کد خبر 116048
۹ تیر ۱۳۹۳ - ۰۰:۰۰

دفاع مقدس و افطارهای اسارت

دفاع مقدس و افطارهای اسارت

یکی از خاطراتی که هرگز از ذهنم نمی‌رود و متناسب با ایام ماه مبارک رمضان است. خاطرات روزه داری در بین عراقی‌ها بود که با چه شرایطی و در چه وضعیتی ما روزه می‌گرفتیم، نماز جماعت می‌خواندیم و سفره افطار پهن می‌کردیم.

حیات: خرماهایی که پوستشان گرفته بودیم را وسط نان‌های خشک قرار می‌دادیم و از آن به عنوان شیرینی در سر سفره‌ی افطار استفاده می‌کردیم.«حیدرعلی ماندگاری» آزاده و جانباز جنگ تحمیلی در گفت‌و‌گو با خبرنگار دفاع مقدس اظهار داشت: دوران اسارت یکی از سخت ترین روزهای عمرم بود که سپری شد. از آن دوران خاطرات بسیار زیادی بر جای مانده است.وی ادامه داد: یکی از خاطراتی که هرگز از ذهنم نمی‌رود و متناسب با ایام ماه مبارک رمضان است. خاطرات روزه داری در بین عراقی‌ها بود که با چه شرایطی و در چه وضعیتی ما روزه می‌گرفتیم، نماز جماعت می‌خواندیم و سفره افطار پهن می‌کردیم.این آزاده و جانباز دفاع مقدس اذعان کرد: در آن دوران به هیچ عنوان به ما اجازه نمی‌دادند که نماز جماعت بخوانیم اما در روزهای مبارک ماه رمضان تصمیم بر این شد که حتما نمازهای‌مان را جماعت برپا کنیم با این شرایط که دو نفر کشیک دهند و مراقب باشند که هر وقت عراقی‌ها آمدند توجه آنها به موضوع یا جای دیگری جلب شود.وی افزود: حتی گاهی اوقات نماز جماعت در چند نوبت انجام می‌شد تا همه بتوانند نمازشان را به جماعت بخوانند. یکی دیگر از موضوعات مهم پهن کردن سفره افطار بود. ما چیزی نداشتیم که با آن سفره افطار درست کنیم اما با خلاقیت تعدادی از افراد، خرماهایی را که پوستشان گرفته بودیم را وسط نان‌های خشک قرار می‌دادیم و از آن  به عنوان شیرینی استفاده می‌کردیم.ماندگاری ادامه داد: خیلی دوست داشتیم که یکی از غذاهای سنتی خودمان را برای افطار درست کنیم اما با مشکلات زیادی روبرو بودیم تا اینکه با یکی از آشپزهای عراقی طرح دوستی ریختیم و توانستیم برای هر سه نفر یه کاسه فرنی درست کنیم و یکی از افطارهای به یاد ماندنی را در دوران اسارت بخوریم.وی در پایان گفت: صبر و استقامت اسرا در آن شرایط سخت و غیر قابل تحمل مثال زدنی است، آنها فقط به این که امام(ره) را از مقاومت در مقابل عراقی‌ها خوشحال کنند فکر می‌کردند نه به اسارت.

برچسب‌ها