییان اسلام بود. او در حمایت از این گروه از هیچ کاری فروگذاری نکرد، به طوری که سید عبدالحسین واحدی برای پنهان شدن به خانه او پناه می برد. شهید صدوقی او را دو روز پشت آینه دیواری اتاق پنهان می کند و او را از دست مأموران رژیم نجات می دهد. شهید صدوقی همچنین پس از فوت رهبر مذهبی یزد، عالم پرهیزگار و پرآوازه، شیخ غلامرضا فقیه خراسانی، با درخواست مردم و توصیه حضرت امام خمینی(ره) چنان وسیع و فراگیر عمل کرد که تمامی استان یزد و بخشی از مناطق دیگر ایران به صحنه مبارزه علیه رژیم تبدیل شد. از آن پس در اکثر مقاطع مهم روحانیان یزد همراه با شهید صدوقی علیه رژیم مستبد و ستم گر اعلامیه می دادند و به افشاگری می پرداختند. آیت اللّه صدوقی تنها مرد تحقیق و نگارش نبود، بلکه در تدریس و تربیت شاگردان از مردان موفق زمان خود به شمار می‌رفت. درس وی یکی از حلقه های با شکوه درسی حوزه به شمار می رفت. شهید صدوقی تدریس علوم دینی را در اولویت زندگی خویش قرار داده بود و حقیقتاً در مسند تدریس از استادان برجسته و ارزشمند حوزه به شمار می آمد.او در مدت تدریس، شاگردان فراوانی تربیت کرد که بعدها هر یک منشأ خدمات اجتماعی و علمی فراوان گردیدند. از شمارِ بسیارِ شاگردان و آنان که از محضر وی کسب فیض کرده اند، می توان به این افراد اشاره کرد:استاد علامه محمد تقی جعفری تبریزی، شهید مرتضی مطهری و شهید قدوسی مرگ از چندین هفته قبل از شهادت آیت اللّه صدوقی، جوانی در حدود 25 سال، یکی از اعضای سازمان مجاهدین خلق به نام رضا ابراهیم‌زاده با لباس بسیجیان در مسجد ایشان پیدا شده بود و زاهدانه به مسجد رفت و آمد می کرد. این برخورد او باعث می شد کسی به او بدبین نشود. روز یازدهم ماه مبارک رمضان 1361 با روز جمعه هم زمان شد. آیت اللّه صدوقی غسل جمعه کرد و به طرف مسجد «ملااسماعیل» حرکت کرد. خطبه های نماز جمعه را خواند و سپس به نماز ایستاد و چون نماز تمام شد آن جوان که بعد هم مسلّم شد از وابسته های منافقان است از پشت سر به آقا هجوم آورد. ناگاه صدای انفجار مهیبی در فضای مسجد پیچید و شور و غوغای عجیبی همه مسجد را فرا گرفت ...  در جریان پیامدهای اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری ایران (۱۳۸۸) درب منزل وی به آتش کشیده شد که این اتفاق توسط گروه‌های اصلاح طلب و اصول‌گرا محکوم شد و همگی خواهان شناسایی عوامل آن شدند.  

برچسب‌ها