کد خبر 108000
۲۶ مرداد ۱۳۹۲ - ۰۰:۰۰

خاک پای آزاده/ خاطره

وقتی سوار اتوبوس شدیم راننده اتوبوس که از بچه‌های تهران بود خم شد و دستش را به کف پای ما زد و به صورتش مالید...

تهران - حیاتآزاده رضا الهی از خانه فرار کرده بود تا مقابل دشمن بایستد، نیز از دیگر آزادگان دفاع مقدس است که اول آبان‌ماه سال 1359 دشمن او را اسیر کرد. وی در گفت‌وگو با خبرنگار ایسنا می‌گوید: اگرچه درباره اسارت مطالبی در روزنامه و تلویزیون به ملت بیان کرده‌ایم اما مردم باید بدانند که در اسارت چه اتفاقی برای ما آزادگان رخ داده است.در آن دوران بزرگترین تلاش دشمن این بود که ما را حقیر کند.به عنوان مثال، دشمن ما ایرانی‌ها را که شیعه بودیم «مجوس» و کافرمی‌نامید. این تنها بخش کوچکی از شکنجه روحی دشمن بود.در زمان اسارت، من مسئولیت کتابخانه آسایشگاه‌ را بر عهده داشتم و عراقی‌ها این را نمی‌دانستند.از جمله خاطرات این مسولیت می‌توانم به وجود تنها سه قرآن در داخل آسایشگاه اشاره کنم که برای مطالعه آیات آن وقت را بین اسرا تقسیم‌ کرده بودیم. با توجه به تعداد اسرا به هر نفر 15 وقت برای مطالعه قرآن اختصاص می‌یافت.یکی از برکات قرآن پرورش روحیه صبر و ایستادگی بود. همین مساله موجب شده بود که نگهبانان و مسولان اردوگاه‌ها اقرار کنند که «متأسفانه ما اسیر دست شما هستیم نه شما اسیر دست ما».بعد از ورود به داخل کشورمان وقتی سوار اتوبوس شدیم راننده اتوبوس که از بچه‌های تهران بود خم شد و دستش را به کف پای ما زد و به صورتش مالید و ما شرمنده شدیم.

برچسب‌ها