کد خبر 118815
۱۹ بهمن ۱۳۹۳ - ۰۰:۰۰

مجاهد و شهید دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی سال 60

مجاهد و شهید دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی سال 60

شهید جواد سرافراز، رئیس دفتر شهید دکتر سید محمد حسینی بهشتی بوده که در هفتم تیر ماه 60 بر اثر بمب گذاری در دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی با بیش از 70 تن از بهترین یاران امام لباس شهادت را بر تن کرد.

به گزارش خبرگزاری حیات؛ شهید جواد سرافراز در سال ۱۳۳۲ در تهران به دنیا آمد. پدرش حجت الاسلام حاج شیخ ابوالفضل سرافراز از مروجین مکتب اهل بیت و از وعاظ بنام تهران می باشد. شهید جواد سرافراز اولین فرزند ذکور و دومین فرزند خانواده این روحانی مبارز بوده است، وی تحصیلات ابتدایی را در دبستان ولی عصر(عج) قم گذرانده و پس از آنکه آدم ربایان دربار کثیف، امام را به ترکیه بردند، خانواده ایشان به قلهک شمیران کوچ کرده ضمن ترویج مکتب اهل بیت، نقش فعال در تعلیم و تربیت جوانان را داشته است. در همین سال‌ها شهید جواد در دبیرستان های شهریار و نیاکان قلهک به اخذ دیپلم ریاضی نائل و سپس به خدمت نظام رفت. پس از دوره نظام جهت ادامه تحصیل به انگلستان عزیمت کرد. شهید سرافراز از همان نوجوانی روحیه و ایمانی قوی و انقلابی داشت، بسیار پر تلاش و صاحب روح بزرگ و سعه صدر بود. وی پس از ورود به انگلستان به پدر خود می نویسد: پدر، پس این اروپای مهد تمدن کجا است؟ من در اینجا جز زندگی حیوانی و فساد و ارضاء تمایلات شیطانی و عاری از عاطفه و فضیلت، چیزی نمی بینم. بنا به درخواست جمعی از دانشجویان ایرانی مقیم هند به آن کشور عزیمت کرد و در بنگلور مشغول ادامه تحصیل در رشته جامعه شناسی شد. جو حاکم بر محیط دانشجویی ایرانی هند (آن زمان) آن‌ها را به سه گروه تقسیم کرد: ۱- عناصری که ارتباط با نمایندگان رژیم فاسد شاه داشتند. ۲- عناصر بی تفاوتی که جز به منافع شخصی خویش نمی‌اندیشیدند.۳- عوامل کنفدراسیون و گروه‌های چپ که با هرگونه حرکت اسلامی شدیداً مخالفت می‌کردند. شهید سرافراز پس از ورود به هند بلافاصله اقدام به تشکیل جلسات مشاوره دینی مخفی نمود. پس از گذشت سه ماه، با همکاری متعهدانه جمعی از دانشجویان مسلمان پیرو اسلام راستین، در روز میلاد یازدهمین اختر فروزان آسمان ولایت ضمن دعوت علنی از دانشجویان ایرانی سراسر هند، انجمن اسلامی دانشجویان ایرانی مقیم هند، بنگلور، اعلام موجودیت کرد. او به سبب تلاش پیگیر و مداومش مظهر مقاومت و قاطعیت در انجمن شده بود به همت والای او و برادران همرزمش، حرکتی اسلامی خالص بر مبنای تشیع علوی در هند به وجود آمد که با هر تفکر و گرایش غیر اسلام راستین مبارزه می کرد. وی از روحی سرشار از عرفان برخوردار بود و ساعت‌ها در خلوت به راز و نیاز می پرداخت. شهید سرافراز از چنان روحیه ایثارگری برخوردار بود که هرگز سهمی برای خود قائل نبود و همه چیز را برای دیگران می‌خواست، در نشست و برخواست و در برخوردها می‌کوشید تا اخلاقش، منطقش بر سنت پیامبر (ص) و ائمه اطهار (ع) باشد. بچه‌های یتیم در یتیم‌خانه بنگلور هند هرگز چهره مهربان او را که یکشنبه‌ها با آنان می‌گفت و می‌خندید و قرآن یادشان می‌داد، از یاد نمی برند. شهید سرافراز استعدادی عجیب در تشکیلات و انسجام نیروها داشت. او در مبارزه دانشجویی علیه رژیم فاسد شاه چهره‌ای ممتاز بود. شهید سرافراز در اوایل بهمن ۵۷ با وجودی که از جانب برادران انجمن شدیداً مخالفت می‌شد، بالاخره نتوانست در هند بماند و عازم ایران شد و در آن هنگام که انقلاب و حرکت اسلامی مردم هر روز بیش از روز قبل اوج می گرفت و سیر نهایی را طی می کرد با حضور خود در صحنه دین خویش را ادا نمود و حتی در روز یورش و قتل عام مزدوران دربار شاه به نیروی هوایی، وی مسلحانه جنگید و در همان روز تیری به وی اصابت نمود که پس از معالجات بهبود یافت. شهید سرافراز پس از پیروزی انقلاب اسلامی در حزب جمهوری اسلامی همچون مریدی در کنار شهید مظلوم دکتر بهشتی نقش فعال داشت. به طوری که شهید بهشتی مکرر گفته بود که سرافراز، بازوی من است. وی عضو شورای مرکزی و رئیس دفتر و مدیر آموزش و سرپرست منطقه یازده حزب جمهوری اسلامی بود و همچنین با همه تلاش‌ها و مسئولیت‌هایش در حزب، مدیر روابط عمومی ایزایران وابسته به وزارت دفاع و مدیر مسئول رایانه نیز بوده است. وی سخنران لایق و پرتوانی بود که با تحلیل شیوای مسائل اسلامی، حماسه می‌آفرید و افکار و قلوب شنوندگان را مجذوب مبانی و تعالیم اسلام می نمود و بالاخره این فرزند رشید و برومند اسلام و انقلاب با بیش از هفتاد نفر فرزندان کم نظیر اسلام که از بهترین یاران امام بودند، در بمب گذاری دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی، یعنی کربلای خونین ایران لباس زیبا و گرانمایه شهادت را به تن کرد و به ملاقات خداوند رفت.

برچسب‌ها