کد خبر 109876
۳۰ شهریور ۱۳۹۲ - ۰۰:۰۰

خاک پای رزمنده/ خاطره

خاطره ای کوتاه به نقل از عبدالرضا همتی

تهران - حیاتماه رمضون بود، بچه ها سحری که می خوردن ظرفها کثیف می موند، اما صبح که بلند میشدیم میدیدیم ظرفها شسته شده، اطراف چادرها و توالت ها هم تمیز شده بود، خیلی دوست داشتم بدونم کار کیه، یه شب نخوابیدم تا بفهمم کار کیه، دیدم یکی بلند شد و رفت بیرون، دستشویی ها رو شست و ظرفها رو آب کشید، دقت که کردم شناختمش، روحانی گردانمون بود....