کد خبر 110453
۹ مهر ۱۳۹۲ - ۰۰:۰۰
تهران - حیاتیک ماه مانده به شهادتش، با دوستش قاسم رفت بازار و دو تا توپ پارچه سیاه خرید. گفت: مادر این سیاهی ها را آماده کن بعد از من کسی نیست که برای تو این کارها را بکند. دور تا دور خانه را سیاه پوش کرد. بعدازظهر همان روز رفت عکاسی محل و عکس گرفت. گفت: این عکس را هم در حجله ام بگذارید! راوی: مادر شهید محسن آقاخانی

برچسب‌ها