کد خبر 109332
۱۸ شهریور ۱۳۹۲ - ۰۰:۰۰

یتیمان شهدا/ خاطره

یتیمان شهدا/ خاطره

خاطره ای کوتاه از شهید محمد علی غفاری

تهران - حیاتهر موقع با محمد علی به زیارت اهل قبور می رفتیم، با عجله از من و پدرش جدا می شد و می گفت که به زیارت مزار شهدا میره، یه بار بهش گفتم که صبر کن ما هم بیایم. به آرامی مخالفت کرد و گفت:"من تنها میرم". بهش گفتم: چرا تنها؟ گفت: "از یتیمان شهدا خجالت می کشم، اگر من رو با پدر و مادرم ببینن..."

برچسب‌ها