زندگینامه موضوعیت و ارزش محتوایی ندارد. حاج رضا عطایی کچوئی، رزمنده جبهههای حق علیه باطل
شهید حاج رضا عطایی کچویی در 23 اسفند سال 1341 در خانوادهای مذهبی پای به عرصه گیتی نهاد و از همان کودکی زیر نظر پدرش و سپس معلمش به یادگیری قرآن و قرائت آن پرداخت.
به گزارش خبرگزاری حیات؛ تحصیلات ابتدایی را در مدرسه پرورش و تحصیلات راهنمایی را در مدرسه راهنمایی امیرکبیر و دوران دبیرستان را در مدرسه شهید مصطفی خمینی به پایان رسانید. با شروع انقلاب اسلامی همراه دیگر سربازان امام در مبارزات و تظاهرات شرکت مستمرداشت. پس از پیروزی نیز در صحنههای مختلف انقلاب همواره حاضر بود و با شروع جنگ تحمیلی، درس را رها کرد و عضو بسیج شد تا بتواند از میهن اسلامی دفاع کند و سپس به عضویت کمیته انقلاب اسلامی درآمد و در آنجا مسئولیتهای متفاوتی به عهده داشت. آخرین کار ایشان مسئول روابط عمومی کمیته انقلاب اسلامی بود. ایشان در کنار کار همواره با قرآن مأنوس بودند، از این رو به آموزش قرآن کریم همت گماشتند. در سال 61 با حضور درجبهه، از ناحیه کمر زخمی شدند. در سال 62 به زیارت مکه مکرمه مشرف شدند و پس از بازگشت از آنجا، خود را ملزم به شرکت در جبهههای حق علیه باطل میدانستند. سپس به جبهه رفته و سرانجام در 11 اسفند سال 62 در سن 21 سالگی باشرکت در عملیات خبیر در جفیر به دلیل برخورد ترکش به فیض شهادت نائل آمد. دربارهی روحیات ایشان میتوان به عشق به قرآن، علاقهی شدید به امام و ولایت فقیه، صبوری و بردباری و تلاش در حفظ بیت المال را نام برد. خداترس باش؛ ازهیچ چیز نمی ترسید، سفارش شهید به برادرش بود. وصیت نامه شهید عطایی موقع مشرف شدن به مکه مکرمه و اذن فی الناس بالحج باتوک رجالا وعلی کل یاتین من کل حج عمیق؛ سخن با نام پروردگار خود آغاز میکنم و بهترین کلام نیز، کلام معبود است که شکرش واجب بر هر بنده است. معبودی که با بنده خویش بسیار مهربان و رحیم است. واقعاً شکر بسیاری دارد که بعد از آن همه نعمت که به این بنده ذلیل خود عطا کردی و قدرنشناسی نمودم، برای ادب کردن بندهی خود نعمت دیگری را بر من ارزانی داشتی و مرا بسوی خانهی خویش طلبیدهای. چقدر خوشحالم که توانستم مشرف به بیت ا...شوم و دستم به حجرالاسود کشیده و نصرت رزمندگان اسلام، طول عمر امام، پیروزی شیعیان در عراق، افغانستان و لبنان را طلب نمایم. الان که این را می نویسم فکرمی کنم که جای دوستان وعزیزان این ملت حزب ا...در این سفرخالی است.خداوندباشهدای کربلا محشورشان فرماید لعنت خدا بردشمنان خاندان عصمت و طهارت. ازآنجا که نوشتن وصیت نامه امر ضروری برای مسلمانان به خصوص شیعیان میباشد اقدام به این امر نمودم. حرف زیادی جهت گفتن و نوشتن ندارم. مقدار10 هزار تومان پول در بانک ملی شعبه کوی انقلاب دارم که به هرنیت که صلاح میدانید خرج شود. مقداری پول که مقدارش را نمی دانم، دارم که به جبهه بدهید توسط برادر ارجمندم یا دیگران. برایم از زمان بلوغ تاکنون نماز و روزه بخرید. خمس و وجوهاتم را دادهام و دینی تا آنجا که فکر میکنم ندارم. از کلیه دوستان و آشنایان برایم حلالیت بطلبید. از پدرم خیلی زیاد تشکر کرده و سلام برسانید و از او برایم حلالیت بطلبید و از مادرم که او را زیاد اذیت نمودم نیز حلالیت بطلبید. والسلام