کد خبر 111313
۳۰ مهر ۱۳۹۲ - ۰۰:۰۰

ترکش جزئی/ خاطره

ترکش جزئی/ خاطره

خاطره ای کوتاه از شهید قسمت شیرازی

تهران - حیاتبار سفرش را بست؛ دلم میخواست کنارم بمونه. گفتم:خانواده دل تنگ تو هستند، کمی بیشتر پیشمون بمون. نگاهی از سرِ مهر به من انداخت و گفت: پدر جان اگر یک ترکش کوچک به من اصابت کند، دیگر به جبهه نخواهم رفت. دیگر کلامی نگفتم. قسمت رفت و به خواست خدا شاهد بزمگاه عشق حق گشت و سربی داغ به جمجمه اش نشست و کلامش خیلی زود به حقیقت پیوست. او در اوج زیستن به آسمان پر کشید.

برچسب‌ها