کد خبر 114448
۲۴ دی ۱۳۹۲ - ۰۰:۰۰

خاطره ای از شهید احمدی روشن / باران سی سالگی

خاطره ای از شهید احمدی روشن / باران سی سالگی

روی سنگ قبر نوشته بود: شهید مصطفی احمدی روشن...

تهران_حیاتسر قبر نشسته بودم، باران می آمد. روی سنگ قبر نوشته بود: شهید مصطفی احمدی روشن... از خواب پریدم. مصطفی ازم خواستگاری کرده بود، ولی هنوز عقد نکرده بودیم. بعد از ازدواج خوابم را برایش تعریف کردم. زد به خنده و شوخی گفت: "بادمجون بم آفت نداره." ولی یه بار خیلی جدی ازش پرسیدم: کی شهید می شی مصطفی؟ مکث نکرد، گفت:" سی سالگی …" شبی که خاکش می کردیم باران می بارید...

برچسب‌ها