عزا دار حسین/ شعر
شعری از استاد سید محمدحسین بهجت تبریزی (شهریار) به بهانه آغاز ماه محرم
شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسینکوی دل با کاروان کربلا دارد حسینازحریم کعبه جدش به اشک شست دستمروه پشت سر نهاد اما صفا دارد حسینمی برد در کربلا هفتاد ودو ذبح عظیمبیش از این ها حرمت کوی منی دارد حسینپیش رو راه دیار نیستی کافیش نیستاشک وآه عالمی هم درقفا دارد حسینبس که محملها رود منزل به منزل با شتابکس نمی داند عروسی یا عزا دارد حسینرخت ودیباج حرم چون گل به تاراجش برندتا بجایی که کفن از بوریا دارد حسینبردن اهل حرم دستور بود و سر غیبور نه این بی حرمتی ها کی روا دارد حسینسروران پروانه گان شمع رخسارش ولیچون سحر روشن که سر از تن جدا دارد حسینسربه قاچ زین نهاداین راه پیمای عراقمی نماید خود که عهدی با خدا دارد حسیناو وفای عهد را با سرکند سودا ولیخون به دل از کوفیان بی وفا دارد حسیندشمنانش بی امان و دوستانش بی وفابا کدامین سر کند مشکل دو تا دارد حسینسیرت آل علی با سرنوشت کربلاستهر زمان از ما یکی صورت نما دارد حسینآب خود با دشمنان تشنه قسمت می کندعزت وآزادگی بین تا کجا دارد حسیندشمنش هم آب می بندد به روی اهل بیتداوری بین با چه قومی بی حیا دارد حسینبعد از اینش صحنه ها و پرده ها اشکست وخوندل تماشا کن چه رنگین سینه ما دارد حسینساز عشقست وبه دل هر زخم پیکان زخمه ایگوش کن عالم پر از شور و نوا دارد حسیندست آخر کز همه بیگانه شد دیدم هنوزبا دم خنجر نگاهی آشنا دارد حسینشمر گوید گوش کردم تا چه خواهد از خداجای نفرین هم به لب دیدم دعا دارد حسیناشک خونین گو بیا بنشین به چشم شهریارکاندر این گوشه عزای بی ریا دارد حسیناستاد سید محمدحسین بهجت تبریزی (شهریار)