یک جانباز 70 درصد روزهای انقلاب اسلامی را روایت می کند
جانباز "سلطان محمد بابایی" مبارز دوران انقلاب اسلامی است که در همان زمان به درجه 70 درصد جانبازی نائل آمد و اکنون جزء کارآفرینان برتر استان تهران است و مدیریت آژانس ایران گردی و جهان گردی «قزوین پیما» را نیز بر عهده دارد.
به گزارش خبرگزاری حیات؛ "جانباز سلطانمحمد بابایی" به بیان خاطراتی از روزهای پرشکنجه انقلاب میپردازد و میگوید: سال 42 بود، آیتالله سید احمد طالقانی برای اولین بار در مسجد نبی سخنرانی کرد. در این زمان 7 ساله بودم، با حضور در مسجد و گوش کردن به سخنان آیتالله طالقانی شیفته حرفهایش در برپایی انقلاب اسلامی و مبارزه با رژیم شاهنشاهی شدم، این سخنرانی جرقه ورودم به تظاهرات علیه شاه شد. زمان سریع گذشت تا سال 57 شد، جوان 22 ساله و مجرد بودم تا 6 ابتدایی درس خواندم و به صورت سیار در جوشکاری کار میکردم. یادم هست، 8 بهمن 57 برای استقبال از ورود امام به تهران رفتم، بختیار نخست وزیر شاه مانع ورود ایشان شد، به همین دلیل در تهران ماندگار شدم، از این روز تا 12 بهمن به همراه مردم با شرکت در تظاهرات، نفرت خود را علیه این اقدام بختیار اعلام کردیم. سرانجام امام 12 بهمن به تهران آمد، من به همراه مردم از خوشحالی نمیدانستیم چه کنیم، غرق در شادی و خوشحالی بودیم. بعد از این روز نیز تا نابودی کامل رژیم شاهنشاهی در تظاهرات مختلفی شرکت میکردیم. 22 بهمن شد، بختیار ساعت 4 ظهر حکومت نظامی اعلام کرده بود ولی امام به مردم گفتند، بریزید به خیابانها و این حکومت را بشکنید. بنده به همراه مردم، به فرمان امام به خیابانها ریختیم و در این روز تظاهرات کردیم و خطاب به بختیار شعار دادیم. در این روز تظاهراتمان به سمت پادگانی در غرب تهران رسید، خیلی شلوغ بود، درب این پادگان را شکستیم و داخل شدیم و از نیروهای ارتش خواستیم به ما بپیوندند، برخی از سربازان اسلحههای خود را زمین میگذاشتند، به ما پیوستند و برخی دیگر به سمت ما تیراندازی کردند. درگیری شدید در پادگان بین ما و نیروهای شاهنشاهی رخ داد، اینجا بود که تیر به زیر شکمم اصابت کرد و مجروح شدم. نیروهای مردمی بعد از مجروح شدنم، مرا به بیمارستان شماره 2 در غرب تهران که نزدیکی این پادگان بود، بردند. در بیمارستان از ستادهای مردمی و از طرف آیتالله طالقانی به ملاقاتم میآمدند و برایم گل و شیرینی میآوردند که از این کار آنها، خیلی خوشحال بودم. بعد مجروح شدنم، تا کنون هیچ وقت از شرکت در تظاهرات و حضور در انقلاب، پشیمان نیستم و احساس رضایت دارم که توانستم قدمی در برپایی انقلاب اسلامی بردارم. بابایی در ادامه به دوران تحصیلش قبل از انقلاب اشاره کرد و گفت: کلاس ششم بودم، از آنجایی که در مدرسه علیه شاه کارهای زیادی انجام میدادم، مدیران مدرسه از من دل خوشی نداشتند و به خاطر شیطنتهایم همیشه توبیخم میکردند. یادم نمیرود، یک روز عکس شاه را که در کلاس نصب بود، با خودکار خط خطی کردم، مدیر مدرسه به خاطر این کارم حسابی تنبیهام کرد و ناچار شدم از مدرسه فرار و درسم را رها کنم.