کد خبر 109597
۲۳ شهریور ۱۳۹۲ - ۰۰:۰۰
تهران - حیاتدیگر نمانده او را ، در زنــدگی نـواییدارد هـــــوای رفتـن ، جانبـــاز شیمیاییزخم شکفتــه اش را ، دارو نکرد درمانسر می دهد هر از گاه، او نغمه جــداییدست نحیف او را ، کی می توان فشردندیگر نمانده جانی ، در پنجه‌ی طــــلاییدشمن چه کرد با ما ، در جنگ نابــرابـررو کرد سوی ظلمت، ما سوی روشنـاییجانباز شیمیایی ، یعنی پــر از عطــوفتیعنی نشان غیـرت ، بر سیــنه ای ولاییجانم فدای چشمت، آن چشم سرخ پرخونبر تنــــگی نفس ها ، در لحظه رهـــایی